▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌

يكشنبه 27 آبان 1397 Sunday 18 November 2018 9 ربیع‌الاول 1440

آخرین اخبار سایت

در آسیب شناسی توسعه ایلام

مشکلات توسعه ای استان متاثر از ساختار نامناسب کشوری است

 

شاخص های توسعه ایلامدر خصوص مشکلات توسعه ای نمیتوان نقش ساختارهای مختلف اقتصادی اجتماعی فرهنگی و سیاسی حاکم بر کشور و تاثیر آن را نادیده گرفت.


عصرایلام/در خصوص  توسعه استان ایلام و تنگناها و آسیب شناسی توسعه استان با تمرکز بر اقدامات انجام شده در دولت های نهم و دهم مصاحبه اختصاصی داشتیم با  علی مهرعلی زاده دکترای حقوق در ردیف نخبگان وچهره هایی است  که علی رغم کم ظاهر شدن در رسانه ها  همواره دغدغه توسعه کشور و استان را داشته و دارد .

حوزه تخصصی مطالعاتی و تخصصی استاد  مهرعلی زاده نیز همواره مباحث توسعه از زویای مختلف بوده است فرصت را غنیمت شمرده و از این استاد ارجمند دعوت کردیم در این مصاحبه شرکت نماید که با فراغ بال پذیرفت . ضمن تشکر بخاطر پذیرفتن و دادن وقت مصاحبه به خبرنگار خبرگزاری زانا توجه خوانندگان محترم را به این مصاحبه جلب می نماییم .


آقای مهرعلی زاده  از شما میخواهیم که ابتدا تعریفی از توسعه را در معنای عام  ارایه کنید و سپس با تمرکز بر آن تعریف چالشهای توسعه استان را بیان فرمایید و در انتهای بحث با توجه به مباحث مطروحه تان  راهکارهای پیشنهادی و برون رفت از وضعیت فعلی  استان را بیان کنیم؟

ببینید من ابتدای بحث چند نکته را بصورت پیش فرض  بایستی مطرح کنم که جزو الزامات مباحث توسعه است ؛ اولین نکته اینکه در مقام بحث بایستی رویکرد ، رویکرد تحلیلی رویکرد سیستمی و جامع نگر باشد ما نمیتوانیم به مقوله مهمی چون توسعه وارد شویم ولی به ابعاد مهم اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی و سیاسی بحث اشاره نکنیم اینها همگی با هم یک کل همبسته را تشکیل میدهند که عدم توجه به هر کدام در تحلیل باعث تقلیل دادن مقام تحلیل می شود . نکته دوم اینکه وقتی ما در مقام بحث توسعه بعنوان یک مفهوم کلی به اجزای مختلفی چون توسعه اقتصادی  توسعه اجتماعی فرهنگی و توسعه سیاسی تقسیم بندی می کنیم همه این تقسیم بندی ها و جدا سازی ها صرفا در مقام نظری ممکن است و الا در مقام عمل همه این مباحث یک کل  بهم پیوسته را تشکیل می دهند که جدا سازی آنها نه ممکن است و نه مطلوب  و نکته دیگر اینکه ما در تحلیلمان و بحث در خصوص مشکلات توسعه ای استان نمیتوانیم نقش ساختارهای مختلف اقتصادی اجتماعی فرهنگی و سیاسی حاکم بر کشور و تاثیری که بر استان دارند نادیده بگیریم به هر حال همانطور که ابتدای بحثم اشاره کردم ما هم به عنوان استان ایلام جزیی ازین سیستم هستیم هم از آن تاثیر می گیریم هم بر آن تاثیر می گذاریم هرچند البته به عنوان یک جزء کوچک بیشتر تاثیر پذیر بوده ایم تا تاثیر گذار .

و مطلب  نهایی آنکه چون بحث در خصوص  وضعیت و چالشهای توسعه استان  است برای اینکه اسیر مباحث تئوریک صرف نشویم و بر مبنای واقعیات پیرامونی بحث کنیم تلاش می کنیم تا ضمن آسیب شناسی فعالیتهای توسعه ای انجام شده در استان طی چند سال اخیر مباحث را بر اساس واقعیات پیرامونی مدلل کنیم .

و اما بحث توسعه و تعریف آن : کنفوسیوس می گوید: به واژگان ظلم نکنید که ظلم به واژگان مایه ظلم به بشریت است .در خصوص توسعه و اینکه توسعه چیست و چگونه کشورهای مختلف به توسعه رسیده اند و بر اساس چه مدلی کشورهای مختلفی که سودای توسعه را در سر پرورانده اند می توانند در این جایگاه قرار بگیرند  جدا ازینکه این مفهوم مفهومی است پیچیده، مبهم و در عین حال متفاوت بایستی بگوییم که توسعه  بیشتر و عمدتا به مثابه یک راه و مسیر است تا هدف  علاوه بر  اینکه توسعه مفهومی نسبی است به هر تقدیر هر کسی که همچون بنده چند روزی در وادی مباحث توسعه سیر کرده باشد، برداشتی از آن را در ذهن پرورانده و همان چیزی را بعنوان تعریف توسعه ارائه می دهد که احتمالاً حاوی جزئی از حقیقتی چندبعدی و پیچیده و مغلق است اما با بررسی و تدقیق معنایی بیشتر و تامل دربارة این مفهوم، سادگی و سهولت اولیه خیلی زود  رنگ می بازد و مباحث و نگاههای گوناگونی مطرح می شود که مفهوم توسعه  را به کلافی درهم تنیده  و سردر گمتبدیل میکند ؛  اما در عین حال یک حداقل هایی وجود دارد که بدون وجود و تحقق آن موارد حداقلی هیچ کشوری نمیتواند ادعای توسعه یافتگی کند  ؛

مباحث بسیار فراوان و بیشتر از حد تصور در قالبها و به بهانه های مختلف از جمله کتاب مقاله سمینار همایش و.... نگاشته و برگزار شده است و  پیدایش مکاتب متنوع و رنگارنگ و رشته های دانشگاهی گوناگون در طول عمر خود تجربه کرده است و هر کسی از ظن خود یار آن شده است اما دراین گفتگو با توجه به محدودیت زمانی و آنچه در حوصله  خوانندگان می گنجد من یک تعریف را از توسعه بیان میکنم و سعی میکنم تمامی مباحث خودم را در این چهارچوب بیان کنم  اولین و شاخص اساسی  پایه ای توسعه از نظر من مبتنی بر شهروند و مفهوم شهروندی است تا شهروند شکل نگیرد توسعه محقق نمیشود و توسعه امریست مبتنی بر شهروند و در عین حال برای شهروند علاوه بر این بر اساس نظام ارزشی خاص حاکم بر جامعه ما توسعه باید در شرایطی اتفاق بیافتد که انسان  ارزش داشته باشد معتقدم که هدف وسیله را توجیه نمیکند بلکه وسایل به اهداف هویت و عینیت میدهند اگر میخواهیم توسعه مان در بعد مادی و اخلاقی موفق و انسانی باشد بایستی تمامی برنامه ریزی ها و اقدامات حول محور مشارکت شهروندی و برای شهرونئان باشد

دوم اینکه علم اساس برنامه ریزی و تدوین استراتژی ها قرار گیرد امروزه برای نیل به اهداف  بخش عمده ای از اعتبار سازمانها و شرکتهای گوناگون به موضوع تحقیق و پژوهش اختصاص می بابد و اصلا واحدهایی به نام " تحقیق و توسعه " جزو تفکیک نا پذیر آنها شده است و رابطه مستقیمی بین میزان تحقیق و میزان توسعه در کشورهای مختلف وجود دارد و درصدی از تولید ناخالص داخلی را به این مهم اختصاص می دهند .

موضوع عدالت و فقر زدایی هم از جمله پارامترهای مهمی است که در مبحث توسعه بایستی جدی گرفته شود چون متاسفانه توسعه همیشه در ذات خودش این پتانسیل را دارد که نابرابری ها را بیشتر کند و تجارب نظامهای گوناگون موید این نظر است که البته راه حل موضوع در اصلاح کژکارکردی های سیستم توسعه گراست موضوع بعدی که بایستی در چهارچوب تعریف توسعه مد نظر قرار بگیرد ملاحظات زیست محیطی و توجه به شاخصه های توسعه پایدار از منظر حفظ و ارتقا منابع زیست محیطی است . بطور خلاصه توسعه شامل سه بعد ، یک محور و یک بستر است که بصورت شکلی در قالب یک مثلث روشنتر قابل تبیین است   یک ضلع آن مشارکت فراگیر و نهادین شهروندان در عرصه های مختلف سیاسی ،اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی. ضلع دوم جو و ملاحظات زیست محیطی و ضلع سوم فقرزدایی و محرومیت زدایی. و بستر و اساس مثلث رویکرد علمی و محور اساسی آن شهروند و مفهوم شهروندی است  .
البته تحقق این اجزا لوازمی را می طلبد و الزاماتی را نیاز است به تعبیر منطقیون " اذن در شی ء لازمش اذن در لوازم شی است " یعنی اگر مثلا من یک اتاقی را به شما هبه کردم لازم بهره گیری شما از اتاق این است که کلید اتاق را هم در اختیار شما قرار دهم   . تحقق اجزا اصلی توسعه نیازمند لوازمیست که بدون آنها تحقق توسعه شدنی نیست مثلا شفافیت ، نظام اطلاع رسانی دوسویه ، پاسخگویی ، فرهنگ سیاسی مدنی ونه احساسی !  و... که حالا در جای خودشان مورد اشاره قرار خواهم داد .

آقای مهرعلی زاده بنظر میرسد تا اینجا توضیح کاملی در خصوص مولفه های توسعه را بیان کردید اگر ممکنه در ادامه بحث ارتباط این مولفه ها را با وضعیت استان و چالشهای پیش رو بیان بفرمایید ؟

البته کامل که نه ولی خوب به مقتضای بحث و محدودیت زمان تا حدی کفایت می کند البته باز هر جا احساس شد موضوع را بیشتر تشریح می کنم . در خصوص تحلیل وضعیت استان  از منظر رویکرد توسعه ای یک سری سئوالات به ذهن میرسد و یک سری توصیفات و تحلیل های پسینی .سئوال من این است که در هشت سال گذشته استراتژی های مدیران ارشد استان در ابعاد مختلف اقتصادی اجتماعی و فرهنگی چی بوده ؟

این استراتژی ها با کدام رویکرد علمی اتخاذ شدن و ارزیابی های پایانی چی بوده؟ ببینید ما موقعی که بحث توسعه را مطرح میکنیم چون با جامعه انسانی سروکار داریم و با توجه به پیچیدگی سیستم جوامع انسانی که در رده هشتم سیستمهای نه گانه پیچیده قرار می گیرد حتما بایستی به زمینه ها و شرایط کار توجه داشته باشیم و الا راه بجایی نمیبریم حتی در علوم پایه که به علوم دقیقه هم موسومند باز زمانی که تئوری  خاصی مطرح میشود برای میزان  اعتبار تئوری در عمل  موارد و شرایط خاصی را  مفروض میگیرند مثلا میگویند که آب موجود در دو ظرف در 100 درجه بجوش میاد به شرطی که  جاذبه زمین برای هرکدام مساوی باشد یا به شرطی که هردو در یک ارتفاع خاصی از سطح دریا قرار داشته باشند اما در استان بنظر میرسد در تصمیم گیری ها کمتر به این موضوع و شرایط زمینه ای اجتماعی توجه شده است ما در طی چند سال گذشته یک نوع مدیریت فیلسوف _ شاهی را در استان شاهد بودیم که بدترین نوع مدیریت هم هست متاسفانه –( همان چیزی که افلاطون در نظریه مثالی خودش بیان می کند که می گوید یا باید شاهان فیلسوف شوند یا فیلسوفان شاه تا جامعه مثالی و آرمانی مد نظرش محقق شود  ) در طی این چند سال گذشته مدیران ارشد استان که ریاست و مسئولیت شورای برنامه ریزی و توسعه استان را در دست داشتند از یکسو یا به دلیل مدرک علمی و دانشگاهی یا به دلیل توهم ناشی از تجربه شان تصور می کردند که در یک دست قدرت و در دست دیگر علم و دانایی را دارند و هرآنچه در ذهن  آنها میگذشت بایستی به واقعیت تبدیل شود از نظر اینان کار علمی یعنی تحمیل ذهنیت بر واقعیت و اگر واقعیت با ذهن آنها نخواند وای به حال واقعیت ! هر جا هم به بن بست میخوردند آرمانی دیگر و تجربه ای دیگر ! و سرانجام هزینه ای دیگر . برای منی که هم تجربه کار در دستگاههای اجرایی استان و هم تجربه کار علمی و پژوهشی در این حوزه را دارم جای بسی سئوالات فراوانی است ؟! که ؛ اولا استراتژی توسعه کلی استان طی این چند سال اخیر - حصوصا دولت نهم و دهم  - چه بوده ؟ آیا اصلا استراتژی مدون و علمی ای در کار بوده یا نه ؟ اگه بوده مولفه هاش در ابعاد مختلف فرهنگی اجتماعی اقتصادی و.... چی بوده ؟ در یک مقطعی با طمطراق و سرو صدای فراوان و راه اندازی تشکیلات و تشریفات و صرف هزینه های گزاف  با وعده ایجاد اشتغال مدعی ایجاد دفتر سرمایه گذاری واشتغال در استان شدند ! اما نتیجه چی شد ؟ چقدربرای این موضوع هزینه شد ؟ و"کارایی" و "اثربخشی " برنامه ها چه بود ؟ اصلا مهم بود برای موضوعی که این همه اعتبار صرف آن شد   ارزیابی و آسیب شناسی ای صورت بگیرد ؟چند نفر توانستند در طی این مدت صاحب شغل شوند ؟ اصلا چند نفر طی این مدت  شغل خود شان را از دست دادند ؟ چند نفر به یمن این تشکیلات چند شغله شدند و به نوایی رسیدند ؟! بقیه موارد هم به همین شکل اعتبار و وامی که به بحث بنگاههای زودبازده ! اختصاص پیدا کرد نتیجش چی شد ؟ ارزش این را نداشت که نتیجه کار ارزیابی شود ؟

اعتبار و وامهای کلانی که به حوزه کشاورزی استان داده شد و مایه افتخار مدیران ارشد استانی  به جهت کسب مقام در توزیع  اینگونه اعتبارات شد نتیجه اش چی بود ؟ به تعیبیر دوست درمندی که گفته بود دلم سوخت برای سیمره و سیروان و درخت های گردوی خشکیده اش ! شهروندان که نتایج را لمس می کنند اما برنامه ریزان چکونه ارزیابی می کنند. اصلا بر اساس کدام ارزیابی و مزیت چنین وامهایی پرداخت شد   ببینید اینکه  عرض کردم بایستی مفروضات را دراجرایی کردن و ارزیابی برنامه ها مدنظر قرار داد اینجا خودش را بهتر نشان می دهد  دو مفروضه مهم که البته پیدایششان مختص صرفا چند سال اخیر نیست ولی دراین چند سال بیشتر خودش را نشان داد یکی نگاه  مکانیکی  محض  به مسایل و مشکلات استان و دیگری غیبت رویکرد علمی و مشارکت شهروندان در طرح ریزی و اجرای برنامه های توسعه( البته با تسامح فراوان ) استان بوده است این مورد اخیر اصلا بایستی " حلقه مفقوده  " تلقی شود . باز میتوانیم اضافه کنیم که کارگروه تخصصی پژوهش استان بعنوان یکی از مهمترین کارگروههای تخصصی ذیل شورای برنامه ریزی استان با وجود ظرفیتهای بالقوه قانونی و انسانی ای که در اختیار داشته  چه نقشی در تصمیم سازی های برنامه ها داشته است ؟

اتاقهای فکری که میتوانستند نقش واحدهای "تحقیق و توسعه" را در دفاتر مختلف  برنامه ریزی استان  ایفا کنند کجا هستند ؟ چه اقدامی  در جهت نهادی شدن اینگونه اتقها برداشته شد ؟ توجه داشته باشیم که  امروزه  زمانی که انواع کلی توسعه مورد بحث و مقایسه قرار می گیرد به این نتیجه میرسند که توسعه تابع مواد اولیه صرف نیست ، توسعه تابع میزان نیروی انسانی صرف هم نیست بلکه بخش عمده ای از توسعه مرهون  مفهومی است که از آن تحت عنوان سرمایه اجتماعی یاد می شود . یک مقطعی بیان میشد که هرچه یک کشور مواد اولیه بیشتری در اختیلر داشته باشد زودتر میتواند به توسعه برسد .

حال در مقاطع بعدی موضوع میزان و کیفیت نیروی انسانی بعنوان شاخص اصلی توسعه مطرح شد و لی امروزه زمانیکه میزان و مولفهای دخیل در توسعه یافتگی را ارزیابی میکنند به این نتیجه می رسند در صد بسیار بالایی از وصول به توسعه یافتگی مرهون میزان  ایجاد و تقویت سرمایه اجتماعی  در جامعه است حال بحث سرمایه اجتماعی خود بحث مفصلی ست اما این را اضافه کنم که در نگاه توسعه یعنی مواد اولیه توسعه نوعی " موهبت " دانسته می شد در بحث توسعه مساویست با میزان و کیفیت سرمایه انسانی توسعه را در مغز افراد جستجو می کردند اما دراین رویکرد اخیر یعنی توسعه به مثابه سرمایه اجتماعی  بطور کلی می گوید سرمایه در روابط بین افراد است . سرمایه اجتماعی یک مفهوم است و مابه ازای بیرونی ندارد ولی خوب با شخاص ها و مصادیق مهمی چون ارتباطات مختلف ، اعتماد ، مشارکت و آگاهی سنجش می شود . رویکرد سرمایه اجتماعی به توسعه می گوید ما اگر هزینه های فراوانی انجام دهیم نیروی انسانی خیلی با کیفیت هم در اختیار داشته باشیم با زتوسعه معقق نمیشود مگر اینکه هرچه بیشتر شاخص های سرمایه اجتماعی را عملیاتی کنیم بعنوان اساس کار و در عمل هم دیده میشود که نگاه مکنیکی به توسعه در استان جوابگو نبوده است هرچند این مسایل و مشکلاتی که بیان میشود بعد ملی دارد اما بنظرم نمود معایب کار در استانهای مثل استان ایلام بیشتر است .

ببینید ما بعنوان یک استان کمتر توسعه یافته از یک طرف  کلی نیازهای عقب افتاده و کلی زمینه های کار و فعالیت داریم  و از طرف دیگر بعنوان مثال کلی فارغ التحصیل دانشگاهی بیکار و جویای کار در رشته های مختلف حالا جدا از این یکی دو سال اخیر طی سالهای ماقبل اعتبارات  و منابع خوبی  را هم در اختیار داشتیم ولی چرا  توسعه پیدا نکردیم ؟

موضوع بر می گردد به مدیران مکانیکی . بر می گردد از اینکه ما به تعبیر یکی از اندیشمندان تمایز ساختاری داشتیم ولی نتوانستیم بین ساختارهای مختلف هماهنگی کارکردی ایجاد کنیم _البته من با تسامح تمایز ساختاری را می پذیرم _ مثلا عمده  دانشگاههای ما در استان اسما دانشگاه هستند عملا و  عمدتا تزینات کارند چون محوای دانشگاهی ندارن به هر حا هر موضوعی برای اینکه اتفقاق بیافتد به تعبیر منطیقیون تا علل مرکب تمامی حاضر نباشند معلول حاصل نمی شود حالا حتی اگر تاثیر یکی از آن علل فرضا یک درصد هم باشد  به هر حال دانشگاه برای اینکه دانشگاه باشد یک معیار های حداقلی را بایستی داشته باشد دانشگاهی که نه آزمایشگاه دارد نه کتابخانه نه فضای پزوهشی نه ... آخه این چه دانشگاهیه ؟ فارغ التحصیل این دانشگاه چه کمکی به توسعه میتواند بکند . تازه این در شرایطیه که عمده رشته های دانشگاههی مراکز دانشگاهی استان با نیاز ها و واقعیات استان همخوانی ندارند . توسعه که در خلا محقق نمیشود .
حالا بیشتر ازین من به این موضوع نمی پردازم ولی به هر حال سئوال این است که نهادهای متولی پژوهش و تحقیقات چه ارتباطی را توانسته اند با برنامه های توسعه ای استان بصورت واقع بینانه برقرار کنند .؟

آقای  مهرعلی زاده  در بحثتان به موضوع سرمایه اجتماعی و نقش آن در تحقق توسعه اشاره کردید اگر ممکن است این موضوع و نسبتش با وضعیت فعلی توسعه ای استان بیشتر تشریح کنید ؟

همانطوری که در صحبت قبلی گفتم سرمایه اجتماعی یک مفهوم (consept) است . و مابه ازای بیرونی نداره ولی خوب شاخص (index) های  عمده ایوجود دارد که براساس آنها میتوان  آنرا تحلیل کرد یکی از این شاخصها مشارکت است وقتی به وضعیت استان  در بعد کلان نگاه میکنیم میبینیم که دربرنامه ریزی های مختلف و در حوزه های  گوناگون اجرا این شاخص خیلی جدی گرفته نشده اجاز دهید از چند تا مثال استفاده کنم تا بحث ملموس تر شود :

شهرداری ها و دهیاری ها از جمله نهادهاییند که میتوانند در ابعاد مختلف توسعه اثرگذار باشند حال در عمل ما از این نهاد ها چه چیزی را میبینیم آنچه که ما و همگان می بینیم _ در بهترین حالت _  بلوار سازی و آسفالت معابر و جمع آوری زباله ها ست   در حالکیه امروزه در کل دنیا این وظایف جزو وظایف و اولویتهای رده آخر شهردادری هاست . آنچه که باستی اولویت و اساس کار شهرداری ها باشد شهروند سازی و بهره گیری از مشارکت شهروندی است ! چیزی که برای ما در استان ایلام خیلی غریب می نماید حالا شما در غیاب این مفهوم مدام هزینه کنید و به تعبیر خودتان کار عمرانی – و به تعبیر ما دور ریختن عوارض و مالیات دریافتی از شهروندان ! انجام دهید . نتیجه تا الان چی بوده ؟

در هر برنامه ای که رویکرد شهروند محوری بوده موفقیت بسیار بالابوده و بالعکس  که متاسفانه مورد بالعکسش در استان پررنگ تر است . البته شهروند محوری و مشارکت شهروندی با شعار محقق نمی شود با یستی ساز و کار های خاص موضوع عملی شود و در معیار حداقلی در چارچوب سازمانهای مردم نهاد در حوزه های مختلف شهری عملیاتی شود مباحث علمی و تجربیات  نشان میدهد که ضمن کارایی و اثربخشی بالای برنامه های مبتنی بر این رویکرد  هزینه ها نیز کم تر خواهد بود و از منظر تحلیل هزینه _ فایده  به صرفه تر .
یا در بعد شاخص دیگر سرمایه اجتماعی یعنی اعتماد بایستی بیان کنم که ما در مباحث توسعه کارمندان را رکن چهارم  و قوه چهارمی میدانیم در کنار قوای سه گانه . به هر حال کارکنان و کارشناسان دستگاه بوروکراسی کشوربا توجه به تعداد و ماندگاریشان در دولتهای مختلف اثر گذاری بسیار بالایی بر اجرا و کیفیت اجرای برنامه های دولت دارند دقت کنید که امروز این طبقه یا قشر وسیع چه ویژگی هایی پیدا کرده ؟ بالفرض که همه چیز مجددا در  سیستم بوروکراسی حالت بهینه خود قرار بگیرد با این ویژگی های اخلاقی و رفتاری ضد توسعه ای چکار باید کرد ؟ سیستمی که محمل اصلی توسعه است اگر خود دچار بحران باشد  چگونه میخواهد بحرانهای ناشی از توسعه را مدیریت کند ؟

بی اعتمادی ، فرصت طلبی ، گریز از کار جمعی و مشترک و ... را چگونه می توان اصلاح کرد یا در بعد اجتماعی شما اگر میخواهید ببینید وضعیت جامعه استان چگونه است سری بزنید به افازایش و چند برابر شدن آمار ناهنجاری ها و جرایم اجتماعی مثل ؛ آمار طلاق ، تعداد زندانیان , ضرب و جرح , نزاعهای خیابانی ، جعل و کلاهبرداری و... همه این موارد نشانگر فرسایش سرمایه اجتماعی در جامعه استان است  . در واقع سرمایه اجتماعی نوعی چسب اجتماعی و بیانگر گرمی جامعه است . یکی از مزیتهای مهم سرمایه اجتماعی کاهش هزینه های مبادلاتی در ابعاد مختلف اقتصادی اجتماعی است  .

هزینه مبادله هزینه ای ست که بر تولید کننده تحمیل میشود بدون اینکه آنرا پیش بینی کرده باشد از نظر محاسبات هرچه میزان آن پایین تر باشد مطلوب تر است مثلا شما با خانواده برای گذراندن اوقاتی از فراغتتان به پارک رفته اید اگر نگاه شما این باشد که جامعه نا امن است و احتمال وقوع ناهنجاری  بیشتر باشد شما بجای اینکه با آرامش ذهنی در پی این باشید که اوقات خوشی را در پارک بگذرانید بایستی مدام نگاهتان به خانواده باشد و فرزندانتان که در حال جست و خیز و بازی اند که مبادا دچار ناامنی شوید یا چنانچه اعتماد بین شهروندان پایین باشد شما برای یک معامله ساده بایستی انواع و اقسام چک و سفته و ضامن و... بدهید تا از بقال سرکوچه یک خرید  بصورت نسیه داشته باشید این یعنی افت سرمایه اجتماعی و افزایش هزینه های مبادلاتی .مدیران استان برای ارتقا یا حداقل حفظ سرمایه اجتماعیچه کاری انجام داده اند.

ببینید دفتر امور بانوان استانداری حدود یکسال بدون مدیر کل و حتی  سرپرست بوده  یعنی یک اداره کل مصوب در چارت سازمانی را تعطیل کردن ولی آب از آب تکان نخورد ! یا دفتر اموراجتماعی استانداری بعنوان دبیرخانه کارگروه تخصصی اجتماعی فرهنگی استان و زیر مجموعه شورای برنامه ریزی و توسعه استان در طی 8 سال دولت نهم و دهم 7 مدیرکل را تجربه کرده است علاوه بر اینکه برای مدت بیش از یکسال  حتی سرپرست  هم نداشته  است  ! این یعنی اینکه ما نه تنها از فرصت و پتانسیل عظیمی که در حوزه مشارکت شهروندی و ساختار اجرایی ای که در اختیار داشته ایم استفاده نکرده ایم بلکه متاسفانه ریشه ها را نیز خشکانده ایم . 

به یاد دارم که در دیداری که با استاندار آخر دولت دهم داشتم ایشان با افتخار از کارها و خدمات فرهنگی اجتماعی خود نام می برد مثلا می گفت چندین بار از زندان مرکزی ایلام بازدید داشته ام و توانسته ام در دیدار با زندانیان تاثیر گذاری داشته باشم ولی خود ایشان حتی یکبار هم در جلسات کارگروه اجتماعی فرهنگی استان شرکت نمیکرد .

بنظر میرسد آنچه دولت نهم و دهم در ایلام به نمایش گذاشت نوعی دولت در خود متناقض و پارادوکسیکال بود که کمترین سنخیتی با مبانی پذیرفته شده توسعه نداشت دولت" نفوذ های ناهمگن "  -  از یک طرف داعیه کار فرهنگی داشتیم از طرف دیگر اساس کار را که توجه به نیاز ها و اولویت های فرهنگی شهروندان بود فراموش کرده بودیم از یک طرف طرح نسیم رحمت و شبهای آفتابی را اجرا می کردیم از طرف دیگر معروف بودیم به تنها استانی که سینما ندارد !

باید توجه داشته باشیم که حتی برخورداری از امکانات فرهنگی در قالب شکلی محض و خالی از محتوا و جوهره اصلی خیلی از مواقع نه تنها کمکی به توسعه نمی کند بکه حتی ممکن اسن بعنوان ضد توسعه تلقی شوند و در راه و مسیر پیشبرد اهداف توسعه ای استان ایجاد مانع کنند .مثلا الان در استان بالغ بر 30 مورد نشریه محلی در موضوعات مختلف و عمدتا سیاسی فرهنگی اقتصادی چاپ و منتشر می شود ولی سئوال این است که نقش اینها در پیشبرد توسعه استان طی سالیان اخیر چه بوده است ؟

خیلی از مواقع همین نشریات متاسفانه  ضد توسعه ای عمل کرده اند .شما دقت کنید به رسالت اینها و عملکردشان و نوع مدیریت و تحلیل محتوایشان بعد موارد را با ملاحظات توسعه ای بسنجید .بعد 20 سال فعالیت نشریات در استان جدا از بعضی جشنواره های نمادین و گردهمایی های تشریفاتی کدام بررسی علمی و آسیب شناسانه در خصوص مطبوعات محلی انجام شده تا ضعفها برطرف شود موانع برداشته شود و کیفیت محتوایی آنها ارتقا یابد؟ حالا به همین شکل دیگر ظرفیتهای فرهنگی موجود در استان را که عمدتا بسیار پایینتر از ظرفیت خود عمل می کنند را می توانیم بررسی و آسیب شناسی کنیم . از صدا و سیمای محلی استان گرفته تا ظرفیت بالقوه فرهنگی شهرداری ها و دانشگاهها و ....  . نتیجتا میخواهم این را خدمتتان عرض کنم امروز با توجه به شرایط که نه حکومت چنواد وقت دارد و نه اقتصاد صبر دارد و نه جامعه آن اعتماد گذشته را بایستی خیلی سریع تر و جدی تر در همه حوزه های  توسعه ای استان وارد عمل شد و بر اساس روشها و الگو های استاندارد و پذیرفته شده عمل کرد .

آقای   مهرعلی زاده توضیحاتتان بسیار شیوا و مثالهای زیبایی هم برا هر بحث  بیان کردید با توجه به تاکیدی که جنابعالی بر اهمیت جنبه علمی دادن به فعالیتها برای نیل به توسعه استان  دادید  سئوالی که به ذهن میرسد این است که نقش نخبگان علمی خصوصا در بعد اجتماعی به معنای عام کلمه در این فرایند چیست ؟

من ابتدای عرایضم گفتم که یکی از مفروضات اساسی بحث ما باید این نکته باشد که نگاه سیستمی داشته باشیم به پروژه توسعه استان ، به هر حا ل نخبگان علمی هم جزیی ازین سیستمند در یک سیستم اگر حتی یک جز سیستم خوب کار نکند باعث اختلال در کار کل سیستم میشود  این یک موضوع . و اما ، جدا از جدی گرفته نشدن نخبگان علمی اجتماعی و هماهنگی کارکردی بسیار ضعیف بین ساختار علمی  و ساختارمدیریت اجرایی دراستان . موضوع مهم  دیگر بر می گردد به اینکه آنچه ما به تسامح از آن تحت عنوان " جامعه  استان ایلام " نام می بریم و مورد مطالعه علوم اجتماعی قرار میدهیم در حالیکه واقعیت موضوع چیزی بیش از یک" اجتماع" نیست .

و این سختی کار تحلیل عالمان و جامعه شناسان را بیشتر میکند سختی به خاطر اینکه ما با "توده " ای از مشکلات سروکار داریم یا به تعبیری در اجتماع استان ایلام تغییرات خطی نیست و این غیر خطی بون تغییرات منجر به نوعی آشفتگی در مکان و زمان شده حالا به زبان ساده تر منجر به نوعی بی ثباتی  شده است  و تا بخواهیم وضع جاری را بررسی کنینیم میبینیم شرایط کاملا عوض شده  به هر حال جامعه خصایصی دارد که این خصیصه ها این فرصت و امکان را در اختیار نصمیم گیران قرار می دهد تا راحت تر بتوانند برنامه های توسعه ای را عملیاتی کنند .  این را هم اضافه کنم که ساختن جامعه در فرایند توسعه هم الزام است و هم هدف ، امری که متاسفانه در غیاب فقدان تحلیل و بینش علمی تصمیم گیرندگان محجور واقع شده است. یکی از خصایص اجتماع پیش بینی ناپذیر بودن آن است بر خلاف جامعه و این امر کار را برای محقق علوم اجتماعی سخت می کند  بنظر میرسد ما بتوانیم بر اساس نظریه آشفتگی مشکلات اجتماعی استان را در نگاه کلان بهتر تحلیل و نببین کنیم که خود می تواند موضوع گفتگویی مفصل و تخصصی باشد .
آقای مهرعلی زاده ضمن تشکراز جنابعالی بخاطر طرح مباحث بصورت جذاب و زیبا که با  انسجام خوبی هم بیان فرمودید به نظر میرسد ضرورت دارد تا در آینده بصورت تخصصی تر مباحث را مورد بحث قرار دهید ولی اگر ممکنه با توجه به مطالبی که فرمودید راهکارهای کلی مورد نظرتان برای برون رفت ازین وضعیت  تشریح بفرفمایید چون همیشه بعد از طرح مباحث اویلین سئوالی که به ذهن میرسد این است که چه باید کرد ؟

ببینید من همیشه تاکید میکنم که در ارایه مباحث و پیگیری برنامه ها بایستی به بافت و واقعیات اجتماعی توجه زیادی بشود . یه تعبیری هست که می گوید" جهانی فکر کنید و محلی عمل کنید ."  ما در یک عصری قرار داریم که در آن واقعیت بر تخیل پیشی گرفته عصری که سرعت تغییرات بر سرعت کشیدن منحنی تغییرات سبقت گرفته عصری که همه چیز در حال تغییر است و هیچ چیز ثابتی وجود ندارد  تنها اصل ثابت تغییر است عصری که هر لحظه در آن انقلابی در زمینه اطلاعات رخ میدهد . عصر موسوم به عصر اعداد  عصر 0و1 ما در زمانه ای قرار داریم که بر اساس آما موسسسات علم سنجی دنیا رشد تولید علم و اطلاعات از زمان عمومی شدن رایانه یعنی سال 1964 تا الان یعنی با گذشت 48 سال دانش بشر 48 هزار برابر افزایش پیدا کرده این به این معناست که ما اگر میخواستیم با همان سرعت ماقبل رایانه حرکت کنیم 48 هزار سال طول می کشید تا به وضعیت امروز برسیم .

با توجه به این وضعیت مجددا تاکید می کنم که اولا رویکرد علمی و بهره گیری از صاحب نظران و کارشناسان علمی در حوزه های مختلف بایستی سرلوحه کار مدیریت اجرایی استان قرا بگیرد نه اینکه بالفرض ما در یک دستگاهی فردی با بالاترین درجه تخصص علمی مربوطه و سوابق کاری مفید  در یک رشته (phd) داشته باشیم ولی بعد بنابر ملاحظات سیاسی و ... یک شخصی را با بستن قرارداد کارگری !در  آن حوزه   وارد و بعنوان مدیرکل منصوب کنیم که الفبای آن حوزه را نمیداند که هیچ بلکه کمترین سابقه مدیریتی راهم ندارد بعدهم اسم کار را بگذاریم شایسته سالاری و کار برای رضای خدا ! اصلا مهمترین کاری که مدیریت اجرایی استان در ابتدای کار خوش بایستی انجام دهد اعاده حیثیت  از وازگانی است که هویت آنها کاملا لگد مال شده است مثل همین شایسته گزینی و مدیرکل و معاون و ... . بایستی هرچه زودتر به موضوع بذل و بخشش مناصب و پستهای اداری بنابر ملاحظات شخصی و سیاسی و باندی خاتمه داد بلکه بتوان گوشه ای از اعتماد از دست رفته  این مفاهیم را احیا کرد .

به هر حال بوروکراسی محمل توسعه است اگر این محمل لنگ بزند وا مصیبتا به حال توسعه .متاسفانه در خیلی از مراکز اداری از جمله استانداری شرایط  شکل دراماتیک عجیبی به خود گرفته بسیاری از عناوین و پستهای اداری اسما در تصرف دیگرانند اما عملا  در اختیار اشخاص دیگر!!؟
نکته دوم اینکه با توجه به شرایطی که عرض شد و عنیمت شمردن حتی دقایق برای کار باستی بیان کنم که توسعه مدیر توسعه خواه و توسعه گرا می خواهد مدیرانی که نگرش توسعه ای به مسایل داشته باشند و دغدغه توسعه در حالیکه شخصا شاهد بوده ام که بسیاری از مدیران  الفبای مقدماتی حوزه کار خود را هم نمیدانند که هیچ بلکه حتی از خاموش و روشن کردن سسیتم رایانه خود عاجزند ،- میبخشید واضح تر بگویم بلد نیستند- .نکته بعدی جدی گرفتن اتاقهای فکر و واحدهای تحقیق و توسعه و بهرهگیری بیشتر از نخبگان و کارشناسان مجرب دستگاههای مختلف.
شناسایی ظرفیتهای خالی توسعه ای استان و برنامه ریزی جهت بهره گیری از مشارکت شهروندان در حوزه های مختلف است .

زانا

 

 

 

اضافه کردن نظر

در زمینه‌ی انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:

لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
« ویرا » مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
« ویرا » از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر می‌شود.


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی

 تبلیغات سايت خبري ويرا

      09120440191

 

 

 

 

 

 

 

 تمام حقوق سایت متعلق به پایگاه اطلاع رسانی ویرا با مجوز رسمی از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی می باشد

Template Design:Dima Group