▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌

چهارشنبه 30 آبان 1397 Wednesday 21 November 2018 12 ربیع‌الاول 1440

آخرین اخبار سایت

خودنمایی آقای رئیس در صف نان

من رئیسم ، نان بی نوبت میخواهم

من رئیسم ، نان بی نوبت میخواهمعصرایلام/یادداشت مهمان/شهروند/چند ساعت به افطار مانده برای خرید نان به نانوایی رفتم . گرچه چند وقتی است که در ایلام به یمن همت تعدادی از کارگران غیربومی هم از لحاظ کمی و هم از باب ساعت کار نانوائیها اوضاع بهتر و صف های نانوایی خلوت تر شده و ساعات کمتری از عمر مردم در این صف ها به هدر می رود و امر شاق نان خریدن سهل تر گردیده است ، لیکن باز هم آنروز صف نانوایی محله ما شلوغ تر از همیشه بود .

هفت هشت مردی که برخی از شدت گرسنگی و روزه داری عصبی و کم حوصله می نمودند در صف ایستاده بودند و میدانید که شکم خالی هم خون میکند
 در این هنگام خانمی از خودرویی که تازه توقف کرده بود پیاده شد و از آن طرف صف نرسیده پولش را به نانوا داد و تقاضای نان کرد . یکباره سر و صدای همه مردان بلند شد که چرا خانم نوبت را رعایت ننموده . خانم البته با قیافه ای حق به جانب گفت :
-یک مرد نان گرفت و حالا نوبت یک زن است
یکی از مردان پرخاش جویانه داد زد :
-خانم ! همسر من نیز در ماشین منتظر نشسته من هم میتوانستم او را به صف بفرستم . زن و مرد ندارد ما آدم نیستیم که دو ساعت اینجا ایستاده ایم؟ عجب روزگاری شده خانمها همه جا را میخواهند قُرق کنند . بعد رویش را به ما کرد و ادامه داد : در بازار که دیگر برای مردان کار نیست هرجا میروی نوشته اند به یک فروشنده خانم نیازمندیم و زمانیکه سر کار میروند هم که دیگر خدا را بنده نیستند .مثل مردها خرج زندگی را تقبل نمیکنند تازه توقع ایشان بالا رفته و باید مردی به خواستگاریشان بیاید که دو برابر آنها لااقل حقوق داشته باشد. خانمها هر روز خود خواه تر میشوند.
جماعت به زحمت آن آقا را ساکت و آرام کردند و خانم فرصت طلب هم نانش را گرفت و رفت. اما غُرولُندها بر سر شاطر نانوا و همکارانش ادامه داشت. گاهی نیز باهم بحث میکردیم که بله در این شهر رعایت نوبت هنوز مسئله لاینحلی باقی مانده و فرهنگ نشده ، هرکس میخواهد بنحوی از موقعیتش سوءاستفاده نماید و بدنبال امتیاز ویژه است.
در همین حال و هوا بود که شاهد از غیب رسید و خودرویی اداری که البته سرنشینانش اداری نبودند توقف کرد و مردی با کت وشلوار و با وجنات کارمندان امروزی پیاده شد و آمد در انتهای صف مغرور و عبوس ایستاد و هر چند لحظه یکبار البته لبخندی به شاطر میزد و بطوری که کسی متوجه نشود گا گاهی چهار انگشت دستش را به علامت چهار نان بالا میگرفت .
شاطر نانوای بینوا که از اعصاب جماعت حاضر خبر داشت و تازه از آن درگیری که خانم ایجاد کرد خلاصی  یافته بود ، خودش را به کوچه علی چپ می زد و محجوب و مظلوم نگاهش را از مرد می دزدید. اما گوئی صبر آقای عبوس از بی توجهی شاطر جوان و بهتر بگویم نوجوان ،  به سر آمد
.خودش را جلو کشید و با ژستی بازرس مانند یک از نان ها را روی دست گرفت و سپس گفت:
-این هم شد نان ؟ هم وزنش کم است و هم کیفیت ندارد باید بگویم پدرتان را ...
یکی از مردها که انسان مصلحی می نمود و میخواست کار به جای باریکی نکشد با لبخند و به آرامی گفت :
- این بنده های خدا تقصیر ندارند حتما آردش خوب نبوده . من مشتری دائم اینها هستم اتفاقا کارشان بد نیست.
اما مگر آقا ول کن بود مثل شیر درنده بسوی مرد حمله ور شد که : امثال شما مملکت را خراب کرده اند حق خودتان را نمیدانید . من رئیس فلان اداره هستم با همه مسئولین حشر و نشر دارم حالا ببین فردا این نانوایی را تعطیل میکنم یا نه؟
شاطر جوان که در شهر ما غریبه بود ، مضطرب و مظلوم با التماس از آقای رئیس خواهش میکرد به حرفها و توجیهاتش گوش دهد لیکن گوش شنوایی وجود نداشت و جناب رئیس در پیش چشمان همسر و فرزندان چنان خود نمایی میکرد که به هیچ خشوع و خضوعی نمیشد راضیش کرد . نهایتا با همان تهدید و ابهت سوار شد و رفت . شاطر جوان میگفت او مشتری همیشگی اش است اما گویا از اینکه یک امروز را در صف ایستاده بود، بهانه گرفت . در غیر اینصورت که هروز نمی آمد از همینجا نان بخرد.
لیکن ما همچنان مانده بودیم هم در صف و هم در این که آیا پست و مقام ریاست و حقوق و مزایای آن برای آقایان کم است که حتی در صف نانوایی هم طلبکار امتیاز ویژه هستند ؟ و آیا این سوء استفاده ، ذکات و شکرانه لطف خداوندی به آنهاست؟ و آیا هر مقامی در هر جایی باید خود را از مردم بالاتر بداند ؟ پس چرا در مواقعی خود را خادم  و نوکر مردم میخوانند؟

 

نظرات   

 
+13 # فرهنگی 1393-05-01 14:26
lافرین مطلب جالبی بود و یک مشکل همگانی
پاسخ | پاسخ با نقل قول | نقل قول
 
 
-10 # محمد رحیمی 1393-05-01 15:11
با سلام

آقای صید محمدی

بنده یک مطلب با عنوان (دولت تدبیر و امید و انتظارات برآورده نشده در استان ایلام)دو مرتبه برای سایت وزین شما فرستادم.نمی دونم چرا منتشر نشده.اگر امثال بنده نتوانیم انتقاد سازنده و عاری از توهین بنویسیم پس کجا باید حرفامونو بزنیم.متاسفانه رسانه شما تنها رسانه ای بود که در برخی مواقع موثر واقع شد ولی متاسفانه مثل اینکه شما هم در خط قدرت افتاده اید.
پاسخ | پاسخ با نقل قول | نقل قول
 
 
+7 # Guest 1393-05-01 22:54
جناب محمد رحیمی، دوران احمدی نژاد کجا بودی
پاسخ | پاسخ با نقل قول | نقل قول
 
 
+3 # آریایی 1393-05-01 15:57
لطفا نگید مدیر بگید تازه به دوران رسیده تو استان زیاد داریم زیاد خودتان را ناراحت نکنید .
پاسخ | پاسخ با نقل قول | نقل قول
 
 
+4 # مدیرسایت 1393-05-01 17:02
با سلام حضور شما جناب آقای رحیمی.به اطلاع شما ومخاطبین می رسانم که به دلیل اینکه تعداد زیادی مطلب با مضمون ومفهوم مطلب شما منتشر شده است لذا خواهشمند است صبور باشید به زودی منتشر می گردد.
پاسخ | پاسخ با نقل قول | نقل قول
 
 
+7 # Guest 1393-05-02 00:45
مدیر سایت
کشتار بی رحمانه یک پلنگ مصدوم در بدره را پوشش بده
http://fararu.com/fa/news/199780
پاسخ | پاسخ با نقل قول | نقل قول
 
 
+6 # Guest 1393-05-02 19:17
با سلام بسیار عالی بود.دو مطلب کاملا مهم در این بحث وجود دارد که درد دل همه س.اول یکی شدن صف آقایان و بانوان دوم بی نوبت رد نکردن روسای تازه به دوران رسیده
اگه ....درس حسابی داشتیم که یارو با ماشین پلاک قرمز نمیره شب نشینی و نانوا و بقال ....
پاسخ | پاسخ با نقل قول | نقل قول
 
 
+3 # نجم الدین 1393-05-04 08:59
به نظرتون با خوندن این مطلب مسئولین ارشد استان موضوع رو پیگیری خواهند کرد ؟
تا حداقل آبروی بقیه مدیران خودشون حفظ بشه؟
بحال این دیار باید گریست
پاسخ | پاسخ با نقل قول | نقل قول
 
 
+4 # Guest 1393-05-04 15:46
دوست عزیز جناب رحیمی شما اگر همون عضو شورای شهر هستی ی توضیحی در مورد اسفالت کردن کوچه پس کوچه های دهلرانی بدی ممنون میشم.
آیا شهرداری در آسفالت کردن کوچه های وخیابانها تبعیض قائل نمیشود؟
مثال خیابان ما خاکی هست کوچه ما وقت سیل میاد میشه استخر و تا چند هفته ای جای جولان دادن مگس وپشه هست ونیاز ضروری داره جدول کشی بشه. اما وقتی از فلان کوچه ها رد میشی میبینی تماما اسفالت از نو کرددید چرا اسفالت کردید واسه اینکه ایکس وایگرد اونجا ساکنن.متاسفیم حوار همه چی شده پارتی بازی روسای ارزشی هم درصدر پارتی
پاسخ | پاسخ با نقل قول | نقل قول
 
 
-1 # بابک 1393-05-12 23:15
کاش مشکل بود اداره محیط زیست 120 محیط بان خانم استخدام کرده که بجای گشت دادن در کوهها باید در اداره تا اخر ساعات اداری وقت خودر را با بازی کامپیوتری بگذرانند تازه اداره متوجه شده که نمیشه دختر خانم را تنها کوه فرستاد این در حالیست که اقایون نان اور خانوادن اصلا تقصیر صدا وسیماست با ساخت سریالهای زن زلیلانه
پاسخ | پاسخ با نقل قول | نقل قول
 

اضافه کردن نظر

در زمینه‌ی انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:

لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
« ویرا » مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
« ویرا » از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر می‌شود.


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی

 تبلیغات سايت خبري ويرا

      09120440191

 

 

 

 

 

 

 

 تمام حقوق سایت متعلق به پایگاه اطلاع رسانی ویرا با مجوز رسمی از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی می باشد

Template Design:Dima Group