▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌

سه شنبه 27 آذر 1397 Tuesday 18 December 2018 9 ربیع‌الثانی 1440

آخرین اخبار سایت

فاز جدید اختلافات آیت‌الله مصباح و آیت‌الله هاشمی

مجادله دو آیت‌الله / «خاطره» در جواب «خاطره»

 

 

 

عصر ایلام به نقل از مثلث آنلاین: ماجرای اختلافات هاشمی و مصباح یزدی در سالهای قبل از انقلاب به موضوع روز رسانه‌ها تبدیل شد


انتشار و بیان یک خاطره از آیت‌الله هاشمی بار دیگر شلعه اختلاف میان او و آیت‌الله مصباح را بلند کرد. این آتش زیرخاکستر هراز گاهی شعله‌ور شده و به فضای رسانه‌ای کشیده می‌شود. آیت‌الله هاشمی به نقل خاطره‌ای از دیدار خود با فردی که نامی از او برده نشده بود در دهه 40 حرف زد. او گفت که در این دیدار رهبری نیز به همراه وی بود و با عدم پذیرش کمک به نهضت مبارزه، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای 10 سال با وی سخن نگفت. امروز جواب از سایت‌ آیت‌الله مصباح آمد که با نقل خاطره‌ای، درخواست آقای هاشمی را کمک به منافقین و مارکسیست‌ها بیان کرده بود.
خاطره هاشمی از 10 سال قهر رهبری به خاطر کم‌فروشی برخی در دوران مبارزه در سایت ‌آیت‌الله‌هاشمی منتشر شده بود. در این خاطره آمده بود: «خاطره تلخش امّا از روحانیت کم فروش است، نام شخصیتی را می برد که این روزها خیلی از اسلام و انقلاب می گوید. از امام  می گوید. ولی در سال 48 در اوج غربت امام گفت: من دیگر مبارزه نمی کنم. مبارزه حرام است!. می خواهم کار علمی و فرهنگی کنم. هاشمی می گوید از کم فروشی این آقا، کار بجایی رسید که رهبری 10 سال –تا ابتدای انقلاب - با او قهر بودند. ... آقای هاشمی خاطره ای هم در همین ارتباط تعریف می کند. خاطره ای از همراهی با آقای خامنه ای برای مجاب کردن همین آقا برای ادامه ی مبارزه. موضوع خاطره هم مربوط به سال 48 است. هاشمی می گوید دو نفری – به اتفاق آقای خامنه ای- صبحانه رفتیم منزل آقای قدوسی. این آقا هم آنجا بود. نشستیم تا ظهر با او بحث کردیم تا قانعش کنیم. برای ادامه مبارزه. آخرش هم گفت من این مبارزه را حرام می دانم!، به جامعه مدرسین هم گفته ام، مبارزه با شاه حرام است!، آقای خامنه ای از او پرسیدند: دلیلت چیه؟. آن آقا در جواب گفته بود: مبارزه ای که مجاهدین و چپی ها در آن باشند، حرام است!. آقای خامنه ای هم به تلخی به او گفته بود: اگر اهل مبارزه نیستی، خب مبارزه نکن ولی لااقل مبارزه را با این حرفها خراب نکن!. آقای هاشمی در ادامه می گوید رهبری از سال 48 تا سال 57 با آن آقا یک کلمه هم حرف نزد. اینها را که می شنوم فکر می کنم آن روحانی جوان باید پاسخش را از لابلای همین خاطره آقای هاشمی گرفته باشد.»
به گزارش مثلث آنلاین، هاشمی در این خاطره دو موضوع مهم را مطرح می‌کند. اول: کم‌فروشی در مبارزه . دوم: قهر 10 ساله رهبری با آن فرد که آِای هاشمی از او نامی نمی‌برد.
با این حال اینباره هاشمی بود که درگیری لفظی را آغاز کرد. اگر بار پیش این آیت‌الله مصباح بود که در شب‌های ماه رمضان بارها و بارها هاشمی را بدون نام بردن به کنایه مورد خطاب قرار داد، این بار هاشمی کنایه ها را آغاز کرده است. بار قبل آیت‌الله مصباح بدون نام بردن از هاشمی از او به عنوان «کسی که پایش لب گور است اما سیاست را رها نمی‌کند» نیز یاد کرده بود. اما هاشمی در پاسخ با انتشار نامه‌ای از آیت‌الله مصباح که در زمان ریاست‌جمهوری به وی نوشته شده بود با کنایه پاسخ او را داد و تنها در یک تیتر نوشت: «زمانی که هاشمی دامه عزه العالی بود». دامه عزةالعالی لفظی بود که آیت‌الله مصباح در نامه‌ای که در خواست مبلغی پول برای سفر به آمریکا و حضور در یک کنفرانس فلسفی، برای آقای هاشمی به کار برده بود. پاسخ اما از آیت‌الله مصباح نیامد. تا اینکه اینبار این خاطره سایت آیت‌الله مصباح پاسخ کنایه آمیزی منتشر کرد.

دروغ‌گوی گستاخ
سایت مصباح یزدی که این مطلب را با تیتر «بخشی از گفت‌وگوی منتشرنشده علامه مصباح با مرحوم آقای عسگراولادی در تاریخ 11/8/1390» منتشر کرده، در بالای آن آیه ای از قرآن مجید را درج کرده که حاوی کنایه ای شدید به هاشمی است.
این سایت آیه ی 25 سوره ی القمر را ذکر کرده که می گوید: «أَؤُلْقِیَ الذِّکْرُ عَلَیْهِ مِن بَیْنِنَا بَلْ هُوَ کَذَّابٌ أَشِرٌ». معنی آن این است: آیا از میان ما [وحى] بر او القا شده است [نه] بلکه او دروغگویى گستاخ است.
این سایت می‌نویسد:
از اوایل انقلاب تاکنون، سلیقه بنده این بوده که در هیچ حزبی مشارکت نکنم. ارادت بنده به مرحوم آقای بهشتی و اظهار لطف ایشان به من، همکاری‌های بنده با مرحوم آقای باهنر در خصوص جمعیت‌های مؤتلفه و ارادت بی‌اندازه بنده به مقام معظم رهبری را همه می‌دانند. همه این دوستان در تأسیس حزب جمهوری اسلامی شریک بودند، اما سلیقه شخصی بنده، شرکت در آن حزب نبود. البته من هیچ‌گاه آن را تخطئه نمی‌کنم، اما می‌گویم: بنده آن کاری را می‌کنم که در پیشگاه خداوند برای آن جوابی داشته باشم. پیش از پیروزی انقلاب، مقام معظم رهبری و آقای هاشمی رفسنجانی توسط آقای قدوسی وقتی تعیین کردند که برای صبحانه به منزل ما تشریف می‌آورند. در آن جلسه صبحانه غیر از این دو بزرگوار، شخص دیگری نبود. آقای هاشمی عنان سخن را به دست گرفتند و از این‌جا شروع کردند که: ما سال‌ها با هم همکارهای فرهنگی و سیاسی داشتیم، اما مدتی است که تو کنار کشیدی و با ما نیستی. امروز ما یک جبهه ضد امپریالیسم تشکیل دادیم و همه کسانی که با امپریالیسم و استعمار مخالفند باید برای پیروزی در این جبهه مشارکت کنند. ایشان در سخن‌هایشان روی جبهه ضدامپریالیسم بسیار تأکید کردند. بنده به ایشان عرض کردم: آقای هاشمی! من طلبه‌ای هستم که دغدغه‌ام اسلام است. اگر این یک حرکت اسلامی است و بناست کاری برای اسلام شود، بنده هم هستم. حال، بنده در این جبهه ضد امپریالیسم باید چه کار کنم؟ ایشان گفتند: مسأله شریعتی و شهید جاوید و... را باید کنار گذاشت. حتی ما با مارکسیست‌ها باید اتحاد داشته باشیم! ما باید با تمام گروه‌هایی که ضد امپریالیسم هستند از مارکسیست‌ها، مجاهدین، طرفداران شریعتی تا طرفداران صالحی نجف‌آبادی و دیگران اتحاد داشته باشیم و مخالفت را کنار بگذاریم و فقط با امپریالیسم مبارزه کنیم! گفتم: مطرح کردن صالحی که دیگر معنا ندارد، ولی از من چه می‌خواهید و پیشنهادتان چیست؟ گفتند: بیا و با مجاهدین همکاری کن! گفتم: من آن‌ها را نمی‌شناسم. چیزهایی درباره آن‌ها شنیده‌ام، اما تا آن‌‌ها را نشناسم همکاری نمی‌کنم. گفتند: ما می‌شناسیم. گفتم: من کار شما را تخطئه نمی‌کنم. شما پیش خدا حجت دارید و کارتان را بکنید،‌ اما من تا آن‌ها را نشناسم، تأیید نمی‌کنم. گفتند: نماز شبشان ترک نمی‌شود، ماهیانه دوازده هزار تومان حقوق می‌گیرند و از این مقدار فقط پانصد تومانش را مصرف و بقیه‌اش را صرف مبارزه می‌کنند، چنینند و چنانند. گفتم: همه این‌ها را که فرمودید درست است، اما برای شما حجت است و برای من حجت نیست. من تا کسی را نشناسم که برای اسلام کار می‌کند،‌ با او همکاری نمی‌کنم. از اول تا آخر این گفت‌وگو مقام معظم رهبری هم نشسته بودند و هیچ نمی‌گفتند و فقط صحبت‌‌های آقای هاشمی بود و جواب‌های بنده. پس از این گفت‌وگو آقای هاشمی با نارحتی منزل ما را ترک کردند و رفتند.
بیان شد که سلیقه بنده این‌گونه است و این در حالی بود که بسیاری از دوستان ما در آن جبهه به اصطلاح ضد استعماری شریک بودند. البته کمک‌های آقای هاشمی به منافقین را نیز نباید فراموش کرد. چه پول‌هایی که به آن‌ها داد. در حال حاضر هم نمی‌گویم که آن‌ها کار بدی کردند. شاید وظیفه‌شان در آن شرایط همان بود، اما من چون حجتی نداشتم، مشارکت نکردم. شاید من اشتباه کرده باشم، اما اگر اشتباه هم کرده‌ام، خودم را معذور می‌دانم.
به هر حال، سلیقه من از ابتدا تا کنون این‌گونه بوده است. هر جا فهمیدم حرکتی برای اسلام ضرر دارد، با همه توان به میدان آمدم و ملاحظه هیچ‌چیز را نکردم که کسی خوشش یا بدش بیاید. وقتی نمی‌فهمیدم که چیزی برای اسلام مفید است، کمک نمی‌کردم. به دنبال پست و مقامی هم نبودم. اگر گاهی مسئولیت کوچکی هم عهده‌دار شدم، تشخیص دادم که وظیفه شرعی است؛ وگرنه دنبال چیزی نبودم، نه حزبی و نه جمعیتی. به عنوان یک طلبه درس می‌خواندم، درس می‌دادم و اگر گاهی چیزی می‌گفتم، آن‌جایی بوده که فکر می‌کردم به اسلام ضربه می‌خورد.


ریشه اختلاف در حمایت از التقاط است
سایت رجانیوز که به جبهه پایداری و آیت‌الله مصباح یزدی نزدیک است در یک یادداشت به قلم امیرحسین ثابتی به دفاع از آیت‌الله مصباح پرداخت و ریشه اختلافات را جای دیگر دانست. به اعتقاد نویسنده این اختلاف بر سر حمایت از التقاط بود. جایی که آیت‌الله هاشمی به آن اعتقاد داشت  و آیت‌الله مصباح نشان داد که تحلیلش درباره آنها درست بوده است.
در این یادداشت آمده بود: حمایت های آقای هاشمی از التقاطی های  چپ گرا در سالهای قبل از انقلاب، بعد از انقلاب نیز چند جای دیگر خودش را نشان داد و اگر از ماجرای حمایت مسعود رجوی، رییس گروهک تروریستی منافقین در اردیبهشت سال 92 از حضور آقای هاشمی در انتخابات ریاست جمهوری بگذریم، باید اوج این مساله را در روزهای حساس فتنه 88 جستجو کرد، از جمله 16 آذر 88 که مسعود رجوی باصدور بیانیه ای با استناد به برخی مواضع آقای هاشمی به ضرورت مبارزه با اصل جمهوری اسلامی پرداخت؛ اگر چه تردیدی وجود ندارد که حمایت خبیثی مانند رجوی از مواضع آقای هاشمی به معنای تطبیق نیت و مواضع این دو نفر نیست اما در عمل ثابت شداگر از ابتدا در برابر «التقاطی ها» موضع محکمی وجود نداشته باشد، تعجبی ندارد که چند دهه بعد نیز در برخی مواضع، برخی «همپوشانی» ها خود را نشان دهد.
با این همه نه آیت‌الله مصباح و نه یادداشت نویس رجا‌نیوز هیچ اشاره‌ای به ماجرای ناراحتی رهبری نکردند. تنها اشاره جایی بود که آیت‌الله مصباح گفته بود رهبری در آن دیدار ساکت بوده‌اند و حرفی نزد‌ه‌اند.

 

 

 

نظرات   

 
+1 # بهمن ازدهلران 1393-06-27 12:01
سلام. در دوره ی انتخابات ریاست جمهوری، زمانی که آقای احمدی نژاد برهاشمی فائق آمد، آقای مصباح یزدی فرمودن: نتیجه ی این انتخابات مشحون به معجزه وکرامات الهی بود. اما بعدازمسایلی که رییس جمهوری قبلی وکابینه اش انجام دادن، خود را ازان ها مبرا کرد. میخواستم بگم هرکس که نسنجیده فکرکند وتصمیم گیرد وپشتیبانی کند، نسنجیده هم منکر همه چیز می شود. تمام
پاسخ | پاسخ با نقل قول | نقل قول
 

اضافه کردن نظر

در زمینه‌ی انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:

لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
« ویرا » مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
« ویرا » از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر می‌شود.


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی

 تبلیغات سايت خبري ويرا

      09120440191

 

 

 

 

 

 

 

 تمام حقوق سایت متعلق به پایگاه اطلاع رسانی ویرا با مجوز رسمی از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی می باشد

Template Design:Dima Group