▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌

پنجشنبه 26 مهر 1397 Thursday 18 October 2018 7 صفر 1440

آخرین اخبار سایت

کاراواجو / سوژه حقیقت /تصاوير

7.jpg
سايت خبري ويرا -
- بگذار زخمت را لمس کنم تا ایمانم جاری شود "



کاراواجو نقاش بزرگ همه ی دوران در شاهکارش " توماس شکاک" این روایت مکاشفه را تصویر کرده است او زمینه را سیاه کرده تا بدن مسیح از تعین تاریخ رها شود و با امر نامتناهی گره بخورد . بدنی که سوژه حقیقت است و مرگ را به زانو انداخته . فیگوری یگانه که رخداد را ممکن کرده همان بدنی که پولُس رسول ایمان به آنرا تنها راه رستگاری میدانست : هر کس به رستاخیز ایمان بیاورد ، رستگار میشود.

کاراواجو فیگور توماس و دو حواری دیگر را درهم میتند و آنها را همچون پیکری واحد در برابر بدن مسیح قرار میدهد : تقابلی از ابژه- سوژه ، به دست مسیح نگاه کنید که دست توماس را گرفته و آنرا در زخمش فرو میکند . دستانی که شک را به ایمان ، تاریکی را به نور و هبوط را به رستگاری پیوند میزند . بدن مسیح قوی و پر صلابت است و هیچ نشانی از مرگ ندارد و چشمان حواریون چنان بر زخم خیره مانده که تمام انرژی تماشاگر را بر آن متمرکز میکند . زخمی که فقدان را کنار زده و حقیقت را حاضر کرده . در چهره مسیح رنجی عمیق ، رنجی از سر رضایت بازنمایی شده ، این همان رنجی ست که تاوان گناه انسان را میدهد. بدنی که از مرگ به زندگی بازگشته و با نه گفتن به عقل و تجربه و برهم زدن وضعیت ، سوژه دوپاره را همچون آن زخم عمیق که بدن را دوپاره کرده ، متولد کرده است . سوژه ای که پولس رسول به میانجی آن عقل یونانی و شرع یهودی را درهم میشکند .

 


توماس دستش را در حقیقت فرو برده و پیراهنش دوپاره شده : زخمی که بدن مسیح را دوپاره کرده نقطه ایمان است. نقطه ای که میتوان بر آن دست گذاشت و دوپاره شد ، از تاریکی و تکرار بدر آمد و در نور و سوژه گی با حقیقت یگانه شد. حقیقتی که نامتناهی است و از دل تاریخ بیرون می افتد ، به عقل نه میگوید و نظمی نوین را نوید میدهد .
بدن مسیح در نقاشی کاراواجو نماد حقیقت است و زخم رخدادیست که از آغوش مرگ بازگشته و زندگی دوباره را ممکن کرده . بدنی پس از رستاخیز .
این زخم تازه است که میتوان بر آن انگشت گذاشت و از دوپاره گی حقیقت به یقین رسید ، سوژه شد و از ایمان و عمل سخن گفت . زخمی که پوسته را کنار میزند تا حقیقت عریان شود . بدن مسیح در نقاشی کاراواجو بدنی در خدمت بازنمایی نیست . بدنی در چرخه زوال و تکرار نیست . این بدنی ست که نظم را برهم زده و نشان میدهد که حقیقت چگونه از دایره تجربه و تکرار بیرون است . بدنی پس از مرگ و فقدان .
کاراواجو نگاه توماس را به بیرون قاب پرتاب کرده . نگاهی که به میانجی ایمان از زمان بیرون افتاده و نگاه مسیح که درون قاب بر رنج هایش آرام گرفته . و خطوط پیشانی توماس که به شدت درهم گره خورده و برآمده و آرام آرام در پیشانی دو حواری دیگر باز میشود و محو . این خطوط شک است که درهم میشکند و در یقین محو میشود .
کاراواجو نقاشی نمیکند ، او هم چون مسیح هر بار از میان مردگان برمیخیزد تا حقیقتی دیگر را متولد کند . تماشای نقاشی او تماشای رخداد است . رخدادی که وضعیت را برهم میزند تا سوژه متولد شود

محسن رحمانی

اضافه کردن نظر

در زمینه‌ی انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:

لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
« ویرا » مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
« ویرا » از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر می‌شود.


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی

 تبلیغات سايت خبري ويرا

      09120440191

 

 

 

 

 

 

 

 تمام حقوق سایت متعلق به پایگاه اطلاع رسانی ویرا با مجوز رسمی از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی می باشد

Template Design:Dima Group