▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌

چهارشنبه 30 آبان 1397 Wednesday 21 November 2018 12 ربیع‌الاول 1440

آخرین اخبار سایت

پروانه معصومی و توصیه به پسری که زیرابرو برداشت تا بازیگر شود

پروانه معصومی: وضع اخلاقی سینما قابل مقایسه با پیش از انقلاب نیست/توصیه به پسری که زیرابرو برداشت تا بازیگر شوداختصاصی عصرایلام/مصاحبه کنندگان:حامد حسن‌زاده، علیرضا عزیزگل/مصاحبه با خانم پروانه معصومی/امروزه بخش بزرگی از خانواده های مذهبی و خانواده های اخلاق مدار، از فرستادن فرزندان و اعضای خانواده شان به آکادمی های بازیگری و سینما و مراکز آموزشی، ترس و واهمه دارند.

چرا که احساس می کنند آموزش های مطرح شده در این مراکز، تضادهایی با چهارچوب رفتار دینی آنها دارد. البته ممکن است چنین دیدگاهی، چندان بیراه هم نباشد. در این رابطه، گفتگویی با پروانه معصومی، بازیگر پیشکسوت و مدرس بازیگری، انجام دادیم تا درباره فضای حال حاضر سینمای ایران از حیث آموزش و سختی هایی که برای قشر متدین دارد، بیشتر برایمان بگوید. این شما و این هم توصیفات و توضیحات این بازیگر باسابقه سینما و تلویزیون.

 

     فضای بازیگری در سینما و صدا و سیما به چه صورت است؟ آیا عرصه برای متدینی که علاقه به بازیگری داشته باشد مهیاست یا خیر؟

صد درصد باز است. فکر نمی‌کنم کاری داشته باشند. من سالیان سال است که هستم. از وقتی که انقلاب شده. از سال ۶۰ - ۶۱ بازیگر شدم. کسی کاری ندارد. یک زمانی بود که خیلی تظاهر به دینداری می‌کردند؛ یعنی این جوری بود که اگر کسی می‌خواست نماز بخواند حتما در بین جمع می‌خواند، در شلوغی می‌خواند؛ آقایان می‌رفتند بالای بلندی نماز می‌خواندند که همه ببینند که او دارد نماز می‌خواند. زمانی این جوری بود. ولی آنهایی که دین‌شان را دارند و واقعا اعتقاد دارند، نمازشان را هم می‌خوانند آن کار‌هایی را هم که نباید بکنند نمی‌کنند، آن کارهایی که باید بکنند انجام می‌دهند، بدون اینکه کسی متوجه بشود؛ یعنی چیزی که اسلام هم می‌خواهد.

    درست است. ولی یک اصطکاکی وجود دارد بین قاطبه مردم که اگر بخواهند بچه هاشان را بفرستند آکادمی‌های هنر برای بازیگری، یک مقداری ترس دارند نسبت به این مساله که آیا بفرستیم یا نفرستیم. فضا سالم هست یا نیست و... نظر شما در این مورد چیست؟ آیا می‌شود این کار را کرد؟

من هم اگر بچه‌ای داشتم که می‌خواست برود بازیگر بشود و برود آکادمی‌های هنر درس بازیگری بخواند، ترس و واهمه داشتم.

    چرا؟

چون جوان‌های ما متأسفانه به دو دسته تقسیم می‌شوند. یک دسته آن‌هایی که بسیار چشم و گوش‌شان باز است و همه چیز را می‌دانند و می‌دانند که حالا اگر این آدم این جمله را می‌گوید برای چی هست و ....  یک عده هستند که نه. خیلی چشم و گوش بسته‌اند.

    یعنی چی؟

به این معنا که اگر مثلا به آن‌ها بگویی تو چقدر خوشگلی و چه چشم و ابرویی داری، برای فلان فیلم آینده هم تو باید بیایی بازی کنی! این فوری می‌رود توی عالم هپروت؛ یعنی منظورم این است که تو ذهنش می‌رود که بازیگر است، آینده دارد و سوپراستار خواهد شد. به این صورت. کمی ترس و واهمه وجود دارد. بچه‌ها را باید کمی روشن‌ کنیم. موقعی که می‌خواهند بروند بازیگری یک خرده‌ای باید روشن شوند. آن هم خیلی دوستانه و از طریق فقط و فقط پدر و مادر هست.

    دقیقا چه چیزی باید گفته شود که روشن شوند و آفتی نداشته باشد و دچار آفت‌ها نشوند؟

این بچه‌هایی که ما می‌گوییم حتما به سن ۱۸ و ۱۹ سال هستند. اولا باید بدانند استعدادشان چقدر است. هیچ کس بیشتر از خود آن‌ها نمی‌تواند بفهمد که چه قدر می‌تواند و نمی‌تواند. حالا بچه‌ها فکر می‌کنند هر کدام برای خودشان مارلون براندو هستند! یا خانم‌ها مریل استریب هستند! ولی پدر و مادر می‌توانند روشن‌شان کنند مارلون براندو یا خانم مریل استریب هم دورانی را پشت سر گذاشتند تا شدند این آدم‌ها.

    حالا سوای بحث استعداد، در مباحث اخلاقی چه چیز‌هایی باید گفته شود؟

من همین را دارم می‌گویم دیگر. به چه زبانی بگویم. مثال بزنم بگویم اگر فلانی آمد و این را به تو گفت بدان که دارد دروغ می‌گوید؟ همین است دیگر.

    درست است...

استعدادهای خودشان را در نظر بگیرند و بدانند که هیچ بازیگری یک شبه بازیگر نمی‌شود. ما الان بازیگری داریم که واقعا یک شبه هم بازیگر شده ولی آیا ماندگار بوده؟ نه، نبوده. پس می‌شود یک شبه هم بازیگر شد، ولی آن چیزی که مهم است ماندگاری است. اینکه آدم بماند و حضور داشته باشد، اینکه بعد از سالیان سال که بگذرد باز هم مردم به او احترام بگذارند. به دیده احترام نگاه کردن به یک بازیگر خیلی مهم است تا اینکه با انگشت نشان دهند که فلانی، در فلان سریال و فیلم بازی کرده.

    بحثی وجود در این میان از سوی کسانی که تعلقات مذهبی دارند و آموزش های بازیگری را دیده اند. می گویند بخشی از تمرینات برای آدمهای مقید و مذهبی سخت است. مثلا حرکاتی که باید به صورت مشترک بین هنرآموزان خانم و آقا اجرا بشود. در این باره چیزی شنیده یا دیده اید؟

من این را شنیده‌ام. آن آکادمی‌ها هم می‌دانم کجا بوده، ‌کی بوده. درست است که در روستا زندگی می‌کنم ولی همهٔ این چیزهایی که باید بشنوم را شنیده‌ام. ببینید، خود من هم کلاس بازیگری داشته‌ام، ولی کلاس‌هایم دخترانه، پسرانه بود...

    تفکیک بوده؟

تفکیکی بود و این هیچ مانع از این نمی‌شود که این‌ها چیزی یاد بگیرند. من نمی‌گویم که باید تفکیک کرد، اصلاً من این را نمی‌گویم؛ ولی من می‌بینم وقتی یک نفر آدم هستم و نمی‌توانم تمام مدت وقتم صرف این بشود که این‌ها این کار را نکنند، این کار را بکنند. اینجا بروند و آنجا جا نروند، اصلاً نمی‌توانم این کار را بکنم! چون وقتی پدر و مادر آن دختر به من اعتماد کرده‌اند و بچه‌شان را پیش من گذاشته‌اند درس بخواند، او هم بچه من است و هیچ فرقی ندارد. من فقط این را می‌گویم که این کار برای من مقداری مشکل بود. به همین جهت خیلی راحت بودم که کلاس‌ها جدا از هم باشند؛ یعنی آقایان جدا بودند، خانم‌ها جدا بودند. خیلی راحت‌تر بودم. من تصورم این است که من به عنوان یک خانم موقعی که بیست تا شاگرد دختر داشته باشم، در فضای بسته که آنجا هستیم خیلی راحت می‌توانیم خیلی چیز‌ها را یاد بگیریم (از جهت تمرین‌هایی که مربوط به کارهای فیزیکی است و...). کما اینکه هنوز هم اعتقادم بر این است که یک کارگردانِ خانم خیلی خوب می‌تواند بازیگرش را راهنمایی کند؛ خیلی بهتر از یک کارگردان آقا می‌تواند راهنمایی بکند/

    به آقایان هم آموزش داده‌اید شما؟

به آقایان هم آموزش داده‌ام. آن هم خیلی راحت بوده است.

    فضای دانشکده‌ها چه طور بوده؟ مختلط بوده یا ...؟

آن‌ها چاره‌ای ندارند، باید مختلط باشند. دانشگاه، دانشکده یک قوانینی دارد که با کلاس بنده فرق دارد. این همیشه یادتان باشد. یک دانشکده را نمی‌توانیم با یک کلاس خصوصی مقایسه کنیم. اگر این دو را مقایسه بکنیم فوراً اولین برچسبی که می‌زنند، این است که یارو عهد حجری است و فلان است. نه، این‌ها نیست. ببینید، موقعی که ده تا دختر دارم به آنها می‌گویم لباس چسب بپوشید، برای اینکه من هم خانم هستم. می‌توانم آن تمرینات فیزیکی که باید از بدن این‌ها بگیرم بتوانم بگیرم، ولی وقتی که پسر و دختر قاطی باشند آیا من می‌توانم این کار را بکنم؟ به همین جهت من فکر می‌کنم بازیگر‌های خانمی که از زیر دست من بیایند بیرون خیلی بازیگرهای خوبی خواهند بود. حالا به هر صورت خانم‌ها فقط با خانم‌ها بازی ندارند، با آقایان هم بازی می‌کنند. ولی مگر ما خطوط قرمز نداریم بین بازی خانم‌ها و آقایان؟ حتی لمس نمی‌توانند بکنند همدیگر را. پس همه چیز درست است. من این را نصیحت می‌کنم به خانواده‌ها اگر می‌ترسند که بچه‌شان به راه بدی بیفتد، منحرف بشود. این مشکل را در خانواده خودشان جست‌و‌جو کنند.

    یعنی بستگی به خود فرد دارد؟

یعنی 99 درصد به خود بستگی دارد. یک درصد‌ش هست که بیرون است. این را در خودشان جست‌و‌جو کنند. بچه‌ای که دروغ می‌گوید این دروغگویی را از کی یاد می‌گیرد؟ از پدر و مادرش. کار بد می‌کند، از کی یاد می‌گیرد؟ از پدر و مادرش یاد می‌گیرد. وقتی که کار خوب نهادینه شد در وجود یک انسان یعنی فقط خوبی‌ها را دید هرجایی برود و کار بد هم ببیند تأثیر نمی‌گیرد.

    پس اینکه کسی مثل شما به خانم‌ها آموزش بدهد و یک بازیگر آقا به هنرجویان پسر آموزش بدهد این به نظرتان حالت ایده آلی است؟

اگر این جور بشود که فوق العاده است. من فکر می‌کنم یک چیزهایی هست که یک استاد خانم هم باید به آقایان یاد بدهد و یک چیزهایی هم هست که یک استاد آقا هم باید به خانم‌ها یاد بدهد.

    آن‌ها چی‌ها است دقیقا؟

این‌ها احساساتی است که خیلی درونی است. یک مرد می‌تواند به یک خانم یاد بدهد اینکه موقع بازیگری چگونه بازی بکند. چندی پیش، ‌دو سه شب پیش یک فیلمی دیدم. کارگردانش هم یک خانم جوانی است. به قدری ایشان خوب بازیگر‌ها را راهنمایی کرده بودند که من مطمئنم که این خانم‌ها حتما از زیر دست یک استاد مرد هم آموزش دیده‌اند. صد در صد. این دوتا خیلی با همدیگر می‌توانند عجین بشوند. ولی شما بیشتر سوالتان این بود که ترسی که دارند از اینکه منحرف بشوند و به راه‌های بد بیفتند. خب در هر کاری، در هرچیزی این اتفاق ممکن است بیفتد. وقتی پزشکی وقتی که می‌رود دانشکده آیا نمی‌تواند که به راه بدی بیفتد؟

    حالا در واقع مدلی که شما پیشنهاد می‌کنید یک مدل در حقیقت کنترل شده است، مدلی است که قائل به تفکیک صد در صدی نیست ولی قائل به کنترل است تا مشکلاتی پیش نیاید

بله. من چیزی که پیشنهاد می‌کنم این است. البته اینکه پدر و مادر هم به سلامت بچه خودشان اعتقاد داشته باشند.

    یعنی توسط خانواده این مشکل حل شود؟

بله. توسط خانواده. وقتی پدر و مادر از داخل خانواده به بچه خودشان اعتماد دارند یعنی می‌دانند این بچه‌ای که تربیت کردند چه خمیری دارد، هیچ گونه ترسی نباید داشته باشند. هیچ ترسی نباید داشته باشند. خودشان هم که همیشه شاهد و ناظرشان هستند.

    گفته می‌شود در امر بازیگری یک مافیایی هست و مشاغل از پدران به پسران منتقل می‌شود! یعنی کسانی که در سینما هستند، فردا بچه‌هایشان را می‌آورند و جایگزین خودشان می‌کنند و اصلا یک قدری فضا بسته است. آیا چنین چیزی وجود دارد؟ مافیایی در این زمینه هست؟

به هر صورت سینمای ما، و حتی سینما به طور کل، یک کمی رابطه‌ای است. یک کمی نه...، شاید خیلی زیاد...، یعنی خیلی زیاد رابطه ای است. ولی خیلی هم دیده شده، نمی‌خواهم اسم ببرم، پدران پسرانشان را آوردند یا دخترانشان را آوردند و کار هم کردند ولی دلپذیر نیست. در سینما بازیگر باید یک آنی داشته باشد که بتواند جذب کند، نگه دارنده باشد، یعنی بازی اش دلپذیر باشد. شما بعضی از اوقات بازیگری را می‌بینید که قیافه‌اش هم خوب است ولی چرا بازیش به دلتان نمی‌نشیند؟

    یعنی رابطه‌ای آمده که این چنین شده؟

رابطه هست، بله. بیشتر رابطه هست. حالا فکر می‌کنند فقط‌‌ همان چهره زیبا ملاک است! نه!

    حالا به نظر شما از ابتدای انقلاب تا به حال چقدر در امر آموزش بازیگری کار شده است؟ منظورم این بحث است که هم جوری آموزش بدهند و فضا را فراهم بکنند که بازیگران دچار این مافیاها نشوند، هم دچار مسائل ضداخلاقی.

خب، پسرفت که نداشتیم. چون دیگر شما سنتان خیلی کم هست و جوانید نمی‌دانید که چی بوده و به کجا رسیده‌ایم. ولی آن مسئله که چقدر این دانشکده‌ها یا این کلاس‌ها موثر بوده‌اند، من خودم را در آن حد نمی‌دانم که بتوانم نظر بدهم. آن چیزی که می‌توانم بگویم این است که بعد از انقلاب ما بازیگرهای خیلی خوبی تربیت کردیم. بازیگرهای واقعا خوبی داشته‌ایم.

    نسبت به قبل از انقلاب که خیلی تغییر داشته‌ایم...

بله. خیلی زیاد، اصلا قابل مقایسه نیست. ما بازیگر تربیت کرده‌ایم. بازیگر داریم. یعنی اصلا آدم لذت می‌برد وقتی که بازیشان را می‌بیند. تمام این‌ها خیلی مهم است. ولی بقیه را در حدی نیستم که بتوانم نظر بدهم. مسلما آن‌ها هم خوب بوده‌اند که ما توانستیم بازیگر تربیت کنیم.

    در کل امیدوار کننده بوده یعنی روال مثبتی طی شده است

صد در صد، بله.

    شما پیشنهادی دارید در زمینه آموزش بازیگری؟

من نصیحتم به کسانی که می‌خواهند بازیگر شوند این است، چه دختر چه پسر، که اولین چیزی که دختر‌ها و پسر‌ها می‌بینند خودشان را نگاه کنند و فکر ‌کنند باید خیلی زیبا باشند تا نقش بگیرند، به هیچ وجه این موضوع نیست. آدم صحنه سینما را که نگاه می‌کند می‌بیند که برگردانی از زندگی است، هم آدم‌های زشت هستند هم آدم‌های زیبا. پس سعی بکنیم فقط به فکر زیبایی نباشیم. آقایی آمده بود اینجا می‌خواست در کلاس من اسم نویسی بکند، پسر خیلی خوش قیافه‌ای بود، بسیار هم مودب بود. من هم کمی، یک کمی نه خیلی زیاد، رک باهاش صحبت کردم. این پسر خیلی اصرار داشت بیاید کلاس های من و من هم نصیحتش می‌کردم که برود کلاس‌های دیگر، گفتم که من الان کلاس ندارم! وقتی داشت می‌رفت صدایش کردم، گفتم تو عین بچه خودم می‌مانی. گفتم اولین کاری که می‌کنی این باشد که این زیر ابرو‌هایت رو برندار. خیلی روی ظاهرش کار کرده بود. ‌گفتم این زیر ابرو را تو چرا بر می داری؟ من که زن هستم زیر ابرویم را به اندازه تو صاف نیست! تیغ کشیده، بالا، پایین، وسط ابرو، این ور، اون ور، این چه شکلی است که خودت را درست می‌کنی؟! بعد دیدم یک خرده نگاه کرد. گفت خوب نیست؟ گفتم: اصلا خوب نیست! اگر که ان شاءالله بروی و بازیگر بشوی آنجایی که لازم باشد بخواهند اصلاح کنند و درست کنند و بهش فرم دهند، آن‌ها خودشان این کار را می‌کنند، گریم می‌کنند، تو هم که نمی‌خواهی که به این سر و شکل بمانی. گفت نه. مدتی بعد دیدمش که چه قدر خوب شده. صدایش کردم و گفتم ببین چه قدر خوب شده. اگر الآن توی آینه خودت را نگاه کنی مسلماً خیلی بهتر از آن زمان هستی گفت بله. سعی کنند ظاهرشان خیلی طبیعی باشد و جوری نباشد که کاملاً غیرطبیعی بشود. 

 

 

 

 

اضافه کردن نظر

در زمینه‌ی انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:

لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
« ویرا » مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
« ویرا » از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر می‌شود.


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی

 تبلیغات سايت خبري ويرا

      09120440191

 

 

 

 

 

 

 

 تمام حقوق سایت متعلق به پایگاه اطلاع رسانی ویرا با مجوز رسمی از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی می باشد

Template Design:Dima Group