▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌

سه شنبه 29 آبان 1397 Tuesday 20 November 2018 11 ربیع‌الاول 1440

آخرین اخبار سایت

عشق ممنوع، سر پسر ميوه فروش را به باد داد

 

 

 

يک مرد جوان که با همدستي همسرش، دست به جنايت آتشين زده بود، ديروز در دادگاه کيفري استان تهران به قصاص نفس و پرداخت ديه محکوم شد.



به گزارش  عصرایلام به نقل ازفرهيختگان، بيست و چهارم آذر 1390 مردي ميانسال به کلانتري 151 يافت آباد تهران رفت و از ناپديد شدن پسر 24 ساله اش «يعقوب ح» خبر داد.

سپس ماموران به سراغ همسر موقت «يعقوب» به نام «مرجان» رفتند و به پرس و جو پرداختند. اين زن گفت: چند هفته پيش با «يعقوب» آشنا شدم و به عقد موقتش درآمدم. شوهر صيغه اي ام مي گفت با يک زن ديگر به نام «رقيه ق» ارتباط تلفني دارد. شايد «رقيه» بداند چه اتفاقي براي «يعقوب» افتاده است.

با اطلاعاتي که اين زن به پليس ارائه داد «رقيه ق» در «يافت آباد» دستگير شد و تحت بازجويي قرار گرفت. «رقيه ق» مي خواست با دروغگويي، تجسس را به بيراهه بکشاند اما وقتي در بن بست اطلاعاتي قرار گرفت، گفت: «يعقوب» ميوه فروش بود. او به من ابراز علاقه کرده و با طرح نقشه اي، مرا آزار داده بود. پس از آن ماجراي تلخ، دوبار دست به خودکشي زدم اما عمرم به دنيا بود. در حالي که عذاب وجدان رهايم نمي کرد، ماجرا را به شوهرم گفتم و با طرح نقشه اي «يعقوب» را به خانه مان کشاندم. عصر بيست و سوم آذر 90 «يعقوب» پس از خوردن شربت آغشته به سم بي حال شد و «مقصود» و پسرعمويم «موسي» کار را تمام کردند.

به دنبال اعتراف هاي اين زن «مقصود» و «موسي ق» در کوتاه ترين زمان ممکن بازداشت شدند. «مقصود» وقتي فهميد دستش رو شده، گفت: پسرعموي زنم هيچ نقشي در قتل نداشت. او فقط کمکم کرد تا جنازه را زير پل «خادم آباد» شهريار ببرم و آتش بزنم.

به دنبال بازسازي صحنه جنايت تکان دهنده، کيفرخواست صادر و به شعبه 71 دادگاه کيفري پايتخت فرستاده شد. در نشست رسيدگي به اين ماجرا که ديروز به رياست قاضي «نورالله عزيزمحمدي» و با حضور چهار مستشار تشکيل شد، ابتدا نماينده دادستان تهران، کيفرخواست را خواند.

«کرمي» اظهار داشت: با توجه به مدرک هاي موجود براي «مقصود م» اشد مجازات مي خواهم. براي «رقيه ق» و «موسي ق» نيز به جرم معاونت در آدمکشي، تقاضاي تعيين کيفر دارم.

سپس پدر و مادر «يعقوب ح» در جايگاه ويژه ايستادند و براي قاتل پسرشان حکم قصاص خواستند. نوبت دفاع به «مقصود» که رسيد، اظهار داشت: در شهرستان کار مي کردم که پسرم تماس گرفت و گفت مادرش دست به خودکشي زده است. وقتي به بيمارستان رفتم و همسرم را زنده ديدم ، احساس کردم دوباره متولد شده ام. «رقيه» اما فقط اشک مي ريخت و مهر سکوت بر لب زده بود.

اين مرد 39 ساله اضافه کرد: بعد از آنکه «رقيه» از بيمارستان مرخص شد راز تلخي را برملا کرد و شوکه شدم. زنم مي گفت «يعقوب» چند بار او را آزار داده است. با شنيدن اين حرف، دنيا روي سرم خراب شد. فکر انتقام لحظه اي رهايم نمي کرد و بالاخره زنم را مجبور کردم تا با «يعقوب» تماس بگيرد و او را به خانه مان بکشاند.

«مقصود» ادامه داد: عصر بيست و سوم آذر 90 طبق نقشه «يعقوب» به خانه مان آمد. سپس من و «موسي» که در اتاق پنهان شده بوديم، در فرصتي مناسب به «يعقوب» حمله کرديم. در همان گير و دار روسري «رقيه» را برداشتم تا دست و پاي «يعقوب» را ببندم. «يعقوب» اما داد و فرياد کرد و در اوج خشم، با پوتيني که به پا داشتم چند ضربه به جمجمه اش زدم. همان موقع مي خواستم با پليس تماس بگيرم و «يعقوب» را تحويل بدهم اما «رقيه» مانع شد.

وي اظهار داشت: «يعقوب» را با دست، پا و دهان بسته داخل اتاق رها کرده بودم که نفسش بند آمد. وقتي فهميدم مرده، ترسيدم و جنازه را در صندوق عقب ماشينم گذاشتم. سپس جناره را به همراه زنم به «شهريار» بردم و زير پل «خادم آباد» به آتش کشيدم. پسرعموي زنم در اين قتل دخالتي نداشت.

سپس «موسي ق» 27 ساله گفت: قبول دارم به «يعقوب» حمله کردم و او را کتک زدم. اما من او را نکشتم. «مقصود» به تنهايي دهان «يعقوب» را بست و با پوتين به جمجمه اش زد.

«رقيه ق» نيز اظهار داشت: در دوسالي که زنداني هستم به اندازه کافي تنبيه شده ام. حالا آمده ام تا حقيقت را بگويم. از شوهرم دلخوشي نداشتم و به همين خاطر وقتي با «يعقوب» آشنا شدم به او دل بستم. من به دروغ به شوهرم گفته بودم «يعقوب» مرا آزار داده است. خودم «يعقوب» را به خانه ام دعوت کرده بودم اما شوهرم از رابطه پنهاني ما باخبر شد.

قاضي: چرا دوبار دست به خودکشي زده بودي؟

رقيه: چون به شوهرم خيانت کرده بودم عذاب وجدان داشتم. به همين دليل با خوردن قرص اقدام به خودکشي کرده بودم.

قاضي: در بازجويي مقدماتي گفته بودي «يعقوب» را با شربت آغشته به سم مسموم کرده بودي. اين را قبول داري؟

رقيه: نه؛ دروغ گفته بودم.

قاضي: معاونت در جنايت را قبول داري؟

رقيه: شوهرم مرا مجبور کرده بود تا «يعقوب» را شبانه به خانه مان بکشانم. من فقط روسري را به دست شوهرم دادم تا دهان او را ببندد اما دستي در قتل نداشتم.

هيات قضايي، ادامه محاکمه را غيرعلني کرد و در پايان اين نشست «مقصود م» به قصاص نفس (اعدام با طناب دار) و پرداخت ديه محکوم شد. هيات قضايي براي

«موسي ق» هم 15 سال زندان در نظر گرفت. همچنين «رقيه ق » به 15 سال زندان و 99 ضربه شلاق محکوم شد. راي تا 20 روز پس از ابلاغ قابل تجديدنظرخواهي است.

 

 

 

اضافه کردن نظر

در زمینه‌ی انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:

لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
« ویرا » مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
« ویرا » از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر می‌شود.


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی

 تبلیغات سايت خبري ويرا

      09120440191

 

 

 

 

 

 

 

 تمام حقوق سایت متعلق به پایگاه اطلاع رسانی ویرا با مجوز رسمی از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی می باشد

Template Design:Dima Group