▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌

دوشنبه 28 آبان 1397 Monday 19 November 2018 10 ربیع‌الاول 1440

آخرین اخبار سایت

نگاهي به پديده كودك آزاري در جامعه

شكفتن زخم كودك آزاري روي شانه هاي بهار!

شكفتن زخم كودك آزاري روي شانه هاي بهار!

عصرایلام/ حسين خدنگ/ خبر كوتاه بود اما در عين كوتاهي سنگين، آنچنان كه با شنيدنش انگار كوهي بزرگ بر شانه هايت سنگيني مي كرد و تاب ايستادن نداشتي.



بهار پژمرد ، خزان اعتياد بهار را به زمستان پيوند داد! و تن يخ زده بهار با باران اشك ها تشييع شد تنها چند تيتر از انبوه تيترهايي بودند كه در هفته نامه هاي محلي غرب كشور به روايت زندگي و مرگ بهار پرداختند.
بهار دختر چهارساله اي شيرين زبان و دوست داشتني بود كه پس از جدايي از پدر و مادر با مادرش زندگي مي كرد و شامگاه يكي از روزهاي شوم شهريور كه مهمان پدر بود به دست وي در اوج توهمات ناشي از مصرف شيشه قرباني شد.
خبر را نخست خيلي ها باور نكردند اما وقتي صداي آژير پليس و برق دست بند را صبح روز بعد به دست هاي يخزده پدرش ديدند باورشان شد تن بيجاني كه زير كاور سياه پزشكي قانوني به سمت آمبولانس برده مي شود جسد بهار است.
اعتراف پدر تلخ بود و تكان دهنده بهار قرار بود يك شب مهمان من باشد، اما نيمه شب وقتي خواب بود در برابر صدايي كه به من دستور مي داد او را بكشم نتوانستم مقاومت كنم.
حالا اگر چه چند هفته از مرگ بهار مي گذرد اما هنوز هم در بسياري از صفحه هاي مجازي و شبكه هاي اجتماعي حرف حرف بهار است و ضرورت توجه دوباره به وضعيت كودكان در خانواده ها و روايت زخمي كهنه به نام كودك آزاري.
پژوهشگران، انواع آزار كودكان را در چهار حيطه آزارهاي جسمي، ‌آزارهاي جنسي، عاطفي و ناديده گرفتن كودكان طبقه ‌بندي مي‌ كنند.
براي آنانكه در سال هاي اخير خبرهاي مربوط به كودك آزاري را در لابه لاي صفحات روزنامه ها پيگيري كرده اند خبر مربوط به بهار تنها يكي از چندين مورد اتفاق تلخ در اين حيطه است.
درست مثل بهار آنان كه مهسا را با آن جثه ضعيفش روي تخت بزرگ بخش آي سي يو ‌بيمارستان مي‌ديدند، اصلاً باور‌كردني نبود كه دست‌هايي آنچنان كوچك ‌و ظريف، ميزبان زخم‌هاي سياه سوختگي با سيگار باشد.
مادر مهسا كه او را نيمه‌جان به بيمارستان رسانده بود اكنون به كاشي‌هاي راهروي ‌بيمارستان تكيه داده و صورتش را زير سياهي چادر پنهان كرده است.
جيغ‌هاي ممتد ‌مهسا كه دست‌هايش را هميشه از پدر قايم مي‌كرد تا سوزش آتش سيگار و زخم چاقو ‌را روي پوست تنش احساس نكند، كابوسي است كه هر لحظه در ذهن مادر تكرار مي‌شود اما ذهن مهسا اكنون از خاطره بازي‌هاي كودكانه خالي است.
عروسك‌هايش ‌هيچ‌گاه جز سردي دست‌هاي سوخته و زخمي مهسا چيزي را حس نكرده‌اند و كسي ‌نمي‌داند در خلوت كودكانه‌اش آيا به انتقام خشونت و ‌آزارهاي پدري نامهربان، عروسك‌هايش را كتك مي‌زده يا نه! ‌
حقيقت امروز، تن نحيف و كودكانه مهسا روي تخت سرد بيمارستان است كه دارد ‌پنجه در پنجه مرگ، براي زندگي مي‌جنگد و تاسف قلبي هزاران نفر را براي همدردي ‌برانگيخته است. ‌مهسا يكي از هزاران قرباني كودك‌آزاري در ايران است. شايد اگر او نيز همچون ژينا، ‌علي و فاطمه زير دست پدر و مادري كه شايد خود در روزگار كودكي، قرباني ‌كودك‌آزاري بوده‌اند از هوش نمي‌رفت و نيمـه‌جـان بـه بيمـارستان نمي‌رسيد، اكنون ‌كسي نمي‌دانست آن چهار ديواري كابوس‌وار، قلعه مخوف داستان‌هاي پري كوچكي ‌بوده كه نمي‌داند از رنج اسارت جادوگران به چه كسي پناه ببرد.
نتايج يك تحقيق ‌ميداني در ايران نشان مي‌دهد بيش از ۵۰ درصد والدين، تنبيه بدني را حق خود ‌مي‌دانند و آن را يكي از راه‌هاي تربيت كودكان ذكر مي‌كنند.
در اين ميان ۴۰ درصد از ‌والدين در مواردي نيز اقدام به تنبيه بدني كودكان خود كرده‌اند. اين حقيقت تلخ نشان ‌مي‌دهد جز مهسا و امثال او، هنوز زير ‌آسمان بلند شهرهاي مختلف كشور ، هستند ‌كودكاني كه روز خود را با سوزش كمربند و آتش سيگار بر تن خود آغاز مي‌كنند و در ‌محبس كوچك خود در زيرزمين خانه و يا انباري نمور با كابوس‌هاي زجر و شكنجه و ‌گريه‌هاي خفه در گلو به خواب مي‌روند. ‌
اين كودكان اگر از زجر و شكنجه رهايي يابند و به نوجواني و جواني برسند، تا ساليان ‌سال از كابوس و ترس رهايي نمي‌يابند و اعتماد به نفس خود را متاثر از اين ‌حادثه شوم از دست مي‌دهند.
همان‌طور كه مهرداد - ب هنوز هم در آستانه ۳۰ سالگي با يادآوري روزهاي كودكي، از كابوس خفگي گريزي ندارد. ‌ او كه اكنون كارمند يكي از نهادهاي دولتي است، در اين خصوص مي‌گويد: هنوز هم ‌مي‌توانم به خوبي تنبيه هميشگي مادرم را به ياد بياورم كه در تنبيه، دست‌ها را جلوي ‌دهان و بيني‌ام مي‌گذاشت و راه نفسم را مي‌گرفت و تا به حالت خفگي نمي‌رسيدم، ‌رهايم نمي‌كرد.
به گفته او، اين خاطره تلخ هنوز هم در بسياري مواقع آزارش مي‌دهد ‌و هنوز هم از مكان‌هاي سربسته و حتي اتوبوس شلوغ وحشت دارد و به او احساس ‌خفگي دست مي‌دهد. مهرداد مي‌گويد: شايد آن وقت‌ها مادران و پدران تنبيه بچه‌ها را ‌بهترين راه براي تربيت ‌آنان مي‌دانستند و در انديشه سنتي خود از اين طريق ‌مي‌خواستند ما را كودكاني خوب بار بياورند.
اگر چه مهرداد سال‌هاي جواني‌اش را با ‌كابوس خفگي گذرانده، اما هيچ‌گاه مادرش را به خاطر آن رفتار سرزنش نكرده و تنها خود ‌را قرباني فرهنگ غلطي مي‌داند كه جامعه ايران هنوز هم در بافت سنتي خود با آن ‌درگير است. ‌
‌علي - م كه اكنون دانشجوي الهيات است نيز يكي از قربانياني بوده كه كودكي‌اش ‌را با سوزش كمربند پدر و حبس شدن در اتاقك انباري پشت‌بام خانه گذرانده است.
‌وي را در مطب يكي از مشاوران روانشناس مي‌بينم و از تجربه‌هاي تلخش ‌مي‌پرسم. ‌او كه اكنون به خاطر نداشتن اعتماد به نفس و ترس هميشگي از سقوط از ارتفاعي ‌بلند، زير نظر مشاور، دوره درماني مي‌گذراند مي‌گويد: آن سال‌ها وقتي از پنجره انباري ‌تاريك پشت‌بام خانه، حياط را نگاه مي‌كردم، مي‌ترسيدم نكند از اين ارتفاع سقوط كنم ‌و هنوز هم اين ترس در ذهنم، ريشه دوانده و مرا راحت نمي‌گذارد. ‌
وي ادامه مي‌دهد: خيلي وقت‌ها كه در خيابان قدم مي‌زنم و يا گاهي در كابوس‌هاي ‌شبانه، حس مي‌كنم يك دفعه زير پايم خالي شده و از بلندي وحشتناكي سقوط مي‌كنم. ‌اين حس خيلي وقت‌ها اسباب دست انداختن دوستانم شده و اعتماد به نفسم را از ‌من گرفته است. علي كه از خاطره تنبيه با كمربند توسط پدرش هنوز هم، روحي ‌زخمي دارد، مي‌گويد: زخم تنبيه‌هاي كودكي اگر چه خوب مي‌شود اما روح را ‌مي‌خراشد و قربانيان تفكر اشتباه پدر و مادر، در سال‌هاي بعدي زندگي خود همواره با ‌اين خاطره ناخوشايند زندگي مي‌كنند.
وي ادامه داد: او به علت تنبيه بدني پدرش، نسبت ‌به حركات ناگهاني دست اطرافيانش چه در محيط كلاس و چه بيرون تيك عصبي دارد و ‌همواره فكر مي‌كند هر دستي كه بلند مي‌شود سيلي‌است كه به صورتش نواخته ‌مي‌شود. ‌احمد محبي مشاور و درمانگر در پاسخ به سـوالـي دربـاره ريشه‌هاي كودك‌آزاري مي‌گويد: بنا به اعتقاد ‌كارشناسان، يكي از علت‌هاي اصلي كودك‌آزاري والدين، تجربه آزار و اذيت خود آنان در دوران كودكي‌شان است و هر كس كه در كودكي مورد آزار و تنبيه شديد قرار گرفته ‌بالقوه مستعد بروز رفتارهاي خشن و كودك‌آزارانه در بزرگسالي است.
هر چند بحث تنبيه بدني كودكان همواره در فرهنگ سنتي خانواده‌هاي ايراني ريشه ‌داشته اما متاسفانه در سال‌هاي اخير، متاثر از شرايط جامعه و عصبيت انسان مدرن در ‌برخورد با بحران‌هاي روحي و مالي، بحث كودك‌آزاري به موضوعي حاد و نگران‌كننده ‌تبديل شده است. ‌ در سال‌هاي اخير مواردي از كودك‌آزاري در مطبوعات و رسانه‌ها انعكاس يافته كه ‌نمي‌توان آن را تنبيه ناميد و اطلاق شكنجه و خشونت عليه كودكان به آن، مناسب‌تر ‌است.
سوزاندن با سيگار،‌ كتك‌زدن به شديد‌ترين وجه ممكن‌‌، پرت كردن نوزادان و زخمي ‌كردن آنان با چاقو و در مواردي آزار جنسي كودكان، از جمله مصاديق كودك‌آزاري در ‌سال‌هاي اخير است. ‌ گزارش اين اتفاق‌ها از سوي رسانه‌ها در مناطق مختلف ايران از سنتي‌ترين روستاها ‌با بافت فرهنگي قديمي گرفته تا مدرن‌ترين خانواده‌هاي مركزنشين، نشان از بحراني ‌دارد كه كم كم زنگ هشدار را در جامعه به صدا درآورده است. ‌
علي، كودكي كه توسط پدرش پس از مصرف مواد مخدر با سيگار سوزانده مي‌شد‌، ‌مريمي كه تنش با چاقو سلاخي شده بود، فاطمه دختري كه هر گاه گريه مي‌كرد ‌توسط مادرش تا سر حد مرگ كتك زده مي‌شد و محمد، نوزادي كه با گريه‌هاي ‌كودكانه‌اش به اين سو و آن‌سو پرت مي‌شد، تنها موارد اندكي از مصاديق ‌كودك‌آزاري‌اند كه به مطبوعات كشيده شدند و اگر اين اتفاق نمي‌افتاد هنوز هم ‌هيچ‌كس از گذران روزگارشان با درد و رنج خبر نداشت.
كودك‌آزاري از جمله آسيب‌هايي است كه متاسفانه ابعاد اجتماعي آن نامحسوس است. تنها هنگامي بعد اجتماعي اين معضل آشكار ‌مي‌شود كه با كودكي رنجور در بيمارستان مواجه شويم، يا در اثر فشار خانواده، كودك ‌آزارديده از خانه فراركند و به آسيب‌هايي چون دزدي، اعتياد ‌و... كشيده شود و به عنوان بزهكار تحت تعقيب قرار گيرد.
در اين مرحله است كه تازه ‌آثار آن آزارها نمود اجتماعي پيدا مي‌كنند و در قالب مسائل اجتماعي مطرح مي‌شوند. ‌ به گفته كارشناسان حقوق كودك در ايران، علت اصلي بروز كودك‌آزاري، غفلت و ‌كم‌توجهي والدين و جامعه به كودك است. عواملي مانند ناآگاهي والدين از رفتار ‌درست با فرزندان، بيكاري، اعتياد و مشكلات خانوادگي از مهم‌ترين عوامل بروز اين ‌معضل اجتماعي در ايران عنوان شده است. ‌
بر اساس تحقيقات انجام شده در ايران، بيش از ۹۰ درصد كودك آزاري‌ها در محيط خانه ‌اتفاق مي‌افتد. همچنين در پژوهشي كه بر روي ۵۸۵ كودك كار ‌خياباني در گروه سني ۶ تا ۱۸ سال و به منظور اطلاع از وضعيت زندگي اين كودكان صورت گرفته، مشخص شده است كه بيش از ۵۰ درصد اين كودكان توسط اعضاي ‌خانواده و يا صاحبان كار خود، در محل كار مورد سوء استفاده قرار گرفته‌اند. ‌
بر اساس نص صريح قانون مدني در ايران، كودك‌آزاري از جرائم عمومي بوده و احتياج ‌به شكايت شاكي خصوصي ندارد. البته بر اساس قوانين فعلي، اقدامات والدين و ‌اولياي قانوني و سرپرستان صغار و محجورين كه به منظور تأديب يا حفاظت آنها انجام مي‌گيرد - مشروط به اينكه اقدامات مذكور در حد متعارف، تأديب و محافظت باشد - جرم ‌نيست، ولي بر اساس ماده ۱۱۷۹ قانون مدني به استناد اين حق نمي‌توانند فرزند ‌خود را خارج از حدود تأديب ، تنبيه كنند. ‌
بر اساس گزارش دفتر آسيب‌ديدگان اجتماعي سازمان بهزيستي كه در اختيار ‌رسانه‌هاي گروهي قرار گرفته طي يك دوره يك ساله مطالعاتي در تهران، ۳۶۱ مورد كودك‌آزاري به ثبت رسيده است.
اين عدد اگرچه رقمي رسمي است اما به دليل پنهان ماندن ‌بسياري از اين موارد كودك آزاري، غيرواقعي است هرچند كه متاسفانه با وجود گزارشات متعددي كه در مورد ‌كودك آزاري ارائه مي‌شود تاكنون اقدام مناسب و بازدارنده‌اي از سوي دستگاه‌هاي ‌مسئول صورت نگرفته و آن‌گونه كه بايد در رسانه‌ها به اين موضوع پرداخته نشده ‌است.
بنا به اين گزارش از تعداد ۷۴۸ مورد تماس قابل پيگيري مربوط به كودك‌آزاري در ‌استان‌هاي آذربايجان شرقي، اصفهان، فارس، كرمان، گيلان و اردبيل، ۳۳۵ مورد از اين موارد كودك‌آزاري از نوع مسامحه و غفلت، ۳۱۱ مورد آزار رواني، ۵۱ مورد آزار جنسي؛ ‌شامل ۱۰ مورد تجاوز جنسي از سوي بزرگسالان، ۲۹ مورد سوء استفاده جنسي و ۱۲‌‌مورد فروش كودك بوده است كه اين آمارها با يكديگر همپوشاني نيز دارد.
با توجه به حساسيت موضوع، حاج محمدعلي عضو موسس انجمن حاميان ‌حقوق كودك در گفتگوهاي متعدد خود با رسانه‌هاي گروهي همواره در پي ‌اطلاع‌رساني درباره اين معضل اجتماعي بوده و بارها در اين مورد به خانواده‌ها هشدار ‌داده است. وي با اشاره به غيرواقعي بودن آمـارهـاي ارائـه شـده از سـوي دسـتـگـاه‌هـاي دولـتـي ‌مـي‌گويد: كودك آزاري از آن دسته جرايمي است كه بنابر موقعيت اقتصادي، ‌اجتماعي و فرهنگي هر جامعه و هر خانواده متغير است ولي اين جرم مربوط به ‌رفتارهايي مي‌شود كه اساساً همراه با خشونت است.
اولياي مدرسه وقتي كودكي را ‌از مدرسه اخراج مي‌كنند كودك آزاري انجام مي‌دهند؛ چرا كه اين كودك به مانند ساير ‌كودكاني كه به عنوان مثال در كانون اصلاح و تربيت وجود دارند، آينده خود را به خاطر ترك تحصيل تاريك و مبهم مي‌بينند. ‌عضو موسس انجمن حاميان حقوق كودك در مورد آمار ارائه شده از سوي سازمان بهزيستي مي‌افزايد: كم و يا ‌زياد بودن اين آمار زياد مهم نيست.
دستگاه‌هاي مربوطه كه متولي نگهداري و حمايت از اين كودكان هستند چرا هيچ‌وقت در مورد برنامه‌هايي كه براي اين قشر هميشه ‌آسيب‌پذير دارند، سخني به ميان نمي‌آورند.
‌در اسفند ماه سال ۷۲ مجلس طي ماده واحده‌اي، متن كنوانسيون ‌حقوق كودك را مبني بر حمايت از حق حيات، حق كسب هويت، حق زيستن با والدين، منع انتقال غيرقانوني كودكان، حق شركت در اجتماع و ايفاي نقش‌هاي ‌اجتماعي، منع رفتارهاي خشن عليه كودكان، كمك به كودكان معلول، رفاه و تامين اجتماعي، آموزش و تحصيل، تفريح و بازي، منع استثمار، حمايت در برابر مواد مخدر، ‌حمايت در برابر زيان‌هاي ناشي از كار، تقويت روحيه صلح‌طلبي و حمايت از كودكان ‌آسيب ديده روحي و جسمي را پذيرفت. ‌
از سوي ديگر ۹ سال پس از قبول اين كنوانسيون؛ يعني در سال ۸۱، فـشــارهــاي حــاصـل ‌از سـوي كـارشـنـاسـان قـانـون و نـهـادهـاي زيرمجموعه موجب شد تا قانون حمايت از كودكان و نوجوانان در قالب ۸ ماده به تصويب برسد كه بنا بر آن، كودك آزاري جزء ‌جرائم عمومي بوده، به طوري كه طبق ماده ۲ اين قانون مصوب شد، هرگونه صدمه، ‌اذيت، آزار و شكنجه جسمي و روحي كودكان و ناديده گرفتن سلامت و بهداشت ‌رواني و جسمي و ممانعت از تحصيل كودكان ممنوع و مرتكب اين جرم، محكوم ‌است.
در اين خصوص شيرين نير نوري از كارشناسان مسائل اجتماعي و كارشناس حقوق ‌كودكان يونيسف در دفتر تهران، كودك‌آزاري را به عنوان يك معضل جهاني كه همه ‌كشورها با آن درگيرند، ذكر مي‌كند و معتقد است: آزار جسمي تنها يكي از موارد كودك ‌آزاري است كه به يك معضل تبديل شده است؛ به گونه‌اي كه براي خانواده‌ها و ‌همچنين كودكان خيلي مشكل است كه بتوانند به راحتي درباره آن صحبت كنند. ‌
به اعتقاد وي، كودكان از اين نگرانند كه‌ اگر موارد آزار خود را گزارش دهند ممكن است از ‌سوي فرد آزاردهنده دوباره مورد آزار و اذيت قرار بگيرند. ‌
اين كارشناس مسائل اجتماعي يونيسف مي‌گويد: براساس نتايج مطالعه وزارت بهداشت ايران درباره كودك آزاري ‌كه با حمايت يونيسف انجام شد،۳۱ درصد كودكان يك تا پنج سال، ۲۰ درصد افراد ۶ تا ۱۱ سال و ۹ درصد نوجوانان ۱۲ تا ۱۸سال مورد آزار جسمي توسط والدين و سرپرستان ‌خود قرار گرفته‌اند. ‌
به گفته وي، به دليل اين كه كودك آزاري‌ها از سوي والدين و ديگر نزديكان صورت ‌مي‌گيرد، هيچ آمار رسمي در اين زمينه در هيچ كجاي دنيا وجود ندارد و البته از موارد ‌متعددي كه در زمينه كودك‌آزاري گزارش مي‌شود، تنها به مواردي رسيدگي مي‌شود ‌كه به مراجع قانوني اعلام شود. ‌شيرين نير نوري با اعلام اين كه ايران در حدود ۱۲ سال است عضو پيمان نامه حقوق ‌كودك يونيسف شده است، تصريح مي‌كند: در كشور ما مراجع حمايتي دولتي نظير شماره تلفن‌هاي فوري ۱۲۳ بهزيستي،۱۱۰ نيروي انتظامي، ۱۲۵ آتش نشاني و ۱۲۸ ‌اورژانـس بـراي گـزارش‌هاي مردمي و همچنين تشكل‌هاي غيردولتي وجود دارد و آنها ‌آماده همكاري در اين زمينه هستند. ‌
وي تاكيد مي‌كند: تنها راه مبارزه با اين معضل، اجراي مكرر قانون ويژه مرتبط با كودك ‌آزاري است و بايستي علاوه بر حمايت‌هاي حقوقي، كودكان، درمعرض آموزش قرار ‌بگيرند و نسبت به رفتارهاي ناشايست آگاهي يابند.
ایرنا

 

 

 

اضافه کردن نظر

در زمینه‌ی انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:

لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
« ویرا » مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
« ویرا » از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر می‌شود.


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی

 تبلیغات سايت خبري ويرا

      09120440191

 

 

 

 

 

 

 

 تمام حقوق سایت متعلق به پایگاه اطلاع رسانی ویرا با مجوز رسمی از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی می باشد

Template Design:Dima Group