▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌

شنبه 26 آبان 1397 Saturday 17 November 2018 8 ربیع‌الاول 1440

آخرین اخبار سایت

وقتی همه‌گی به همه چیز سِر می شویم!

حدیث خاک برسر شدن ما/تئاتري براي 11 نفر

عصر ايلام

محمدحسین شاوردی/ عصر ايلامیک، دو، سه، چهار ... یازده. یازده نفر. فقط یازده نفر. نه کمتر، نه بیشتر. تعجب نکنید. در حال شمارش تعداد بازیکنان تیم فوتبال رئال مادرید نیستم که شما شب و روز اخبارشان را به‌هر طریقی پیگیری می‌کنید و حتی از شماره کفش کارواخال و خال روی گونه آنجلینا جولی و ایمیل خصوصی همسر کریستیانو رونالدو خبر دارید. یازده نفر اسم یک فیلم هم نیست.

من از عددی جفت که ظاهرا خوش‌یمن است صحبت نمی‌کنم بلکه می‌خواهم حدیث خاک‌برسرشده‌گی‌مان را برایت بازگویم.

در اتفاقی نادر و تاسف برانگیز در شهر ایلام و در غیاب مردمی که از فرهنگ گریزانند و متولیان همیشه در صحنه فرهنگ و هنر که با صرف سالها وقت و هزینه‌های میلیاردی، ادعای هنردوستی و هنرمندی‌شان در مدیریت فرهنگ کشور گوش فلک را کر کرده، تنها و تنها یازده نفر به دیدن یک تئاتر رفتند، آن‌هم نه یک تئاتر ضدجریان و یا صرفا هنری که موجبات تالم خاطر دوستان ارزشی را فراهم آورد و صرفا به مجموعه وزارت فرهنگ و ارشاداسلامی مربوط باشد، تئاتر مذکور درباره جنگ بود و فرهنگ شهادت و حدیثی گویا از رنج گرانی که از کشاکش جنگ و آثار مخرب آن بر خانواده‌های شهیدان جنگ رفت و قاعدتا این موضوع یک مقوله فرادستگاهی و فراجناحی است و به ارزش‌گذاری و یادبود مسئولان برای تاریخ معاصر کشور مربوط می‌شود.


البته چون همیشه این دریغ و افسوس بود که یار اهالی فرهنگ و هنر گشت و ثابت شد میان حرف تا عمل شکافی است به وسعت دو دره بزرگ و میان حضرات فرهنگ باز و اهالی فرهنگ گسلی است بزرگ. چون همیشه متولیان فرهنگ یا در حال سیاسی‌کاری بودند و یا مشغول سخنرانی راجع‌به هنر و ارزش‌های متعالی آن ولی در این میان چیزی که خریدار نداشت هنرمندی چند جوان بس شریف بود که در زمانه عسرت فرهنگ، همچنان هنر را فریاد می‌زنند. ممنونم از محمداسماعیل‌بیگی و گروه خوبش پرسونا که مرا به نوشتن دوباره درباره فرهنگ استانی که سالهاست در مرز میان رفتن و ماندن کرخت مانده واداشت. البته اساتید صاحب فضل درباره استان جدامانده‌ام ایلام و وضعیت فرهنگ در آن بارها نوشته‌اند و هشدارها داده شده، همه نیز می‌دانیم که پازل جدامانده فرهنگ و هنر ایلام را جز در قاب پازل به هم‌ریخته فرهنگ و هنر در ایران نمی‌توان به نقد کشید. این‌ نوشته در مقام هشداردادن نیست که ایمان دارم بیمار جواب شده و پزشک حال ویزیت دوباره او را ندارد. فقط می‌خواهم به دوستان مسئول و مدیران نازنین هم‌استانی واحیانا ملی که در طول سه دهه فرهنگ و هنر را مدیریت نمودند وضعیتی را یادآور شوم که حاصل کار و نتیجه خدمات صادقانه آنهاست. باشد که لختی با خود خلوت کنند و انبوه ناکارآمدی‌هایشان را به یاد آورده، از درگاه ملت بزرگ ایران و مردم نجیب ایلام عذرخواهی کنند.


راس ساعت 17عصر دیروز و پریروز و پس پریروز، بطور متوالی نمایشی در سالن مجتمع فرهنگی هنری ارشاد روی صحنه رفت که جدای از مضمون عمیقا ارزشی و شریف خود که به بازنمایی آثار و ابعاد نامکشوف جنگ8ساله بر خانواده‌های کشته‌شده‌گان این واقعه می‌پرداخت، بخشی دیگر از وضعیت فرهنگ و میزان رسوخ کالاهای فرهنگی در میان خانواده‌های ایلامی و نخبگان شهر را نمایان ساخت و اثبات نمود تا چه اندازه مردم و جامعه از کالاهای فرهنگی دورافتاده‌اند. واقعیت وحشتناک این سه اجرای عمومی تعداد کسانی بود که به استقبال این اثر رفتند آن‌هم درحالی‌که تا جشنواره تئاتر استانی ساعاتی بیشتر نمانده بود. در مجموع سه اجرای نخست، این نمایش تنها 70 نفر بازدیدکننده داشت، آنهم در شهر200هزار نفری ایلام. من به همراه تنی چند از دوستان در هرسه اجرا حضور داشتیم و بیش از شکوه و هنرمندی اهالی پرسونا روی صحنه، درگیر استیصال موجود در چهره بازیگرانی بودیم که در پایان هر اجرا از استقبال اندک مخاطبان شوکه بودند. جالب این بود که شب قبل از هر اجرا من به شخصه و برای یک مطالعه موردی پیرامون دلایل عدم استقبال مردم و اهالی فرهنگ از این نمایش به بیش از صد نفر از جمله اساتید دانشگاه، مسئولان روابط عمومی در ادارات و دستگاه‌های استان، هنرمندان و شاعران و روزنامه‌نگاران و البته مدیران اطلاع دادم. باور کنید حتی یک نفر از این صد نفر در هیچ یک از این سه روز برای نمایش مذکور مراجعه نکرد. سالن خالی بود و هنرمندان روی سن، مایوس.


بدون هیچگونه هیاهو و یا قصدی برای سیاه‌نمایی باید گفت حاصل سالها مدیریت افراد ناتوان در عرصه فرهنگ به وضعیتی ختم شده است که در ایلام هیچکس از خرمن تئاتر، مطبوعات محلی، سینما و سایر عرصه‌های هنری استقبالی نمی‌کند و ابعاد نامیمون این جداسری هرروز بدتر از دیروز عمیق‌تر و گسترده‌تر می‌شود و البته امروز کاری از کسی برنمی آید اگرچه با کمی انصاف، می بینیم که چه بر سر جامعه و مردمی که به ما اعتماد دارند آورده‌ایم. "آنها صادقانه عاشق شدند و ما احمقانه بدانها خیانت کردیم" و حال این جامعه است که دیگر احتیاجی به ما ندارد و به کنش‌های ما وقعی نمی‌نهد. در واقع جامعه راه خود را می‌رود و به حرف مهندسان فرهنگ اعتنایی ندارد. هرچه داد می‌زنند ازدواج کنید، با اخلاق باشید، به‌ همنوعان خود احترام بگذارید و قانون را رعایت کنید کسی یا احدی اعتنایی نمی‌نهد. باید هم وقعی ننهند وقتی در تریبون مجلس که عالی ترین جایگاه هر کشور است به وزیرخارجه کشور، فلان مدیر یا فلان مسئول فحاشی می‌شود و اخلاق این گوهر ارزشمند انسانی لجن‌مال سیاسی کاری می‌شود، وقتی اختلاس و ربا و رشوه نقل محافل عمومی و گفت‌وگوهای روزمره می‌شود و خیانت تیتر هرروز روزنامه‌ها و کشف اختلاسی تازه با ابعادی وسیع‌تر از پیش یک موضوع پیش‌و‌پاافتاده. من از این شرایط تعجب نمی‌کنم وقتی سالوس و ریا جای تقوا، و دروغ و دغل جای شرافت و صداقت را می‌گیرد باید احساس احجاف و تبعیض مانند خون در رگ‌های جامعه جاری باشد و هرتلاش من‌ُّ خبرنگار برای آشتی میان دولت و ملت، میان حاکمیت و جامعه به شکست ‌انجامد. منِ خبرنگار آنقدر بی‌اعتبار شده‌ام که حتی نمی‌توانم برای ساده‌ترین پرسش مردمان اطرافم جابی قانع‌کننده بیابم و هر حرف من با هر لحن و نیتی در جامعه بازخوردی نمی‌یابد. 200 نفر گرد یک معرکه‌گیر در مرکز شهر ایلام جمع می شوند ولی هیچکس به نمایشی گرانقدر توجه نمی‌کند. امروز مردم از هم فرار می‌کنند و از هنرمندان، خبرنگاران و اندیشمندان می‌گریزند. جوانان سر به لاک خود برده‌اند و در شبکه‌های مجازی هویت‌های ناموزون خود را در غالبی ناپایدار و پوچ به سخره می‌گیرند.

 از بس ما به‌هم حرمت نمی‌نهیم و بیهوده اظهارنظر می‌کنیم و در اموری که تخصص نداریم حرف می‌زنیم. از بس به ریا و تزویر خو کرده‌ایم و از راست و دقیق پرهیز می‌کنیم. از بس به هم بی‌اعتناییم که نه چون یک ملت که چون80 میلیون جزیره جدا ازهم،تنها برای دل خود یاس می بافیم. تئاتری روزنامه نمی‌خواند و روزنامه نگار شعر شاعر جوان را و شاعر تابلوی جدید نقاش را و نقاش بی اعتنا از کنار جامعه می‌گذرد و جامعه نیز بی‌هیچ نگرانی نه روزنامه و نه کتاب و نه شعر می‌خواند. نه تئاتر می بیند و نه از هنرمندی نقاش حرفی می‌زند و توشه‌ای برمیچیند و در این میان این دلهای آحاد جامعه است که از هم دور می‌شود و در غیاب همدلی، رسیدن به اهداف بزرگ به فراموشی سپرده می‌شود، خلاقیت از جامعه می‌گریزد و بحران همه‌چیز را در کام خود فرو می‌برد. وقتی عرصه هنر، فرهنگ و اندیشه که بستر بروز عالی ترین ارزش‌های انسانی‌اند، قربانی نگاه‌های تنگ نظرانه سیاست‌پیشه‌گان می‌گردد و به تیغ کین سانسور جان از تنشان رخت بر‌می‌بندد.
شاید خسته شدید از بس نتیجه‌ی من از استقبال 11نفره از یک سانس یک تئاتر سیاه بود و مشوش اما این حقیقت بود و در این میان همه ما مقصریم. آری وقتی همه خواب بودیم این اتفاق‌ها افتاد و حال تنها باید به نظاره‌ تبعاتی بنشینیم که حاصل یک حرکت جمعی بود، حرکتی اشتباه و البته مبتدیانه که بخش عمده آن حاصل فهم اشتباه ما از مقوله فرهنگ و دخالت بی‌جا در این حوزه و در نهایت سیاسی شدن فرهنگ است. من مدام در میان آن یازده نفر بیننده و پیاپی در بین آن نفر به‌دنبال چهره‌های آشنا و متولیان فرهنگ می‌گشتم اما دریغ و افسوس که نبود آشنایی

...
راستی جناب کلانتری معاون سیاسی کجا بود؟ هم او که هرجا می‌رود از شهادت و انقلاب و ارزش‌های دینی حرف می‌زند و در ملا‌عام به‌جای صحبت از توسعه سیاسی، فرهنگ تحزب، ضرورت گسترش امنیت نرم و توسعه که کارویژه‌های اصلی او در مسئولیت کنونی‌اش هستند، نوهه می‌خواند و از شهید کربلا داد سخن می‌دهد. حال چرا از مصداق‌های فرهنگ شهادت در عصر ارزش‌های درهم‌ریخته حمایت نمی کند؟ مگر نه اینکه انقلاب ایران را نمادی از فرهنگ عاشورا و شهیدان جنگ تحمیلی را پیروان راستین پرچمدار آن واقعه بزرگ می‌دانند. چگونه در استانی که هشت سال آماج شدیدترین حملات در دوره جنگ تحمیلی بود و امروز هر مسئولی که به ایلام سر می‌زند نخست از رشادت های مردم در آن دوران می‌گوید مسئولانش از تولیدات فرهنگی عالی رتبه در این راستا اطلاعی ندارند. جناب کلانتری عزیز ممکن است بگویید من حتی روحم نیز این نمایش خبر نداشته است. اگر چنین است متاسفم که از اجرای نمایش‌های ارزشمند خبر ندارید. شما سر جامعه و پیشرانه صاحب قدرت استان به سمت توسعه هستید. توسعه را فرهنگ می‌سازد و از مهمترین ارکان فرهنگ ساز هنر است و عالی‌ترین مرتبه هنر، تئاتر. می‌دانید در فرانسه هیئت دولت بصورت ماهانه موظف‌اند حداقل ماهی یک بار به دیدن یک تئاتر بروند. می‌دانید چرا؟ برای اندیشیدن و پی بردن به ارزش‌های بی‌پایان گفت‌وگو، برای درک مدارا و برای خلق ایده، که گفته‌اند تئاتر هنر گفت‌وگو و محمل اندیشیدن است. این نمایش نمونه بارزی از میزان توجه شما و باقی مدیران به مقوله فرهنگ بود. مگر سنگ محک ادعای هر فرد چیست؟ راستی مگر نه هر حرفی را نباید بی‌دلیل گفت و سخنی اگر بر زبان جاری شد باید به آن جامه عمل پوشاند؟ پس کی قرار است با فرهنگ به جنگ توسعه‌نیافتگی رفت. مگر اصلی‌ترین شعار و هدف دولت تدبیروامید نیل به توسعه ایران نیست؟ مگر ایران بزرگ در پی گسترش مرزهای فرهنگی خود در ورای مرزهای جغرافیایی نیست؟ وقتی در داخل از فرهنگ استقبال نمی‌شود و به آن اعتنایی گذارده نمی‌شود، انتظار نداشته باشید در بیرون از مرزهای جغرافیایی کسی حرف مارا بشنود و پیام انقلاب مارا به جان بخرد. محض رضای خدا کمی هوش به‌خرج دهید و از آمریکای جهانخوار روش استفاده از فرهنگ و هنر برای سلطه و یا انتقال پیام را یاد بگیرد. هالیوود و غرب امروز به مدد ادبیات و سینما و تئاتر دنیا را در سیطره خود درآورده است و جهانی‌شدن را به خورد همه می‌دهد. شکی ندارم که آقای معاون سیاسی و دوستان نزدیک به ایشان از این نوشته استقبال نمی‌کنند و مرا نیز به چوب دلواپسی که انگ اینروزهای طرفداران دولت به منتقدان واقعی و یا پوشالی شرایط کنونی است، می‌رانند اما صادقانه می‌گویم من پیش از آنکه دلواپس باشم، روزنامه‌نگارم و نسبتم با سیاست دور است. هرچه گفتم از سر صداقت بود و درد. تا یار که را بیند و میلش به که باشد .

... چه خبر از اعضای شورای شهر؟ آیا رییس کمیسیون فرهنگی شورای شهر از این تئاتر خبر داشت؟ مطمئنم خبر نداشت. مانده‌ام اگر این مسئول عزیز دل که کارش پایش و برنامه‌ریزی برای فرهنگ شهر است از چنین برنامه ای خبر ندارد پس که باید خبردار باشد... .
راستی از آقای شهردار چه خبر؟ هم او که نماد مدنیت در هر شهر است و چکیده شهروندان جان‌آگاه و کلیددار شهر! البته همه می‌دانیم که او مشغول است به‌شدت و در تلاشی مجدانه، دارد همه خیابان های شهر را به بولوارهایی تبدیل می‌کند که جیغ زردوقرمزشان شهر را دربرگرفته است. همانقدر که دلیل این اصرار آقای شهردار بر بولوارسازی و قطع درختان را نمی دانم به همان اندازه از دلیل عدم حضور ایشان و همکارانشان در این مراسم بی‌اطلاعم. شاید خبر نداشته‌اند، شاید هم چندان جدی نگرفته و التفاتی به تئاتر ندارد. احتمالا او هم بینشی چون مدیرکل پیشین فرهنگ و ارشاد دارد که "تئاتر هنر جهانی و جان مایه جامعه توسعه یافته غرب" را نماد بارز فرهنگ گفت‌وگو است، چیزی بیش از یک نوع "دلقک‌بازی" و بالماسکه نمی‌داند، البته شاید هم علاقه‌ای به تئاتر ندارد. در این باره باید به آقای شهردار و مخاطبان پیامی بهداشتی بدهم. عزیزان آیا چیزی از سازمان جهانی یونسکو شنیده‌اید. این سازمان به‌نوعی یک موسسه فرهنگی است که بر وضعیت فرهنگی اجتماعی ملل و مدیریت میراث معنوی و تاریخی جهان نظارت دارد و هرساله گزارش های مبسوطی در باب وضعیت توسعه. این سازمان تعریفی متفاوت از توسعه دارد و میزان توسعه‌یافتگی هر منطقه را برمبنای سه شاخص میزان استفاده از سیستم حمل‌ونقل عمومی پیشرفته، تعداد اجراهای عمومی و سالانه تئاتر، و گستردگی حوزه نفوذ مطبوعات محلی تقسیم‌بندی می‌کند. می‌دانید دلیل اهمیت‌دهی به این سه مقوله و عدم توجه به جدول گذاری، پل‌سازی و بلندمرتبه‌سازی در گزارش‌های یونسکو چیست؟ آقای شهردار دلیل این اهمیت این است که شهرهارا مردمانش می‌سازند و نه پل‌ها، جدول‌ها و ... .
راستی دوستان صداوسیما کجا بودند. آنها که هرگاه تئاتری توقیف می‌شود یا ممنوع‌الاجرا، موجی از شعف و شادی دلشان را فرا می‌گیرد و شبکه خبر را غرق می‌کند. صداوسیما که متولی بسط فرهنگ رسمی و هنر مورد نظر حاکمیت و رسانه انقلاب اسلامی است و بخش عمده‌ای از بودجه فرهنگی کشور را صرف ساخت برنامه‌های مختلف می‌کند برای این تئاتر و ارائه آن به مردم " که واگویه مادران شهیدداده و پدرانی که کمرخم کرده زیر بار غم فرزند جوان بود" چه کاری انجام داد. باور کنید حتی از اجرای آن خبر هم نداشتند، هم آنها که باید همه را خبر کنند و روز اول قرار بود مصداقی باشند برای بازنمایی "ان النبا العظیم". صداوسیما اینروزها کارش تنها بازتولید فرهنگی واپس‌مانده و فراموش شده است و بی‌آنکه بداند70 درصد مردم استان در شهر زندگی می‌کنند و نیازهای زندگی شهری چیست همچنان عشق خود به زندگی عشایری را فریاد می‌کشد، غافل از آنکه در این بازی دوسرباخت، هم مخاطب را از دست می‌دهد و هم ارزش‌های متعالی را. نیاز جوان امروز ایلامی که سر هر چهارراه برای یک بوق ساده هزار دعوای خونین راه می‌اندازد نشان دادن چمیدن اسب و شکارچی در بهاران دلکش" نیست، نیاز او آموزش تامل است و تانی، آنهم نه با شعار و زور که با محتوای فرهنگی دقیق و دارای معیار و در این میان چه چیز بهتر از تئاتر می‌تواند به انسان آموزش دهد.
من نمی‌دانم چرا برادران عزیز سپاه و بسیج که این تئاتر برای آنها و از جنس آنها بود نبودند. تئاتر مذکور شعری بود در رسای جان‌فشانی بسیجیان، ارتشیان و پاسدارانی که 8سال با ایمان تمام جنگیدند. جا داشت باشند و ببینند چند جوان امروزی، از همان‌ها که هرروز دشنام می‌خورند که " از دست رفته اند و ارزش‌های انقلابی را فراموش کرده‌اند" ، با دست خالی ولی با دلی عاشق چه‌ها که نمی‌کردند. راستی رییس بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس استان ایلام کجا بود؟ باور کنید تا زمانی که این نوشته را نخواند نمی‌داند که چه خبر است و کی به کی است.
و در پایان؛
در پایان از مدیران اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی و یا حوزه هنری که از دوستان نزدیک من‌اند انتظار داشتم لااقل به نشانه احترام به حوزه های تحت مدیریت خود و نه احترام به هنرمندان گروه پرسونا و یا مخاطبان اندک نمایش مذکور، به دیدن این اثر می‌آمدند. من امی بیسواد نمیفهمم تئاتر چیست. شما که می‌دانید تئاتر چه اندازه ارزشمند است چرا از خرمن آن خوشه‌ای نمی‌چینید؟ ممکن است در انبوه جلسات مختلف برای مدیریت فرهنگ غرق باشید اما فرزند محتاج توجه و محبت پدر است. چرا پدرانه به مردم این دیار خوردن این میوه‌ی خوشمزه را تعارف نمی‌کنید. باور کنید این میوه‌های نوبهارانه فصل چیدن دارد. به موقع نچینی، می‌گندد و بر باد می‌رود. نگذارید فرهنگ بر باد برود. نگذاریم هنرمندی بر باد برود.
گوش اگر گوش تو و ناله اگر ناله‌ی من
آنچه هرگز به جایی نرسد فریاد

نظرات   

 
0 # رضا فربد 1394-07-20 10:42
اتفاقا مردم ایلام هم هنر دوست هستنتد هم تاتری
ولی به گفته دوستانی که رفتند از سطح خیلی خیلی پایین کار گلایه داشتند
پاسخ | پاسخ با نقل قول | نقل قول
 
 
0 # rama 1394-07-22 09:23
سلام نگارنده عزيز - اين چه عنواني هستش كه انتخاب كردي؟! با اين موافق هستم كه توي ايلام كسي به فكر تئاتر نيست.ولي ريشه مشكل كجاست آياي نبايد خود بچه هاي تئاتر هم يه همتي بكنند - يه دستي بالا بزنند - تا حالا چند تا نمايش خيابوني رايگان برگزتار كردند كه فرهنگي تئاتري مردم بالا بره و براي دفعات بعد مشتاق بشم و بيان سالن؟
كار خوبي كه آقاي نورمحمدي و ساير بچه ها انجام دادند توي پارك كودك نمايشگاه عكس گذاشتند - من اونجا شاهد بودم خيلي ها همون موقع مشتاق عكس و عكاسي مي شدند - ولي شما بچه هاي تئاتر چكار كرديد؟ به اميد روزي كه تئاتر هم در ايلام صاحب جايگاه بشود-
پاسخ | پاسخ با نقل قول | نقل قول
 
 
0 # ایلامی دردمند 1394-07-23 09:28
سلام.جناب شاوردی درودبرتو.خوب نوشتی ازسردردواخلاص.ا ماچندنکته بایدیادآوری شود:1-وقتی درمدیریت ارشاددولت قبل همه برنامه های به اصطلاح ملی شان اصلااستقبال کننده نداشت وباهزینه های آنچنانی برگزارمیشدچرایک خبرنگارچیزی ننوشت.میگویندبخ اطررایزنی معاون فرهنگی ارشادبوده که الان ممیتونه به آم سبک کارکنه.2-معاون سیاسی راخوب اومدی.نگاه کن به تمام مدیران فرهنگی استان ازآموزش وپرورش تاارشادهمش قومیتی ومرتبط بادولت گذشته.بروشهرستا نهاتاببینی....3 -راستی اون همه پول که ازطریق کانونهای مساجدارشادصرف شده چه کارهای فرهنگی شد؟کجارفتن؟چران می پرسید؟دلمان پراست شاوردی عزیز ولی...
پاسخ | پاسخ با نقل قول | نقل قول
 
 
0 # پینوکیو 1394-07-23 21:37
ممدحسین جان سلام ودستمریزاد.عالی نوشتی.گذشته ازکوتاهی مسولان خودمون هم مردم جالبی نیستیم واکثرابه اینجوربرنامه هایاکاملابی توجهیم یابهش میگیم دلقک بازی.هرکسی هم بااین جمله من مخالفه هرچقددلش میخوادمخالف باشه.اصلاحالاکه اسمم مستعاره بذارحرف دل خودموبزنم.مردم بی فرهنگی هستیم.ظرفیت وجنبه هم نداریم.کلاتوی زندگی زن ومردمشغول چشم وهم چشمی ورقابت برسرکمترین وعقب افتاده ترین امکانات زندگی هستیم.یه شب خوب شام می خوریم فرداش بایه سرووضع اجق وجقی می ریم خیابون که واقعامعلوم نیست کجایی پوشیدیم بعدبایه لحجه که نه کوردیه ونه فارسی عزیزم قربانت بچم وفدات بووم هم حرف میزیم واین دیگه میشه کل فرهنگ وکلاس ما :lol: این آقایون رِِییس روساهم بچه ها وبرادرا وعموودایی های خودمون هستن که بی چاره ها سرشون به ژست ریاست گیری گرمه.گناه دارن.اینقدبهشون گیرندین.حقوقشون کوفتشون میشه فردادرمحضرخدابا یدجوابگوباشین عمو.درباره آمریکاهم گفته بودی.آخ آخ آخ چه گفتی.آقاقربون حکمت خدابرم.اگه اسلام توی آمریکاظورمیکردچ ی میشد؟؟؟؟
و امایک اعتراف خیانت آمیز:هروقت بچه هام ازمن درباره فرهنگ هاو...می پرسن بهشون می گم همیشه ازجسارت.اعتمادب ه نفس.عزت نفس وعرضه آمریکایی ها وفرهنگ فرانسوی هادرس بگیرین وهیچوقت مثل خودمون متعصب وجاپلوس وریاکاروجوگیرو. ..نباشین.ازآقای ان مرحوم خیام وسعدی وحافظ وفردوسی نیزکمال عذرخواهی رادارم.
پاسخ | پاسخ با نقل قول | نقل قول
 

اضافه کردن نظر

در زمینه‌ی انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:

لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
« ویرا » مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
« ویرا » از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر می‌شود.


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی

 تبلیغات سايت خبري ويرا

      09120440191

 

 

 

 

 

 

 

 تمام حقوق سایت متعلق به پایگاه اطلاع رسانی ویرا با مجوز رسمی از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی می باشد

Template Design:Dima Group