▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌

شنبه 26 آبان 1397 Saturday 17 November 2018 8 ربیع‌الاول 1440

آخرین اخبار سایت

تاملی در نقش تاریخی زاگرس در پاسداشت هویت مردم ایران

عصر ایلام,زاگرس,ایلام 

عصر ایلام

عنوان مقاله :

تاملی در نقش تاریخی رشته کوه زاگرس در پاسداشت هویت مردم ایران

 

 

نگارنده:

رضا مهريزي :کارشناس ارشد ایران شناسی(

 

- چكيده:

در اين نوشتار ، نگارنده مي‌كوشد به اجمال از نقشي كه رشته‌كوه زاگرس در طول تاريخايران در پاسداشت هويت مردم ايران داشته ، سخن بگويد.

نگارنده معتقد است سلسله جبال زاگرس در صيانت قوم ماد، به عنوان يك قوم آريايي، دربرابر حملات آشوريان نقش مهمي داشته است، همچنين بيان مي‌كند كه به اتكاي اين سلسلهجبال بوده است كه مزاحمت‌هاي جدّي در سر راه اسكندر شكل مي‌گيرد و نيز وجود رشته كوهزاگرس در مرزهاي غربي فلات ايران را يكي از مهمترين عوامل مؤثر در جلوگيري از گسترشعربيّت در فلات ايران تلقي مي‌كند، نگارنده در طول مقاله براي مدعاي خود، شواهد متعددينيز ارائه مي‌دهد.

 

- كليد واژه‌ها:

« رشته كوه زاگرس، هويّت مردم، تاريخ ايران، تهاجمات»

 

- مقدمه و طرح مساله :

- پديده‌هاي جغرافيايي را مي‌توان يكي از مهمترين عواملي دانست كه نقش تاثيرگزاري در

زندگي بشر از آغاز تاكنون داشته اند اگرچه از ميزان تاثيرگزاري آنها با گذشت زمان وپيشرفت تكنولوژي كاسته شده اما همچنان كم و بيش قدرت تاثير گزاری خود را حفظ کرده اند.در گذشته ، تاثيرگزاري عارضه‌هاي جغرافيايي و نقش آنها در زندگي انسان آن روزگارانبسيار با اهميّت بوده است.

نقشي كه رودها دربه وجودآمدن كشاورزي و به تبع آن تمدن بشريداشته‌اند، نقشي كه درياها در جدايي انداختن ميان سرزمين‌ها و مردمان ساكن در آنها ونيز شيوه معيشت ساحل‌نشينان داشته‌اند و نيز نقشي كه كوهها در شیوه معیشت اهالیشانداشتند ، غيرقابل انكار است . و البته كوه‌ها نقش بسيار مهم ديگري عهده‌دار بودند و آنحفاظت و صيانت از ساكنان و پناه‌گرفتگان در آنهاست؛ رشته‌كوه‌ها چونان سدي محكم و دژياستوار، جان و مال پناهندگان به خود را صيانتمي‌كردند.

رشته‌كوه‌هاي بزرگ در کنار حفظ جان و مال مردمان نقشي پررنگ در حفظ فرهنگ و هويّت ملل واقوام داشته اند . زیرا با ممانعت از هجوم‌هاي ديگر اقوام هویت قومیتی را حفظ می کردند

.

در ايران نيز رشته‌كوهها اين نقش را بر عهده داشته‌اند كه ما در ادامه به نقش رشته‌كوهزاگرس در پاسداشت هويت مردم ايران به اجمال مي‌پردازيم.

 

- بحث اصلي :

در فلات ايران عوارض طبيعي و پديده‌هاي جغرافيايي متعدد و متنوعي وجود دارد.

در ميان اين عوارض و پديده‌ها، كوه‌ها نقش حايز اهميتي دارند و در ميان كوهها نيز،رشته‌كوهي وجود دارد كه به اعتقاد ما مهمترين رشته‌كوه ايران است و آن زاگرس است« درسراسر غرب ايران سلسله جبال عظيم و جسيم ديوارمانندي به صورت موازي از رشته‌هاي طاقديسيكشيده شده كه از كوه‌هاي آذربايجان در شمال‌غربي ايران شروع و به طرف جنوب و جنوب‌شرقيتا سلسله جبال  مكران در بلوچستان امتداد مي‌يابد اين سلسله‌جبال زاگرس و متفرّعات آنراتشكيل مي‌دهد». (بديعي،‌ 49:1362) اين سلسله جبال بزرگ و رفيع به دليل ويژگيهاي خاصي كهدارد كار عبور و مرور را دچار اختلال  مي‌كند. «

قلل وارتفاعات بلند سلسله جبال زاگرس داراي دامنه‌هاي پرشيب و دره‌هاي عميق و گلوگاههايبسيار تنگ هستند. فرسايش شديد، بريدگيهاي و برجستگيهاي ناموزون در آنها به وجود آوردهتا جايي كه نه تنها قسمت عمده نواحي مركزي جبال زاگرس عملاً قابل عبور ومرور نيست، بلكهغالب اين سلسله جبال به عرض تقريبي متوسط 200 كيلومتر روي هم‌رفته صعب‌العبورمي‌باشند». ( فرجي و ديگران، 14و15: 1366) اين ديوار سنگي مهيب، چونان سربازي وفادار اززمان حضور آريايي‌ها در نجد ايران وظيفه پاسداشت و نگهداري از آنان و هويّت و فرهنگآنان را برعهده داشته است. در زمان مادها، در حاليكه آشوريانكه قومي سلحشور و جنگاور بودند و مرتب در حال قشون‌كشي به اطراف و اكناف سرزمين خودبودند به دليل وجود همين ارتفاعات زاگرس كه ميان آنها و مادها حايل بود« تا پايان دورانحكومت آشور ناسيراپال دوم از قلل مرزي زاگرس نگذشته، بر نقاط دوردست داخلي آن نفوذنمي‌كردند». ( دياكونوف، 154:1383)

اگر چه حتی زماني هم كه پاي آشوريان به سرزمين مادها گشوده شد، به هنگام هجوم آنها «بيشتر ساكنان، دهكده‌هاي خويش را ترك گفته، دام‌ها را بر قُلَل صعب‌الوصول كوه‌ها سوقمي‌دادند و دشمن علي‌الرسم جسارت نمي‌كرد، ايشان را تعاقب كند». ( دياكونوف، 150:1383)و البته شايد يكي از دلايل اينكه مادها در برابر آشوريان بيش از اقوام ديگر، مقاومت ونيز عصيان مي‌كردند، وجود همين ارتفاعات صعب‌العبور باشد.« اگر قول سالنامه‌هاي آشور راباور كنيم، هيچيك از اقوام تابع دولت آنان در اندازه مادها، عصيان و طغيان نكرده‌اند». (گيرشمن، 135:1383) باید توجه داشت که این  نقش زاگرس به اين دوره محدود نمي‌شود بلكه

در دوره‌هاي بعد هم ادامه مي‌يابد.در اواخر دوره تمدن هخامنشي و به هنگام هجوم اسكندر، پس از آنكه اسكندر در چندين نبردارتش ايران را شكست داد رهسپار مركز حكومت هخامنشي شد« مقصد بعدي او پرسپوليس بر فلاتبلندي واقع بوده است و براي ورود به آنجا راه هموار و آساني به نظرش نمي‌رسيد.

كارشناسان نظامي در اين‌باره اتفاق‌نظر دارند، كه اكثر تاريخ‌نويسان، سختي‌هايطاقت‌فرسا را كه از شوش تا پرسپوليس در سر راه اسكندر بود چنانكه بايد و شايد حائزاهميّت تلّقي نكرده‌اند.

در همان مسيري كه رشته‌هاي جبال در نه تا ده رديف پي‌درپي با قلّه‌هاي پوشيده از برف درارتفاع 14000 پا وجود داشت گفته‌اند كه گذر از اين راه تا پرسپوليس به همان اندازه عبوراز كوههاي آلپ پرخطر و دشوار بود».(ساويل، 78:1364)و به دليل وجود همين مسيرهايصعب‌العبور است كه« اسكندر جرات نكرد از درون تنگه‌ها پيش بتازد زيرا كه در چنان صورتيپشت سر لشگرش در خطر مي‌افتاد. آريو بَرزَن كه از نبردگاه گوگمل با 40 هزار سوار به اينحدود شتافته بود در سمت ديگر همان تنگه باريك انتظار ورود مقدونيها را مي‌كشيد». (ساويل، 79:1364) از همین رو « اسكندر مجبور شد همان كاري كند كهايراني‌ها در ترموپيل كردند و بنابراين قسمتي از قشون يوناني از كوره راهها حركت كرده،پشت سر مدافعين را گرفت و آنها را قلع و قمع نمود؛ اين يگانه مدافع مرتّب و صحيحي بودكه در اين زمان به عمل آمد». ( پيرنيا ، 1378 : 116و117 )

اين دفاع، كه به قول آقاي پيرنيا تنها مدافع مرتب و جدّي ايرانيان بود، در دل كوه‌هايزاگرس بزرگ صورت تحقق به خود گرفت و اگر نبود بهری از بداقبالي‌ها و خيانت‌ها، آريوبرزنمي‌توانست جلوي اسكندر گجستک را سدّ كند و مانع از حركت او به سوي قلب ايران شود، وليمتأسفانه چنين اتفاقي رخ نداد.و اسکندر گجستک توانست با همه مرارتها و ملالت ها اززاگرس عبور کند و تخت جمشید را فتح نماید و تمدن ایران هخامنشی که نخستین تمدن بزرگتاریخ بود ، را نابود کند .

 تهاجم بعدي كه از جانب غرب ايران و از آن سويِ زاگرس صورت گرفت، هجوم اعراب بود.

اعراب پس از آنکه در سال 634 م در جنگ قادسیه ایرانیان را شکست دادند و در سال بعد ،موفق به فتح تیسفون پایتخت ایران ساسانی شدند. چونان رودی خروشان که سرمست از فتحپایتخت ثروتمند ساسانی بود وارد نجد ایران شدند اما با اینکه به دلیل سقوط پایتخت ، کهقلب تپنده هر کشوری است ، و نیز به دلیل اوضاع بسیار نابسامان کشور در اواخر عهد ساسانیو ناخرسندی مردم از دین و دولت ساسانی امید مقاومت چندانی نمی رفت ولی با این حال زاگرسبار دیگر  وظیفه تاریخی خود را ایفا نمود و  فراخور شرایط ،  به پشتیبانی ایران وایرانیان آمد و توانست  تا حدودی سد راه اعراب شوند« به سال 637 ارتشایران قریب شش ماه اعراب را در برابر تنگه های زاگرس ( کوه های لرستان ) متوقف ساخت .ولی با کشته شدن سردار ایرانی ، ارتش ایران رو به هزیمت نهاد.» ( ماسه ، 1381 : 224)

همانطور که بیان شد به دلایل فساد گسترده دستگاه حاکمه ساسانی و نارضایتی شدید مردم ازآن ، که نمود بارز آن را در قیام مزدکیان می توانیم مشاهده نماییم، دولت ساسانی از هممی پاشد و مردم هم چندان از آن پشتیبانی نمی کنند و البته زاگرس نیز به تبع مردم چندانپشتیبانی از ساسانیان نمی کند.

 سرانجام اعراب موفّق  می شوند سراسر ايران را فتح نمايند و بيم آن بود كه  مردم ایراننيز مانند  مردم شامات و مصر ودیگر بلاد  شمال آفريقا، عرب شوند؛ اما اين اتفاقنيفتاد، و شايد ايران تنها كشوري باشد كه مستقيماً به دست اعراب فتح شد ولي عرب نشد.براستي چه دليل و يا دلايلي براي اين  مساله بسیار حیاتی وجود داشته است ؟

 نگارنده بر آن است که يكي از- دقت شود يكي از- دلايلي كه براي اين امر- يعني عرب‌ نشدنايرانيان- وجود داشت وجود رشته كوه عزيز زاگرس بود كه بين نجدايران و اعراب جداييمي‌انداخت، درحاليكه ديگر ممالك، مثل ملتهاي شمال آفريقا- البته در كنار سایر مسايل-از داشتن چنين عارضه عظيم جغرافيايي محروم بودند.حتي در مورد خود ايران نيز وضع چنيناست يعني با وجود اينكه شهر تيسفون صدها سال پايتخت شاهان ايراني و مركز ثقل فرهنگ وهنر و سياست ايران بوده است اما به دليل اينكه اين شهر برون از فلات ايران برپا شدهبود و رايت حمايت زاگرس بر سر آن سايه نيفكنده بود، به سادگي درعربيّت ذوب شده و عرب مي‌شود.

اما اين اتفاق براي نواحي مركزي ايران كه زاگرس را پيش روي خود داشتند رخ نمي‌دهد؛ شايدجالب باشد كه حتي اين اتفاق در مورد جلگه خوزستان نيز به همان منوالي كه براي تيسفون وشهرهاي پيرامون آن رخ داد، به منصه ظهور مي‌رسد يعني به دليل آنكه خوزستان حايلي چونزاگرس را در پيشاني خود ندارد، بلكه آن از پشت خوزستان مي‌گذرد، همين عامل سبب مي‌شودكه اين جلگه كه جايگاه يكي از كهنترين تمدن‌هاي ايراني بلكه بشري- تمدن عيلام- است. درفرهنگ و زبان قوم فاتح، ذوب شود، و نتواند هويت تاريخي و ايراني، خود را حفظ كند.به هرحال اگر در تهاجمات بزرگي كه به ايران شده است كمي درنگ و تامل كنيم متوجه خواهيمشد يورش‌هاي بزرگي كه از جانب غرب به سوي ايران شده است مثل تهاجم يوناني‌ها، تنها حدود 100سال مي‌تواند بپايد و يا اعراب حدود200 سال مي‌توانند سيطره خود را ادامه دهند درحاليكه اين مدت‌ها- يونانيان و اعراب مسلمان- هم از لحاظ فرهنگي و هم از لحاظ نظاميقدرت زيادي دارند، وليكن عمر چندان درازي ندارند.

اما هجوم‌هايي كه توسط زردپوستان نیمه وحشی آسياي ميانه از نواحي شرقي به جانب ايران،صورت گرفت با وجود اينكه اين زردپوستان، دست كم از نظر فرهنگي بسيار ضعيف‌تر و كممایه‌تر از يونانيان و اعراب مسلمان بودند، اما موفق مي‌شوند بيش از 500 سال، بر ايرانسيطره يابند.

نگارنده معتقد است که يكي از عواملي كه زمينه‌ساز اين امر شد عدم وجود عارضه مهم طبيعي-دست كم به اهميت زاگرس- در شرق ايران بوده است.

 ما باید حمله اعراب را آخرین حمله بزرگ به ایران از جبهه غربی تلقی کنیم.اگر چه تهاجم بزرگ دیگری از آن سوی زاگرس به ایران صورت نگرفت ولی در تهاجمات نسبتاکوچکتر نیز زاگرس از وظیفه خود در پاسداشت هویت مردم ایران کوتاهی نورزید. برای مثال پساز جنگ چالدران و شکست سنگین شاه اسماعیل در این جنگ سلطان عثمانی تبریز که پایتخت شاهاسماعیل بود را فتح می نماید   « اما یک هفته بعد در 13 سپتامبر به ناچار به طرف غربراند چون علی رغم پیروزی آشکار ، نتوانست فرماندهان و افسران خود را قانع سازد تازمستان را سرد تبریز بگذرانند و اگر می خواهند تعقیب شاه را ادامه دهند وارد کوهستان هایایران شوند. در اینجا با وضعیتی مواجه می شویم که صفویان دردرگیریهای آتی خود با عثمانیان از آن کمال بهره برداری را کردند ؛ یعنی کشیدگی و طولخطوط ارتباطی ، دشواریهای حمل و نقل و آب و هوای نا مساعد و سخت آناتولی و آذربایجان .

آنها پس از جنگ چالدران با هوشیاری از این اوضاع و احوال بهره گرفتند و از جنگی سرنوشتساز با عثمانیان امتناع کردند و توان و تهاجم خود را در متفرق کردنشان بکار بستند ، بااین امید که فرا رسیدن زمستان آنها را مجبور به باز گشت کند» . ( رویمر ، 1387 : 42 )بههر روی زاگرس در طول تاریخ قوم آریایی در سرزمین ایران همواره پشتیبانی قوی و قابلاعتماد برای آنان محسوب می شده است و البته اکنون نیز چنین است .

- نتيجه و سخن پایانی ‌:

در اين نوشتار ،  به اختصار از نقش تاريخي رشته‌كوه زاگرس در صيانت هويت ايراني سخن بهميان آمد.و البته معتقديم اين مساله محتاج به تتبّع و پژوهش گسترده‌تري است كه ان‌شاءا... توسط نگارنده و يا ديگر علاقه‌مندان انجام گيرد.

در پايان به نكته‌يي نيز بايد اشاره كرد و آن اينكه، اگرچه با وجود پيشرفت علمي وتكنولوژيك بشر، از اهميت عوارض طبيعي به عنوان عامل بازدارنده و عنصر صيانت‌گر هويت يكجماعت، به شدّت كاسته شده است، اما هنوز كاملاً بي‌اثر نشده است و اين در مورد زاگرسنيز صادق است و نقش شايان توجّهي كه سلسله جبال زاگرس در جنگ ايران و عراق در زمينهكُندكردن پيشروي دشمن- آنسان كه در دشت مسطّح خوزستان رخ داد- قابل تامل و بررسي بيشتراست.

و اين، آخرين وظيفه مهمي بوده است كه اين سلسله جبال پرشكوه و دوست داشتنی  تا به امروزدر پاسداشت فرهنگ و هويت مردم ايران بر عهده داشته است، تا در آينده اين سلسله جبال چهنقش ديگري عهده‌دار خواهد شد.

 

اضافه کردن نظر

در زمینه‌ی انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:

لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
« ویرا » مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
« ویرا » از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر می‌شود.


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی

 تبلیغات سايت خبري ويرا

      09120440191

 

 

 

 

 

 

 

 تمام حقوق سایت متعلق به پایگاه اطلاع رسانی ویرا با مجوز رسمی از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی می باشد

Template Design:Dima Group