▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌

چهارشنبه 30 آبان 1397 Wednesday 21 November 2018 12 ربیع‌الاول 1440

آخرین اخبار سایت

مقایسه سبک زندگی اسلامی با سبک زندگی غرب

مقایسه سبک زندگی اسلامی با سبک زندگی غربنصرت اله قبادی/عصرایلام/اسلام عزيز با تمام فراز و نشيب ها که در طول 14 قرن متمادي با آن روبرو بوده است امروز به عنوان يک الگوي مناسب مورد توجه جهانيان قرار گرفته شده است به همين خاطر همه روزه شاهد اخباري از اقصي نقاط جهان پيرامون گرايش افراد مختلف به اين دين مبين و برنامه هاي آن هستيم .

تحرک و پيشرفتي را که اسلام به جامعه بشري ارزاني داشت تنها مختص به پيروان خودش نبود بلکه شعاع و پرتو آن بقيه جهان را هم در برگرفت ويل دورانت مي گويد : (( دنياي اسلام در جهان مسيحي نفوذهاي گوناگون داشت اروپا از ديار اسلام غذاها ،شربت ها ، دارو، درمان،اسلحه و نشانه هاي خانوادگي و....فرا گرفت)) بدون شک سبک زندگي اسلامي يک سبک منحصربه فرد است که اگر توصيه هاي رهبر عزيز انقلاب در آسيب شناسي اين سبک مورد توجه قرار گيرد مي تواند الگوي مناسبي براي همه جهانيان و پيروان اديان ديگر نيز باشد. اسلام همانگونه که يک دين کامل از همه جهت مي باشد از لحاظ سبک زندگي نيز يک دين کامل است که اگر سبک زندگي غربي و معايب موجود در آن سبک با سبک اسلامي مقايسه شود به وضوح مشخص خواهد شد که سبک اسلامي چقدر جامع تر و بي نقص تر است . به اميد روزي که همه محققان و پژوهشگران و جامعه شناسان براي ترويج سبک زندگي اسلامي برخيزند و توصيه هاي رهبر معظم در باره اين مهم را به گوش جان بشنوند و براي اجراي آن لبيک گفته و همت گمارند . یكي از موضوعاتی که جا دارد مطرح شود و در مورد و پیرامون آن کتاب ها و مقالات زیادی نوشت،موضوعسبک زندگی اسلامیاست که همواره مورد توجه دین مبین اسلام ،پیامبر اکرم و پیشوایان دین بوده و هموارهمردم را به داشتن یک زندگی سالم و روشمند دعوت کرده اند، علما و بزرگان و اولياءالهی نیز در طول تاریخ تمام تلاششان برای ارائه یک الگو و سبک زندگی اسلامی بوده،چه در جنبه شخصی آن که خود همواره سعی داشته اند یک زندگی مبتنی بر آموزه های دینیداشته باشند و  چه در جنبه های اجتماعی که سعی می کردند مردم را به این سمتسوق بدهند. و بدون اغراق می شود گفت سختی ها و خون دل خوردن هایی که علما و بزرگاندین در این راه داشته اند برای ارائه یک الگوی زندگی اسلامی بوده است.مقام معظم رهبری(حفظه الله) نیز در سال های پس از انقلاب نیز بارهابر این مهم تاکيد فرمودند که مطرح شدن این موضوع به صورت جدی در سفر ایشان در سال۹۱به خراسان شمالی در جمع نخبگان کليد خورد و در مورد سبک زندگی اسلامی مطالبارزشمندی بیان فرمودند که برای جوامع اسلامی بخصوص جامع ایرانی ما که قدم به قدم بهسمت سبک زندگی غربی جلو رفته است مفید و قابل استفاده است. و همه مسئولان دینی وفرهنگی جامعه و همه خانواده ها بايد به اين امر مهم توجه جدی داشتهباشندزنگ خطر از طرف مقام معظم رهبری زده شده است، و راهکار های اصولی وبنيادی از طرف این دلسوز جامعه داده شده است. يعنی می توان گفت: الگو و نقشه از طرفاین بزرگوار که مبتنی بر انديشه های دينی است داده شده است و حال نوبت به مسئولينجامعه بخصوص نخبگان،دانشگاهيان و حوزويان  و همچنين خانواده های ايرانی است که کمرهمت را ببندند، و آماده جهاد علمی و عملی در اين راه باشند،تا اين امر مهم بخوبیتحقق پيدا کند. دکترجوزف گوبلز،وزير تبليغات نازی که سهم زيادی درقدرت گرفتن هيتلر داشت. اومیگويد:"نبايد برای کار های تبليغاتی نتايج سريعی را انتظار داشت."غرب تلاش گسترده و پر حجمی را برای تغيیر سبک زندگی اسلامی به سبکزندگی غربی دارد تا بتواند جوامع اسلامی را به کنترل بی قيد و شرط خود درآورد.او می خواهد در آن لجن زاری که خود غرق شده است ،جوامع اسلامی را نیزغرق کند و بايد از روی تأسف اذعان کنيم که در اين هدف خود تا حدود زيادی موفق شدهاست.ما هر وقت به کلمه جاهليت می رسيم ،ناخود آگاه ذهن ها به سمت اعرابجاهلی می رود که دخترانشان را زنده به گور می کردند. و هيچ گاه به ذهنمان هم نمیرسيد که ساکنان اين کره پهناور پس از هزارو خورده ای سال به رغم همه تجربه ها وادعا های پيشرفت و مدنيت و آگاهی نه تنها حامل  و مبلغ صفات مذموم جاهلی است که پارا هم فراتر نهاده  و گوی سبقت را از آنها ربوده است.

 تعریف رایج از سبک زندگی

در تعريف مفهومي سبک زندگي، جامعه‌شناس بریتانیایی، "آنتونی گيدنز" معتقد است: «سبک زندگي را ميتوان مجموعهاي کم و بيش جامع از عملکردها تعبير کرد که فرد آنها را به کار ميگيرد. اين عملکردها نه فقط نيازهاي جاري او را برآورده ميسازد بلکه روايت خاصي را هم که وي براي هويت شخصي خويش برميگزيند، در برابر ديگران مجسم ميسازد.» سبک زندگي مجموعهاي نسبتاً منسجم از همه رفتارها و فعاليتهاي يک فرد معين در جريان زندگي روزمره است.1

در جامعه‏شناسي به معناي «سبك زندگي»، همانا آفرينش و خلق هنرمندانه‏ی يك راه و روش خاص با توجه به امكانات در دسترس و پايگاه اقتصادي- اجتماعي و همچنين محدوديت‏هاي فردي و اجتماعي تعريف شده است و هنر فرد در كشف و انتخاب مناسب‏ترين و خردمندانهترين راه براي پاسخ به توقعات و تحقق اهداف است. بنابراين در گزينش سبك زندگي، هنر و خرد توأمان نقش مييابند. سبک زندگي به معناي روش‏ها و طرحهاي زندگي، از طريق ارزش‏ها و الگوهاي رفتاري با فرهنگ ارتباط مييابد. از عناصر اساسي سازنده الگوهاي رفتاري و روشهاي عمل (سبک زندگي) به کارگيري خرد، عقل و فهم از يک طرف و ذوق و سليقه از طرف ديگر است. به کارگيري قوه خرد و سليقه در انتخاب و ارجاع الگوهاي عمل در زندگي مستلزم فهم و درک روابط ميان خود و ديگران از طريق آموزشها، مشارکت و تجارت است. بنابراين هر چه الگوها و طرحهاي انتخابي انديشيده تر و کاربرديتر باشند، داراي قابليت اعتماد و اتکاء بيشتري خواهند بود. 2

«سبک زندگي» چيست؟

مفهوم «سبک زندگي» از جمله مفاهيم علوم اجتماعي و علم جامعهشناسي و مردمشناسي است که در دهه اخير بسيار مورد توجه عالمان علوم اجتماعي و مديران فرهنگي قرار گرفته است؛ سبک زندگي معنايي است که از به هم تنيدگي و پيوند و نظاموارگي و شبکهاي بودن عوامل متعددي که در شيوههاي زندگي يا اقليمهاي زيستن انسان تأثير ميگذارند، به وجود آمده است.مفهوم سبک زندگي و دامنه به کارگيري آن در ادبيات علوم اجتماعي و مطالعات فرهنگي رواج زيادي يافته است تا حدي که بعضي معتقدند که اين مفهوم قابليت جانشيني بسياري از واژگان موجود از جمله مفهوم طبقه را داراست و ميتواند به نحو دقيقتري، گوياي واقعيت پيچيده رفتارها و حتي نگرشهاي فرهنگي و اجتماعي در جامعه امروز ما باشد و حتي برخي انديشمندان به کارگيري آن به جاي مفاهيم فراگيري چون قوميت و مليت را مطرح کردهاند. سبک زندگي در رشته مطالعات فرهنگي به مجموعه رفتارها، مدلها و الگوهای کنشهاي هر فرد اطلاق ميشود که معطوف به ابعاد هنجاري، رفتاري و معنايي زندگي اجتماعي او باشد و نشان دهنده کم و کيف نظام باورها و کنش‏ها و واکنش هاي فرد و جامعه ميباشد. به عبارتي سبک زندگي دلالت بر ماهيت و محتواي روابط، تعاملات و کنشهاي اشخاص و آحاد مردم در هر جامعه دارد. تقريباً در اکثر تعريفهاي سبک زندگي ميتوان دو مفهوم را يافت که در تعريف سبک زندگي در نظر گرفته شده است؛ و در واقع هر دو مفهوم هم، به واژه «سبک» باز ميگردد: اول، مفهوم وحدت و جامعيت و دوم، مفهوم تمايز و تفارق. به اين معني که سبک زندگي حاکي از مجموعه عوامل و عناصري است که کم و بيش به طور نظاممند با هم ارتباط داشته و يک شاکله کلي فرهنگي و اجتماعي را پديد ميآورند. همين پيوستگي، اتحاد و نظاممندي اين کُل را از کُلهاي ديگر متمايز ميکند. وجود کلماتي همچون الگو، نظام مندي، کليت، هويت و تمايز در بيانات اخير رهبر فرزانه انقلاب نيز حاکي از همين مطلب است و به همين دليل است که امروز از دو مدل و الگوي متمايز و متفاوت سبک زندگي اسلامي و غربي سخن ميگوييم.

بايسته هاي سبك زندگي اسلامي

جامعه اي كه فقير، مسكين و معلول دارد و داراي طبقات ضعيف اجتماعي است، بايد فاصله طبقاتي آنقدر نباشد كه گروهي از ضعف بميرند و گروهي از سيري منفجر شوند.

"رفتار اجتماعي و سبك زندگي، تابع تفسير ما از زندگي است: هدف زندگي چيست؟ هر هدفي كه ما براي زندگي معين كنيم، براي خودمان ترسيم كنيم، به طور طبيعي، متناسب با خود، يك سبك زندگي به ما پيشنهاد ميشود. يك نقطه ي اصلي وجود دارد و آن، ايمان است. يك هدفي را بايد ترسيم كنيم - هدف زندگي را - به آن ايمان پيدا كنيم. بدون ايمان، پيشرفت در اين بخشها امكان پذير نيست؛ كارِ درست انجام نميگيرد".

آنچه در فوق خوانديد بخشي از سخنان رهبر معظم انقلاب اسلامي در جمع پرشور جوانان خراسان شمالي بود كه ايشان در اين ديدار ضمن تبيين هدف و سبك زندگي از اين مقوله بسيار مهم به عنوان نرم افزار تمدن نوين اسلامي ياد كردند.

از مهم ترين مولفه هاي دستيابي به سبك زندگي، توجه، بررسي و بازخواني سبك زندگي علوي است، گذري بر سبك زندگي مولاي متقيان حضرت علي عليه السلام و فرمايشات اين امام همام درس روشني براي از سرگيري سبك و سيره اي جديد در زندگي انسا ن ها خصوصا شيعيان است.

حجت الاسلام و المسلمين صديقي امام جمعه موقت تهران با رجانيوز با ذكر رواياتي از مولاي متقيان به تبيين ويژگي هاي بارز سبك زندگي علوي پرداخته كه در ادامه آمده است:

در فرهنگ علوي رعايت عدالت اجتماعي بر همگان لازم است

وجود مبارك حضرت اميرعليه السلام فرمودند “اگر من مي خواستم از مغز گندم و از پارچه ابريشم ميتوانستم به عنوان خوراك و لباس استفاده كنم، ولي من نميتوانم قانع باشم كه به من اميرالمؤمنين بگويند و شايد در سرحدات يمامه يا حجاز كساني باشند، كه اميدي به تكه ناني نداشته باشند”.زندگي علوي يك زندگي توأم با ايثار، نثار و مواسات است، جامعهاي كه فقير، مسكين و معلول دارد و داراي طبقات ضعيف است، بايد فاصله طبقاتي آنقدر نباشد كه گروهي از ضعف بميرند و گروهي از سيري منفجر شوند؛ اتفاقا يكي از مسائلي كه حضرت اميرعليه السلام در قبول خلافت با اصرار مردم مطرح كردند اين بود كه فرمودند “اگر نبود كه خدا از دانايان جامعه، از عالمان تعهد گرفته كه ناظر بيتفاوت نباشند، حكومت را برعهده نمي گرفتم”؛ “علي كظه ظالم و لا سغب مظلوم”؛ “سغب” تهي بودن شكم است و “كظه” متورم شدن شكم است؛ وجود مقدس حضرت علي عليه السلام اين تركيب را تركيب زشتي مي دانند كه يك عده اي پرخوري كنند و يك عده اي هم به حداقل زندگي محتاج هم باشند.

بنابراين رعايت عدالت اجتماعي در قاموس و فرهنگ علوي براي عموم شيعيان و مسلمانان قابل توجه و لازم الرعاية است.

پذيرفتن فرهنگ وارداتي غربي به معناي قبول موقعيت غرب است

مسأله دوم اين است كه امير المؤمنين عليه السلام و اسلام اساسا معتقدند كه “ اليمين و الشمال مظله و طريق الوسطي هي الجاده “ راست و چپ، شرق و غرب همه لغزشگاه است؛ اسلام دين وسط است و خودش فرهنگ، اقتصاد، سياست دارد، اين فرهنگ وارداتي براي كشورهاي اسلامي سم و قاتل است، وراي اين تقليدهايي كه در مد و لباس، نوع غذا و نحوه رفت و آمد وجود دارد، در اصل اين مباني غربي داراي پشتوانه است، يعني به معناي قبول موقعيت آنهاست و يك نوع ذلت و دنباله روي كساني هستند كه حد نصابي از ارزشها در زندگي آنان نيست و اسلام خودش دين ابتكار و زندگي است و در هيچ مسألهاي كم نگذاشته كه ما دست نياز به سوي ديگران دراز كنيم.

اين برجهايي كه ساخته ميشود، معماري اسلام نيست

بدين جهت در خوراك، پوشاك و مسكن، اين برج هايي كه ساخته مي شود، اين معماري ها، معماري هاي اسلامي نيست و يك تنگناهايي است كه زندگي را مردم براي خودشان زندان درست مي كنند و اختلاطي كه محرم و نامحرم براي آنان پيش مي آيد و همچنين فضايي كه براي گناه ايجاد مي شود علاوه بر اين كه واقعا مقتضاي يك زندگي سالم در دنيا هم اين نيست، داراي عوارضي براي دخترها، بانوان جوان(حتي ازدواج كرده ها) و پسرهاي جوان است، بنابراين اين نوع زندگي ها آسيب فراوان دارد.

سبك زندگي علوي، زندگي مقتصدانه همراه كمك با فقرا را مي پذيرد

وجود مقدس حضرت علي عليه السلام يك زندگي شخصي داشتند كه در عيني كه شخصي و شخصيتي در موقعيت رهبري و زمامداري جامعه بود، آن را خود آن حضرت فرمودند “كسي مثل من نمي تواند زندگي كند” و ما نيز توقعي اين چنيني نداريم، ولي ايشان يك زندگي اجتماعي دارند و آن حضرت فردي را كه تارك زندگي بود و به خانواده خودش نمي رسيد را توبيخ كردند و فرمودند “اين نفس توست كه تو را به اين كار وادار كرده” بنابراين هم بايد از حلال استفاده كرد و هم اين كه در حد وسط حركت نمود، در حد اعتدال زندگي كرد، مقتصدانه زندگي كرد و فقرا و گرفتارها را هرگز نبايد فراموش كرد.اسراف در زندگي اسلامي خصوصا در زندگي علوي بسيار مذموم است، تبذير مذموم بوده و افراط و تفريط نيز اين چنين است.

استقبال چشم گير مردم از رهبري پايه هاي ستم مستكبران را لرزاند

جرم شيعيان اهل بيت اين است كه زير پرچم ائمه عليهم السلام مستقل شده اند و البته اين كرامت و عظمت دشمنان را كور كرده است. امروز دنيا از دست ايران عصباني است و هر تهمتي، تحريمي و فشاري را به كشور مي آورند، زيرا ايران در حال تبديل شدن به الگو است و جوانان اين مرز و بوم به برجستگي هاي علمي رسيده اند. ملت ايران نائب امام زمان(عج) را همانند نگيني محاصره كردهاند و در شهرها با اشك شوق از او استقبال ميكنند، اين استقبالهاي مردمي كه اين روزها در خراسانشمالي اتفاق افتاد، پايه هاي ستم مستكبران را لرزاند، زيرا آنان نمي توانند نور آفتاب ولايت را ببينند.

* اعتدال و میانه‌روی در مصرف :مصرف طیبات و آنچه در شریعت اسلامی حلال شمرده می‌شود، نامحدود نیست و باید اصل اعتدال و اجتناب از افراط و تفریط در آن رعایت شود. خروج از این اصل، پیروی از شیطان معرفی شده است. «ای مردم! از آنچه در زمین است، حلال و پاکیزه بخورید و از گام‌های شیطان پیروی نکنید»(سوره بقره، 60). اهمیت اعتدال در مدیریت زندگی فردی و اجتماعی به اندازه‌ای است که امیرالمؤمنین علی(ع) می‌فرماید: «هرگاه خداوند بخواهد به بنده‌ای خیری برساند، میانه‌روی و تدبیر نیکو را به او می‌آموزد و او را از بی‌تدبیری و اسراف دور می‌کند»(دشتی، 1379، ص241 و حاجی صادقی، 1388، صص 57ـ 56)، زیرا خداوند میانه‌روی را دوست و اسراف را دشمن می‌دارد(صابری یزدی، 1372، ص748 و ص 649). همچنین در جای دیگر، نتیجه قهری رعایت نکردن اعتدال در مصرف چنین بیان شده است که افراد یا جامعه‌ای، امور مالی و اقتصادی خود را درست(با اعتدال و میانه‌روی) اداره نکند، گرفتار فقر و سختی می‌شود(حر عاملی، 1377، تصحیح مهریزی و درایتی، ج1، ص 126؛ صابری یزدی، ص66)

سبک زندگي غربي

از آنجايي که در سبک زندگي اسلامي درآمد بايد از راه مشروع ودرست کسب شود و اين موضوع تا آنجايش اهميت دارد که در روايات بيان گرديده است (( الکاد علي عياله کالمجاهد في سبيل الله )) اين مهم در سبک زندگي غربي مورد توجه نيست و گاهاً کسب پول و درآمد براي گذران زندگي به هر صورتي کمتر مورد مذمت قرار مي گيرد و اصولاً کسب درآمد ها حتي از طريق خود فروشي و روسپي گري نيز عار و ننگي ندارد . به عنوان مثال يک کنفرانس بين اللملي در بروکسل برگزار گرديد (( دراين کنفرانس که به مدت سه روز با شرکت زنان روسپي از چندين کشور در سراسر جهان از جمله آمريکا، آلمان ،هلند ، فرانسه، فيليپين ، ايتاليا و چند کشورآفريقايي در بلژيک تشکيل شده بود نمايندگان سه کشور آمريکا ،آلمان و هلند که روسپي گري و فاحشه گري در اين کشورها به عنوان يک شغل آزاد و قانوني به رسميت شناخته شده است گردانندگان اين کنفرانس خواستار حمايتهاي اجتماعي ، قانوني و حتي مقبوليت عمل زشت فاحشه گري به عنوان يک حرفه و شغل و پذيرش آن در جامعه بين المللي را خواستار شدند آنها خواستار قانوني شدن کارشان گرديده اند آنها به موجب قانون تجارت خواستار آزادي بيشتر شده اند و حتي خواستار تامين حقوق و بيمه و مسکن گرديده اند.  ) عيب اينگونه زندگي گرچه ممکن است براي خود غربي ها خيلي آشکار نباشد اما در جوامع مذهبي مخصوصاً اسلامي چنين درامدي بسيار مشکل دارد در اسلام اين اعتقاد کاملاً هويداست که في حلالها حساب و في حرامها عقاب . گرچه نگارنده اين باور را ندارد که همه غربي ها نامشروع کسب درامد مي کنند اما معتقد است که در اين گونه جوامع وقتي چنين شغل هايي ننگ و عاري ندارد و حتي هم جنس بازي را قانوني مي شمارند يقيناً مردمي که با چنين زندگي سر مي کنند نيز متأثر از همان افراد ناسالم خواهند شد. مقام معظم رهبري در اهميت سبک زندگي مي فرمايد (( يکي از ابعاد پيشرفت با مفهوم اسلامي عبارت است از سبک زندگي کردن ،رفتار اجتماعي ،شيوه زيستن که اينها عبارت اخراي يکديگر است )) به عقيده نگارنده کسب درامده به شيوه سبک زندگي غربي هم اثر نامطلوب بر همان سبک زندگي و هم رفتار اجتماعي و هم شيوه زيستن آنها دارد . در آنجا ماديات مهم است حال اين ماديات از هر راهي به دست بيايد که اين کسب درامدها و تلاش براي اضافه کردن مال باعث شده تا ماديات در غرب اصل شود و معنويات و خانواده مورد بي مهري قرار گيرد و به حدي تنزل پيدا کند که بزرگان آنها خود اعتراف به بن بست رسيدن را داشته باشند.                                                                                                          

*-سبک زندگي غربي و دوري از خدا و معنويت                                                                       

اصولاً دين و اعتقادات وبعثت پيامبران براي ايجاد ثبات و آرامش در جامعه است 0 در روايات آمده است از مولاي متقيان که فرمودند اجعل الدين کهفک دين را پناهگاه خود قرار دهيد0معمولاً انسان هاي ديندار خود و زندگي و خانواده خود را به نوعي بيمه مي کنند 0 خانواده اهل دنيا کمتر مورد هجمه ربايندگان و سازمان اعتقادي قرار مي گيرند. در حديث داريم از وجود امام صادق (ع) بادرو اولادکم بالحديث قبل ان يسبقکم اليهم المرحبه ( بچه هاي خودتان را با سخن ما آشنا کنيد قبل از ان که رباينده آنها را ببرد هرگاه در سبک زندگي اسلامي هم نقش دين در خانواده ها کمرنگ باشد خطر افتادن در پرتگاهها به مراتب زياد تر مي شود . صنعتي شدن زندگي ها در غرب و دور شدن تدريجي از مذهب و معنويت اکنون غرب را به بن بست کشيده اسيت و اين سبک زندگي را به عنوان يک زندگي پوچ تبديل کرده است که در اعترافات بزرگان غربي اين مطالب کاملاً هويدا است . حليم هربرت مي نويسد (( ما به تدريج به پيامدها و عواقب فاجعه آميز جدايي از اخلاق در زندگي هاي خود پي مي بريم )) خيلي عجيب است که با وجود اعترافات بزرگان غربي برخي از جوانان با ديدن چند فيلم يا شبکه اينترنتي اسير وعده هاي تو خالي مي شوند . نيل پستمن مي نويسد (( ثمره يک قرن کار علمي اين شد که ما اعتماد به اعتقادات خود وحتي عقيده به خود را از دست داده ايم در اين نظام اگر به کسي صفت اخلاقي يا يا پايبندي به اخلاق داده شود توهين تلقي مي شود )) پرنس چالز وليعهد انگلستان طي يک سخنراني در وزارت امور خارجه به اين نکته تلخ اعتراف مي کند و مي گويد (( علم در قرن بيستم انسانيت را کاملاً به بن بست کشاند )) کلود لوي استروس انسان شناس بزرگ فرانسوي مي نويسد (( ما اکنون به يک انقلاب روحي احتياج داريم ، انقلابي از آنگونه که به ظهور مسيحيت منجر شد )) نگارنده بر اين باور است که اين چند مورد تنها نمونه اي کوچک از موارد مختلف بحران بي ديني و يک زندگي غربي است همه اين موارد نشان مي دهد که ز ندگي به ظاهر زيبا و ماشيني غرب با تمام امکانات و وسايلي که در اختيار دارند به يک بن بست جدي رسيده است خانواده ها در غرب بي ارزش شده اند حتي مسيحياني که ادعاي مذهبي بودن دارند به کليسا ها بي توجه شده اند که يکي از دلايل استعفاي پاپ بنديکت شانزدهم وجود همين بحرانها و بن بست ها در غرب است . رهبر معظم انقلاب که به يقين مي شود گفت يک جامعه شناس و اسلام شناس و انسان شناس بزرگ است مي فرمايد (( فرهنگ غربي فقط هواپيما و وسايل آسايش زندگي و وسايل سرعت و سهولت نيست اين ظواهر فرهنگ غربي است که تعيين کننده نيست باطن فرهنگ غربي عبارت است از همان سبک زندگي مادي ، شهوت آلود ، گناه آلود ،هويت زدا ، ضد معنويت و دشمن معنويت.))                                                                                       

سبک زندگی کنونی ما در مواجهه با غرب                                           

غرب فرهنگی و فلسفی با تفکری که در آن انسان می خواهد جای خدا را بگیرد و به صورت موجودی صاحب علم و اراده و قدرت و در جایگاه تشریع ظاهر شود و می بایست همه چیز را در تصرف و تملک خود درآورد، پدید آمد. غرب آن چنان که بسیاری از متفکران غربی نیز به آن اذعان کرده اند، کوشیده است تاریخی جدید با نگرش و هویتی جدید را برای انسان رقم بزند. امثال نیچه، هایدگر، هانری کربن، رنه گنون، شوان و فوکو هرکدام به نحوی به این تعارض اشاره داشته اند.از آن جا که جامعه ایران یک جامعه دین دار، دین محور و خدامحور است و در آن پایبندی به دین و سنت تا حدود زیادی یافت می شود با ورود نگرش ها و اندیشه های غربی و جلوه های مدرنیته توسط افرادی چون میرزا ملکم خان، میرزا آقاخان کرمانی و آخوندزاده که از پیشروان آشنایی با تجدد بودند، این تضاد و چالش بین این دو فرهنگ کاملاً متفاوت، بروز پیدا کرد و هنوز این چالش ادامه یافته است.عده ای که به جریان روشنفکری غیر دینی شهرت یافته اند با نام پیشرفت و توسعه و نفی عقب ماندگی تاریخی سعی در القای اندیشه های غربی و تجدد حاصل از رشد و گسترش بینش غربی بودند. عده ای دیگر کوشیدند راه های میانه را مطرح کنند و عده ای دیگر به نفی مدرنیته و نقد آن روی آوردند. البته هیچ کدام از ایشان به راهکار و راهبردی در خور برای این دوران گذار، دست نیافتند و به مقام پرسش و انتقاد اکتفا کردند.تاریخ و سنت اسلامی ایرانی ما سودایی دیگر و نگاهی متفاوت و معترض نسبت به غرب دارد. مشکل این است که در عصر حاضر، تاریخ غربی تمام تاریخ بشر را پوشانده و در همه جا درباره گذشته بشر به طور کلی با موازین غربی حکم می شود. اکنون در نگاه غربزدگان عالم دو بخش دارد: یک بخش متجدد و یک بخش درگیر شده با سودای تجدد.متأسفانه جامعه ایرانی علی رغم مقاومتهای آگاهانه روحانیت اصیل و مردم دین مدار با بسیاری از سنن خویش و امور هویتی و اشکال و قالبهای سبک زندگی دینی اش وداع کرد و عرصه را برای غرب زدگی فراهم نمود که منجر به تعریف جدیدی از هویت، زندگی، عالم، علم و دین و دینداری گشت.باید این نظریه انتقادی رهبر شجاع انقلاب را درک کنیم که مواجهه تمدن ایرانی اسلامی با فرهنگ و تمدن غرب که امروزه بر تمام جهان سیطره یافته است، سبب تحولات بسیاری در تمام شئونات جامعه ایرانی شد و «چرا»هایی که ایشان مطرح می کنند نیاز به ریشه یابی معرفتی دارد .ایرانیان همان طور که در برخی هویت و ارزش ها، دچار بحران شده اند، در سبک زندگی نیز در 100 ساله اخیر به ویژه از دوران روی کار آمدن رضاخان و تجدد آمرانه اش، دچار تشتت و تذبذب بسیار در نگرش ها و گرایش ها، آداب و رسوم، نظامات و سنن اجتماعی، باورها و حتی باورهای دینی خود گشته و سبک زندگی اسلامی ایرانی دچار تضادها و تناقض های بسیار شده است، به نحوی که از جامعه ما یک جامعه شبه مدرن ساخته است که نه می توان آن را سنتی و اسلامی نامید و نه می توان بر آن نام مدرن نهاد. باید از این تذبذب هویتی نگران بود. نگرانی در کلام انتقادی ولی امر مسلمین کاملاً قابل درک است .رهبر انقلاب اسلامی می کوشند تا این فرضیه کلان را اثبات نمایند که زیستن ایرانی در زمانه کنونی، برآمده از مواجهه و نزاع دو سبک زندگی غربی و اسلامی است.                                                                                                                                                    

نتیجه گیری

براى ساختن تمدن نوين اسلامى، بشدت بايد از تقليدسبک زندگی غربی پرهيز كنيم؛ تقليد از آن كسانى كه سعى دارند روشهاى زندگى و سبك و سلوك زندگى را به ملتها تحميل كنند. امروز مظهر كامل و تنها مظهر اين زورگوئى و تحميل، تمدن غربى است. نه اينكه ما بناى دشمنى با غرب و ستيزه گرى با غرب داشته باشيم - اين حرف، ناشى از بررسى است ستيزه گرى و دشمنىِ احساساتى نيست. بعضى بمجرد اينكه اسم غرب و تمدن غرب و شيوه هاى غرب و توطئه ى غرب و دشمنى غرب می آيد، حمل ميكنند بر غرب ستيزى. تقليد از غرب براى كشورهائى كه اين تقليد را براى خودشان روا دانستند و عمل كردند، جز ضرر و فاجعه به بار نياورده؛ حتّى آن كشورهائى كه بظاهر به صنعتى و اختراعى و ثروتى هم رسيدند، اما مقلد بودند. علت اين است كه فرهنگ غرب، يك فرهنگ مهاجم است. فرهنگ غرب، فرهنگ نابودكننده ى فرهنگ هاست. هرجا غربى ها وارد شدند، فرهنگ هاى بومى را نابود كردند، بنيانهاى اساسىِ اجتماعى را از بين بردند؛ تا آنجائى كه توانستند، تاريخ ملتها را تغيير دادند، زبان آنها را تغيير دادند، خط آنها را تغيير دادند. هر جا انگليسها وارد شدند، زبان مردم بومى را تبديل كردند به انگليسى؛ اگر زبان رقيبى وجود داشت، آن را از بين بردند. باطن فرهنگ غربی، سبك زندگی مادی شهوت‌آلودِ هویت‌زدا و ضد معنویت است .يكى از خصوصيات فرهنگ غربى، عادى سازى گناه است؛ گناههاى جنسى را عادى ميكنند. امروز اين وضعيت در خود غرب به فضاحت كشيده شده؛ اول در انگليس، بعد هم در بعضى از كشورهاى ديگر و آمريكا. اين گناه بزرگِ همجنس بازى شده يك ارزش! به فلان سياستمدار اعتراض ميكنند كه چرا او با همجنس بازى مخالف است، يا با همجنس بازها مخالف است! انحطاط اخلاقى به كجا ميرسد. اين، فرهنگ غربى است. همچنين فروپاشى خانواده، گسترش مشروبات الكلى، گسترش مواد مخدر.

 یکی از بزرگان اهل سخن ایران می گوید :سالها پيش - در دهه ى 30 و 40 - در منطقه ى جنوب خراسان، بزرگان و افراد صاحب فكر و پيرمردهائى را ديدم كه يادشان بود كه انگليسها چگونه ترياك را با شيوه هاى مخصوصى در بين مردم رائج ميكردند؛ والّا مردم ترياك كشيدن بلد نبودند؛ اين چيزها وجود نداشت. اين افراد يادشان بود، سراغ ميدادند و خصوصياتش را مي گفتند. با همين روشها بود كه مواد مخدر بتدريج در داخل كشور توسعه پيدا كرد. فرهنگ غربى اينجورى است. فرهنگ غربى فقط هواپيما و وسائل آسايش زندگى و وسائل سرعت و سهولت نيست؛ اينها ظواهر فرهنگ غربى است، كه تعيين كننده نيست؛ باطن فرهنگ غربى عبارت است از همان سبك زندگى مادىِ شهوت آلودِ گناه آلودِ هويت زدا و ضد معنويت و دشمن معنويت. شرط رسيدن به تمدن اسلامىِ نوين در درجه ى اول اين است كه از تقليد غربى پرهيز شود. ما متأسفانه در طول سالهاى متمادى، يك چيزهائى را عادت كرده ايم تقليد كنيم.او می گوید طرفدار اين نيستم كه حالا در مورد لباس، در مورد مسكن، در مورد ساير چيزها، يكباره يك حركت جمعى و عمومى انجام بگيرد؛ نه، اين كارها بايد بتدريج انجام بگيرد؛ دستورى هم نيست؛ اينها فرهنگسازى لازم دارد. واین كار نخبگان است، كار فرهنگ سازان است. و شما جوانها بايد خودتان را براى اين آماده كنيد؛ اين، رسالت اصلى است.

منابع درنزد عصرایلام محفوظ است

 

 

اضافه کردن نظر

در زمینه‌ی انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:

لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
« ویرا » مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
« ویرا » از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر می‌شود.


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی

 تبلیغات سايت خبري ويرا

      09120440191

 

 

 

 

 

 

 

 تمام حقوق سایت متعلق به پایگاه اطلاع رسانی ویرا با مجوز رسمی از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی می باشد

Template Design:Dima Group