▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌

چهارشنبه 30 آبان 1397 Wednesday 21 November 2018 12 ربیع‌الاول 1440

آخرین اخبار سایت

در ایلام رقم خورد

شاید فرهنگ یعنی این راننده...

شاید فرهنگ یعنی تقدیر از یک راننده عمومیعصرایلام/نه زیر ابرو برداشته بود ،نه کفشهارو نصفه ونیمه پوشیده بود،نه مکرر از آینه  اتومبیلش دختران دانشجویی که در صندلی پشت نشسته بودند را نگاه می کرد،نه مدام بوق می زد و نه تو فکر قسط و وام  دق دلی اش را سر راننده های دیگر ومسافران خالی می نمود...

مطابق دیگر روزها کنار خیابان ایستاده و منتظر اولین خودروی عمومی که بوق نزند ماندم . مسافر کش های شخصی که عموماً بازنشستگان نظامی و کارمندان و معلمان  بازنشسته آموزش وپرورش و..... هستند خیابان ها را غرق نموده و عندالمطالبه برای هر مسافر دو عدد بوق پرملات به همراه پرسیدن مسیرهای احتمالی را از ماشین و خود بروز می دهند. مسافران مثل گوشت های غیربهداشتی مهدی آباد ایلام ، شباب چرداول و گواور(شهر سرمست کرمانشاه) دهها دست می گشتند تا در نهایت سوار می شدند.(نه کسی بر این قصابیهای خارج شهر نظارت می کند و نه کسی جلوی این مسافربرهای شخصی را می گیرد)
مسافربرهای شخصی مثل پرداخت یارانه  به افراد توانمند و ضعیف هدفمند نشدند وحضورشان در خیابان های بی درخت  ، پرماشین و بدون پیاده رو شهرمان مثل دیدن مداوم یک نفر تاس و کچل ویا آقای "موفی" معروف کنار بانک ملی جنب فرمانداری ایلام توی ذوق زد.
به هر ترتیب بعد از شنیدن بوق های کر کننده خودروهای شخصی وعمومی، چهره ماخوذ به حیا وسرشار از انرژی اش را از دور تشخیص دادم. خودش بود آقای مرادی .راننده پژوی 405 عمومی که بر همسفری با وی عشق ورزیده ام.
هرچند مشکلات ناشی از چاپ نشریه ذهنم را چنگ زده بود ولی با دیدن وی خوشحال شدم و لحظاتی خوب را در صندلی جلوی اتومبیلش رقم  زدم . نگارنده که جیبش از صندلی خودروهای شخصی شهر خالی تر است از خودروی عمومی استفاده می نمایم تا نکند به بهانه نداشتن پول خورد کرایه یک مسیر دیگرم را هاپولی نماید.
نه زیر ابرو برداشته بود ،نه کفشهارو نصفه ونیمه پوشیده بود،نه مکرر از آینه  اتومبیلش دختران دانشجویی که در صندلی پشت نشسته بودند را نگاه می کرد،نه مدام بوق می زد،نه تو فکر قسط و وام  دق دلی اش را سر راننده های دیگر ومسافران خالی می نمود،نه اضافه کرایه دریافت می کرد و نه صندلی های خودرویش از عرق زیاد خشک شده بود.
 شاید در طول مسیر یک بوق هم نزد و به بیشتر از10خودرو اجازه عبور داد، علی الرغم اینکه در بیشتر این موارد حق تقدم با وی بود.خودروی آراسته وپیراسته ،وضع ظاهری مناسب و چندین مورد دیگر بخشی از ویژگی های یک راننده بافرهنگ شهرم بود. در طول مسیر، مسیرهای کوتاه وبعضا دربست به همراه این راننده شهروند مدار را مرور کردم.

اخلاق خوب و رفتار مناسب هرچند وظیفه همه رانندگان ناوگان عمومی است اما این وظیفه در بیشتر خودروهای مسافربر شهرم رعایت نمی شود.

پیش بینی می کنم این شخص محترم چندین بار راننده برتر استان شده باشد.
بنابراین برخود لازم دانستم نام فامیلی ایشان را بپرسم تا چند جمله کوتاه بنویسم تا شاید فرهنگی که ساخته شد را به تصویر بکشم.این فرهنگ است. فرهنگ یعنی حتی تشکر از یک راننده مسافر بر عمومی اخلاق مدار.

 

نظرات   

 
+1 # محمد مهدی 1393-08-14 10:15
با سلام و عرض ادب
چند وقت پیش سفری به شهر مقدس قم داشتم در حرم روحانی عزیزی سخنرانی میکرد و از حق الناس میگفت خیلی شیرین صحبت می فرمود و سخنانش را به سخنان و آیات و روایات مزین کرده بود هرچه از ظلم ها میگفت من درخودم می دیدم و حشتناک بود احساس میکردم در محضر خدا هستم اینکه آدم واقعا چنین احساسی داشته باشه برا من یکی کم پیش آمده بود از حرم که بیرون آمدم با خودم تصمیم گرفتم حق الناس رعایت کنم حق الناس که فقط پول نیست(من به پاک دستی در بین فامیل و دوستان شهره ام) خیلی سخت بود اما دیگر برای شوخی و لطیفه دیگران را مسخره نمیکردم خیلی سخت بود اما بجای بچه ها خودم خرید را انجام میدادم کم کم تمرین و تمرین در بحث رانندگی تا ایلام که اومدم انصافا خوب رعایت میکردم رانندگی هم دیگر خسته کننده نبود تا رسیدم ایلام میخاستم حق عابر و دیگر رانندگان رعایت کنم تو همون یک هفته اول نزدیک بود چند تصادف کنم/ بوق های مکرر پشت سری ها پیچاندن ماشین های فرعی به اصلی بدون رعایت حق تقدم از همه بدتر سرعت های انچنانی برای اینکه پشت چراغ قرمز نمونن خلاصه اینکه راهی که قبلا 5 دقیقه طول می کشید تا خونه حالا شده بود 20 تا 25 دقیقه بعدیه مدت هم رنگ جماعت شدم دوباره و رکورد 5 دقیقه ا زمحل کار تا اداره رو را زدم وحتی پیشرفت چشم گیری نمودم و آن را به دو دقیقه رسوندم با این تفاوت که دیگر خبری از حق الناس نبود الان که این مطلب خوندم دوباره یاد مطالب اون روحانی عزیز افتادم . و باید با خودم عهدی ببندم اما بایک گل بهار نمیشه همه باهم باید رعایت کنیم/راهنما بزنیم/بوق نزنیم/سرعت مجاز شهری رعایت کنیم/ با اخم به راننده ای که می پیچه نگاه نکنیم بیچاره مسیرش اینجوریه دشمن که نیست.
پاسخ | پاسخ با نقل قول | نقل قول
 

اضافه کردن نظر

در زمینه‌ی انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:

لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
« ویرا » مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
« ویرا » از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر می‌شود.


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی

 تبلیغات سايت خبري ويرا

      09120440191

 

 

 

 

 

 

 

 تمام حقوق سایت متعلق به پایگاه اطلاع رسانی ویرا با مجوز رسمی از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی می باشد

Template Design:Dima Group