▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌

سه شنبه 29 آبان 1397 Tuesday 20 November 2018 11 ربیع‌الاول 1440

آخرین اخبار سایت

تروريسم در منطقه

تروريسم در منطقهسايت خبري ويرا  -استان ایلام با تقدیم دانشمند هسته ای خود شهید داریوش رضایی نژاد خود نیز از استانهای قزبانی ترور در ایران می باشد .

 

جهانشاه شکری [1]،حسین شکری[2] نوروز علی حیدری (3) /

چکیده

 اساساً یکی از بحث برانگیزترین دل نگرانی های جامعه ی جهانی در عصر امروز ، گسترش پدیده ی تروریسم و آثار آن در مقولات متفاوت از جمله، ﺍﻣﻨﻴّﺖ ﻣﻠّﻲ و ﺑﻴﻦ ﺍﻟﻤﻠﻠﻲ است .این ﭘﺪﻳﺪه دارای ماهیت ﺳﻴﺎﺳﻲ اﺳﺖ اﻣﺎ از ﺳﺎﻳﺮ ﭘﺪﻳﺪه ﻫﺎﻳﻲ ﻛﻪ ﺳﻴﺎﺳﻲ ﻫﺴﺘﻨﺪ ( بلحاظ عنصر مادی Actus reus ) ﻣﺘﻔﺎوت اﺳﺖ . ﺗﺎ ﺑﻪ ﺣﺎل ، ﻫﻴﭻ ﺗﻌﺮﻳﻒ ﺟﺎﻣﻊ و مانعی درﺑﺎرة ﺗﺮورﻳـﺴﻢ اراﺋـﻪ ﻧـﺸﺪه اﺳـﺖ ( صرف نظر از ویژگی ها ). همین مسأله باعث گردیده که تا کنون ﻣﻌﻴﺎﺭﻱ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﻧﻴﺎﻣﺪﻩ باشد ﻛﻪ ﺑﺮﭘﺎﻳﺔ ﺁﻥ ﺑﺘﻮﺍﻥ ﺑﻪ ﺭﻭﻳﺎﺭﻭﻳﻲ ﻛﺎﺭﺳﺎﺯ ﺑﺎ ﺗﺮﻭﺭﻳﺴﻢ ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ .منطقه یخاورمیانه به لحاظ دخالت قدرت های جهانی، تعدد فرهنگی تا نابرابری های سیاسی همواره زمینه ساز بروز رفتارهای تروریستی بوده است .از نمونه های بارز این جریان ، ظهور و قدرت داعش و القائده و... در منطقه خاورمیانه است(در ایران ،حضورگروه تروریستی پژاک در استان هاي غربی؛کردستان، آذربايجان غربي، ايلام و کرمانشاه، شهرهاي مرزي خوي، سلماس و ماکو و بخشهای مرزی شمال عراق) .پیامدهای تروریسم ، تحمیل هزینه های اقتصادی و انسانی در کل منطقه و جهان است ( 17000 قربانی ترور در ایران) .

استان ایلام با تقدیم دانشمند هسته ای خود شهید داریوش رضایی نژاد خود نیز از استانهای قزبانی ترور در ایران می باشد .در عصر جهانی شدن، تروریسم ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﻣﻌﻀﻠﻲ ﺭﺍﻫﺒﺮﺩﻱ ﺩﺭﺁﻣﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺳﺎﻳﻪ ﺁﻥ، ﮔﺮﻭﻫﻬﺎﻱ ﻛﻮﭼﻚ، ﺍﻣّﺎ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﻳﺎﻓﺘﻪ ﻭ ﭘﻴﭽﻴﺪﻩ، ﺑﺎﺯﻳﮕﺮﺍﻧﻲ ﻣﻬﻢ ﺩﺭ عرصه ی ﺑﻴﻦ ﺍﻟﻤﻠﻠﻲ ﺷﺪﻩ ﺍﻧﺪ و این نشانگر آنست که رویکرد مقابله ای که با تروریسم در اسناد بین المللی و منطقه ای تدوین گردیده است جندان کار ساز نبوده است .

چرا که موفقیت در مقابله با تروریسم و افزایش امنیت بین‌المللی درگرو نزدیک شدن برداشت‌های منطقه‌ای و جهانی است . به‌نظر می‌رسد شیوه فعلی رویارویی با پدیده تروریسم جدید نتیجه چندان مطلوبی به‌دنبال نیاورده و به‌جای امنیّت، بی‌اعتمادی به مدعیان مبارزه با تروریسم (ائتلاف آمریکایی) را افزایش داده است. این امر نیز به سبب وجود اختلاف برداشت از تروریسم ، به صراحت در حقوق بین الملل کیفری جرم انگاری نگردیده است . لذا ضرورت دارد که تشکیل سازمان جهانی قربانیان ترور، طرح تشکیل دادگاه بین المللی تروریسم ، و یا جرم انگاری تروریسم در اساسنامه ی دیوان کیفری بین الملل صورت گیرد.

 

مقدمه

تروریسم یکی از مباحث عمده مورد توجه نظریه‌پردازان جهان امروز است که از چالش‌های جدی امنیتی ایجاد شده  بشمار می آید . در چند دهه ی اخیر فعالیت های تروریستی به صورت متناوب و سیستماتیک افزایش یافته است، در حالی که در سال 1970در سراسر جهان تنها 300 عملیات تروریستی گزارش شده بود ، در سال 1999 بیش از 5000 حادثه ی تروریستی گزارش شده است [4]. در يک نگاه تاريخي می توان گفت که اغلب دولتها در گذشته ، موضوع تروريسم را به صورت يک موضوع ملي و بومي ارزيابي می کردند و احتمالاً به علت مسائل امنيتي تمايل کمتري به طرح آن در سطح بين المللی و سازمان های بزرگ جهاني مانند ملل متحد داشتند، اما شرايط جديد در عصر امروز، موضوع تـــروريسم را به یک پدیده بین المللــی و فرامرزی تبدیل کرده است . ﺍﻳﻦ ﭘﺪﻳﺪﻩ ﺑﻪ علت ﭘﻴﻮﻧﺪﻱ ﻛﻪ ﺑﺎ ﺗﻜﻨﻮﻟﻮژﻳﻬﺎﻱ ﻧﻮ ﭘﻴﺪﺍ ﻛﺮﺩﻩ، ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕﻣﻌﻀﻠﻲ ﺭﺍﻫﺒﺮﺩﻱ ﺩﺭﺁﻣﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺳﺎﻳﻪ ﺁﻥ، ﮔﺮﻭﻫﻬﺎﻱ ﻛﻮﭼﻚ ﺍﻣﺎ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﻳﺎﻓﺘﻪ ﻭ ﭘﻴﭽﻴﺪﻩ، ﺑﺎﺯﻳﮕﺮﺍﻧﻲ ﻣﻬﻢ ﺩﺭ عرسه ی ﺑﻴﻦ ﺍﻟﻤﻠﻠﻲ ﺷﺪﻩ ﺍﻧﺪ. ﭘﺪﻳﺪﺓ ﺗﺮﻭﺭﻳﺴﻢ ﻫﻤﭙﺎﻱ ﭘﻴﺸﺮﻓﺘﻬﺎﻱ ﻋﻠﻤﻲ، ﺍﺯ ﭘﻮﺳﺘﻪ ﻛﻬﻦ ﺑﻴﺮﻭﻥ ﺁﻣﺪﻩ ﻭ ﺩﺭ ﭘﻮﺳﺘﺔ ﻧﻮ، ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺩﺭ ﮔﻮﻧﻪ ﻫﺎﻱ ﭘﺮﺷﻤﺎﺭ ﻭ ﺑﺎ ﺷﻴﻮﻩ ﻫﺎﻱ ﮔﻮﻧﺎﮔﻮﻥ (ﺑﺴﺘﻪ ﺑﻪ ﺯﻣﺎﻥ ﻭ ﻣﻜﺎﻥ) ﻧﺸﺎﻥ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﺳﺖ ( اعلام حضور با خون ) . ﮔﺴﺘﺮﺩﮔﻲ ﻭ ﭘﻴﭽﻴﺪﮔﻲ ﺗﺮﻭﺭﻳﺴﻢ ﭼﻨﺎﻥ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺍﻧﺪﻳﺸﻤﻨﺪﺍﻥ ﻭ ﭘﮋﻭﻫﺸﮕﺮﺍﻥ ﺯﻳﺎﺩﻱ ﺑﺮﺭﺳﻴﻬﺎﻱ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺮ ﺷﻨﺎﺧﺖ ﺍﻳﻦ ﭘﺪﻳﺪﺓ ﻫﺮﺍﺱ ﺍﻧﮕﻴﺰ ﻭ ﻣﺒﺎﺭﺯﻩ ﺑﺎ ﺁﻥ ﻣﺘﻤﺮﻛﺰ ﻛﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ. ﺑﺎ ﺍﻳﻦ ﻫﻤﻪ، ﻫﻨﻮﺯ ﺗﻌﺮﻳﻒ مشخصی از تروریسم ارایه نگردیده است .ﺗﺮورﻳﺴﻢ اﻣﺮوزي ﻫﻢ ﺳﺮﺷﺖ ﺑﺴﻴﺎر ﻣﺸﺨﺼﻲ دارد، ﻫﻢ اﺑﻌﺎد آن ﮔﺴﺘﺮه اﺳﺖ، ﻫﻢ ﺷـﻴﻮه ﻫـﺎي آن در ﻧﺘﻴﺠ ﻪ ﭘﻴﺸﺮﻓﺖ ﻫﺎي ﺗﻜﻨﻮﻟﻮ ژﻳﻚ ﭘﻴﻮﺳﺘﻪ در ﺣﺎل دﮔﺮﮔﻮﻧﻲ اﺳﺖ و ﻫﻢ از ﺣﻴﺚ روش ﻫـﺎ و ﻧﻴﺰ اﻫﺪاف، ﮔﺴﺘﺮده اي ﺑﻴﻦ اﻟﻤ ﻠ ﻠﻲ دارد[5] .

اکنون دیگر ترورﻳﺴﻢ اﻋﻢ از داﺧﻠﻲ ﻳﺎ ﺑﻴﻦ اﻟﻤﻠﻠﻲ در ﺳﺮاﺳﺮ ﺟﻬﺎن ﻓﺮاﮔﻴﺮ ﺷﺪه اﺳﺖ و در آﻏﺎز ﺳﺪة ﺑﻴﺴﺖ و ﻳﻜﻢ از ﭘﻴﭽﻴﺪه ﺗﺮﻳﻦ و دﺷﻮارﺗﺮﻳﻦ ﻣﺴﺎﺋﻠﻲ اﺳﺖ ﻛﻪ از ﺣﻴﺚ اﺟﺮاي ﻗﺎﻧﻮن، ﺟﻬﺎن ﺑﺎ آن ﻣﻮاﺟﻪ اﺳﺖ . در سراسر ﺟﻬﺎن، ﺷﺮاﻳﻂ ﺳﻴﺎﺳﻲ و اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﺑﺴﻴﺎر ﻣﺘﻨﻮع و ﮔﻮﻧﺎﮔﻮن ﺑﻪ ﭘﻴﺪاﻳﺶ ﮔﺮوه ﻫﺎي ﺗﺮورﻳﺴﺖ ﻣﻨﺠﺮ ﺷﺪه اﺳﺖ . ﮔﺮوﮔﺎن ﮔﻴﺮي، آدم رﺑﺎﻳﻲ، ﻗﺘﻞ ﺳﻴﺎﺳﻲ و ﺗﺮور، ﻫﻮاﭘﻴﻤﺎرﺑﺎﻳﻲ،ﺧﺮاﺑﻜﺎري، ﺑﻤﺐ ﮔﺬاري و ﺗﻴﺮاﻧﺪازي ﺑﻪ اﻓﺮاد، اﻣﺎﻛﻦ و ﻧﻬﺎدﻫﺎي ﺳﻴﺎﺳﻲ، اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ، ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ و ﻋﻠﻤﻲ از ﺟﻤﻠﻪ روش ﻫﺎ و ﺗﻜﻨﻴﻚ ﻫﺎي ﺗﺮورﻳﺴﺖ ﻫﺎﺳﺖ . ترورﻳﺴﻢ ﻫﻤﻮاره ﺑﺮاي ﻗﺮﺑﺎﻧﻴﺎن، ﻣﺎﺟﺮاﻳﻲ ﻏﻢ ﺑﺎر ﺑﻮده اﺳﺖ؛ ﭼﻪ ﻗﺮﺑﺎﻧﻴﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﺟﺎن ﺧﻮد را ﻣﻲ ﺑﺎزﻧﺪ ﻳﺎ جراحتی ﺑﺮ ﭘﻴﻜﺮ ﺧﻮﻳﺶ ﺑﻪ ﻳﺎدﮔﺎر ﻣﻲ ﺑﺮﻧﺪ و ﭼﻪ ﻗﺮﺑﺎﻧﻴﺎن ﻋﻤﻮﻣﻲ ﺗﺮي ﻛﻪ اﻣﻨﻴﺖ ﺧﺎﻃﺮ ﺧﻮد را ﺗﺎ ﻣﺪت ﻫﺎ از دﺳﺖ ﻣﻲ دﻫﻨﺪ . آﻧﭽﻪ ﺗﺮورﻳﺴﻢ دوران ﻣﺎ را از دوران های گذشته ﻣﺘﻤﺎﻳﺰ ﻣﻲ ﺳﺎزد اﻳﻦ اﺳﺖ ﻛﻪ اﻣﺮوزه ﻃﺎﻋﻮن ﺗﺮورﻳﺴﻢ ﻫﻤﻪ ﻣﻠﺖ ﻫﺎ و ﻣﻨﺎﻃﻖ را آﻟﻮده ﻛﺮده و از ﺣﻮزه ﻫﺎي داﺧﻠﻲ ﺑﻪ ﺳﻴﺎﺳﺖ ﺟﻬﺎن سرازیر ﻛﺮده اﺳﺖ . در ﻋﺼﺮ ﻣﺎ ﺗﺮورﻳﺴﻢ از ﺗﻬﺪﻳﺪ ﻣﻠﻲ ﺑﻪ ﺗﻬﺪﻳﺪي ﺑﻴﻦ اﻟﻤﻠﻠﻲ و ﺟﻬﺎﻧﻲ ﻣﺒﺪل ﺷﺪه اﺳﺖ[6] .   ایران از فردای پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی قربانی ترور بوده است ( 17000شهید ترور) . عناصر خشک‌مغز و قشری‌اندیش با نام‌های فریبنده "فرقان"، "مجاهد خلق" ، "چریک فدایی" ، "حامی کارگر" ، "جهاد اسلامی" و ... که با قشر دینی و مذهبی یا سوسیالیستی و حتی به بهانه مبارزه با استکبار ، به عنوان مزدور بیگانه دست به خشونت و تخریب زده‌‌اند.

1- پیشینه ی تروریسم

ترور و ﺧﺸﻮﻧﺖ ﭘﺪﻳﺪه هایي هستند ﻛﻪ ﺑﺸﺮ در ﺳﺮاﺳﺮ ﺗﺎرﻳﺦِ زﻧﺪﮔﻲِ ﺧـﻮد ﺑـﺎ آن ﻣﻮاﺟـﻪ ﺑـﻮده اند. ﺗﺮورﻳﺴﻢ به ﻋﻨﻮان وﺟﻬﻲ از ﺧﺸﻮﻧﺖ ﻫـﻢ در ﺗـﺎرﻳﺦ ﻛـﺸﻮرﻫﺎي ﻏـﺮب و ﻫـﻢ در ﻛـﺸﻮرﻫﺎي ﺷﺮﻗﻲ، ﻣﺪام اﺗﻔﺎق اﻓﺘﺎده اﺳﺖ . در ﺗﺎرﻳﺦ ﻣﻲ ﺗﻮان ﺳﺮاغ ﮔﺮﻓﺖ ﻛﻪ ﺗﺮورﻫﺎﻳﻲ به ﺻﻮرت ﺳـﺎزﻣﺎن ﻳﺎﻓﺘﻪ ﻋﻠﻴﻪ دﺷﻤﻨﺎن ﺳﻴﺎﺳﻲ ﺻﻮرت ﮔﺮﻓﺘﻪ اﺳﺖ . اﺻﻮﻻً ﺗﺎرﻳﺦ روم ﻣﺎﻻﻣﺎل از دﺳﻴﺴﻪ ﭼﻴﻨﻲ ﺑﺮاي ﻫﺎي ﺑﺮﺟـﺴﺘﺔ ﺳﻴﺎﺳـﻲ و اﺟﺘﻤـﺎﻋﻲ اﺳـﺖ ﻛـﻪ ﺑﻴـﺸﺘﺮ ازآﺑﺸﺨﻮر ﺟﺎه ﻃﻠﺒﻲ و ﻛﻴﻨﻪ ﺟﻮﻳﻲ ﺳﻴﺮاب ﺷﺪه اﺳﺖ ( طیب، 1382). همچنین تروریسم در غرب دارای سابقه بوده ( تبلیغ عملی تروریسم از طرف آنارشیست های پایان سده نوزدهم اروپا) . و تروریسم در دوران کهن و ﻣﻌﺎﺻﺮ ﻧﻴﺰ در اﻳﺮان ﺗﺎ ﺑﻌﺪ از اﻧﻘـﻼب اﺳـﻼﻣﻲ ﺳـﺎل1357 و تا کنون در اﻳﺮان ﻛﺮاراً اﺗﻔﺎق اﻓﺘﺎده است و جمهوری اسلامی ایران یکی از قربانیان تروریسم در منطقه است  . ﺑﻌﺪ از اﻧﻘﻼب 57 ﻧﻴـﺰ ﻗﺘـﻞ ﻫـﺎي زﻧﺠﻴـﺮه اي ﺑـﻪ ﻋﻨـﻮان ﻧﻤـﺎدﺗﺮورﻳﺴﻢ در اﻳﺮان ﺑﻪ زﻧﺪﮔﻲ ﺑﺴﻴﺎري از اﻓﺮاد ﭘﺎﻳﺎن داد .

دﺭﺑﺎﺭﺓ ﭘﻴﺸﻴﻨﻪ ی ﺗﺮﻭﺭﻳﺴﻢ ﻭ ﮔﺮﻭﻫﻬﺎﻱ ﺗﺮﻭﺭﻳﺴﺘﻲ ﺩﻭ ﻧﻜﺘﻪ ﺭﺍ ﺑﺎﻳﺪ ﺩﺭﻧﻈﺮ ﺩﺍﺷﺖ: ﻧﺨﺴﺖ ﺍﻳﻨﻜﻪ ﻭﺍژﻩ ﺗﺮﻭﺭ ﻭ ﻣﻔﻬﻮﻣﻲ ﻛﻪ ﺍﻳﻦ ﻭﺍژﻩ ﺑﻪ ﺫﻫﻦ ﻣﻲ ﺁﻭﺭﺩ ﻫﻴﭻ ﻳﻚ ﺗﺎﺯﻩ ﻧﻴﺴﺖ ﻭ ﺍﻳﻦ ﭘﺪﻳﺪﻩ ﺍﺯ ﺯﻣﺎﻥ ﭘﺎﮔﺮﻓﺘﻦ ﺟﻮﺍﻣﻊ ﺧﻮﺩﻧﻤﺎﻳﻲﻛﺮﺩه است دوم اینکه گروههای که در گذشته ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺍﻧﺪ ﻭ ﺍﻣﺮﻭﺯﻩ ﺍﺯ ﻛﺎﺭﻫﺎﻳﺸﺎﻥ ﺑﺎ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﺗﺮﻭﺭﻳﺴﻢ ﻛﻬﻦ ﻳﺎﺩ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ، ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺍﺳﻤﺎﻋﻴﻠﻴﺎﻥ ﻳﺎ ﺳﻴﻜﺎﺭﻳﻬﺎ ﺗﻨﻬﺎ ﺑﻪ ﻋﻠﺖ ﻭﺟﻮﺩ ﺑﺮﺧﻲ ﺷﺒﺎﻫﺘﻬﺎ ﻣﻴﺎﻥ ﻛﺎﺭﻫﺎﻳﺸﺎﻥ ﻭ ﺁﻧﭽﻪ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺗﺮﻭﺭﻳﺴﻢ ﺧﻮﺍﻧﺪﻩ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﺗﺮﻭﺭﻳﺴﺖ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﻧﺪ. ﺍﻳﻦ ﮔﺮﻭﻫﻬﺎ ﻫﻤﺎﻧﻨﺪ ﮔﺮﻭﻫﻬﺎﻱ ﺗﺮﻭﺭﻳﺴﺘﻲ ﻛﻨﻮﻧﻲ که ﻫﺪﻑ ﻭ ﺍﻧﮕﻴﺰﻩ ﻫﺎﻱ ﺳﻴﺎﺳﻲ ﻭ ﺍﻳﺪﺋﻮﻟﻮژﻳﻚ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﻭ ﺑﺎ ﺗﻮﺳﻞ ﺑﻪ ﺧﺸﻮﻧﺖ ﻭ ﺁﺩﻡ ﻛﺸﻲ ﺩﺭﺻﺪﺩ ﺍﻳﺠﺎﺩ ﺗﺮﺱ ﻭ ﻭﺣﺸﺖ ﺩﺭﻣﻴﺎﻥ ﮔﺮﻭﻫﻬﺎﻳﻲ ﺧﺎﺹ ﺍﺯ ﺍﻓﺮﺍﺩ {ﺑﻮﻳﮋدولتمردان } بوده اند [7] .

2- مفهوم تروریسم

2-1- مفهوم کلی تروریسم

در ﻣﻮرد ﺗﻌﺮﻳﻒ ﺗﺮورﻳﺴﻢ ﺑﺎﻳﺴﺘﻲ ﮔﻔﺖ ﻛﻪ ﻣﺤﻘﻘﻴﻦ و اﻧﺪﻳﺸﻤﻨﺪان ﺳﻴﺎﺳﻲ و روﺑﻂ ﺑﻴﻦ المللی هنوز اجماعی بر تعریف تروریسم ندارند .به همین جهت ما با انبوهی از تعاریف روبرو هستیم . واژه ی تروریسم مفردِ ترور ( به معنای احساس شدید وحشت ( لاروس ، 1964، ج 10، ص 258) می باشد که ﺍﺯ ﻟﺤﺎﻅ ﺯﺑﺎﻥ ﺷﻨﺎﺳﻲ ﺍﻳﻦ ﻭﺍژﻩ ﺩﺍﺭﺍﻱ ﺭﻳﺸﻪ ﻻﺗﻴﻦ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﻧﺨﺴﺖ ﺑﻪ ﮔﺮﻭﻩ ﺯﺑﺎﻧﻬﺎﻱ ﺭﻭﻣﻲ ﻭ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺁﻥ  ﺑﻪ زبانهای اروپایی وارد شده است [8]. اﻳﻦ ﻭﺍژﻩ ﻭ ﻫم ﺮﻳﺸﻪ ﻫﺎﻱ ﺁﻥ ﺩﺭ ﺯﺑﺎﻥ ﺍﻧﮕﻠﻴﺴﻲ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺍﺯ"Terrorism, Terrorist, Terrible, Deterrent از ﻭﺍژﻩ ﻻﺗﻴﻦ "Terrere" ﻭﺑﻪ ﻣﻌﻨﺎﻱ ﻟﺮﺯﻳﺪﻥ ﻳﺎ ﻟﺮﺯﺍﻧﺪﻥ و "Deter ere" ﺗﺮﺳﺎﻧﺪﻥ ﺍﺯ.... ﺑﺮﺁﻣﺪﻩ [9] . ریشه اصطلاح ترور به این معنا مربوط به دو دوران از انقلاب فرانسه ، یعنی بین سالهای 1792تا 1794 میلادی که کشور به دوران " ترور " است . کاربرد واژه ترور به معناي ايجاد وحشت عمومي به دوران انقلاب کبير فرانسه و رژيم تـرور ژاکوبن ها در جمهوری اوّل (3-1792) باز می گردد [10].  ولی در ادبیات سازمانهای بین المللی خستين بار در ماده اول کنوانسيون جلوگيري و مجازات تروريسم مصوب جامعه ملل در 1937 به کار گرفته شد که در ماده مذکورتروریسم به عنوان فعالیت های جنایی و بزه کارانه که علیه یک دولت صورت می گیرد و در صدد ایجاد وحشت در عامه مردم ، اشخاص خاص و یا گروه خاص از مردم است تعریف شده است [11]. ﺗﺮورﻳﺴﻢ اﺳﺎﺳﺎً ﭘﺪﻳﺪه اي ﺳﻴﺎﺳﻲ اﺳﺖ . اﻣﺎ از ﺳﺎﻳﺮ ﭘﺪﻳﺪه ﻫﺎﻳﻲ ﻛﻪ ﺳﻴﺎﺳﻲ ﻫﺴﺘﻨﺪ و در ﻋﻠـﻢ ﺳﻴﺎﺳﺖ ﻣﻮرد ﺗﺤﻠﻴﻞ و ﺑﺮرﺳﻲ ﻗﺮار ﻣﻲ ﮔﻴﺮﻧﺪ از ﺟﻤﻠـﻪ ﭘﺪﻳـﺪه ﻫـﺎي اﻧﻘـﻼب، ﺷـﻮرش، ﻛﻮدﺗـ ﺎ،راﻫﺰﻧﻲ، ﺟﻨﮓ، ﻋﻤﻠﻴﺎت ﭼﺮﻳﻜﻲ و اﻣﺜﺎل اﻳﻨﻬﺎ، ﻣﺘﻔﺎوت اﺳﺖ ﺑﺎ اﻳﻦ ﺣﺎل، ﺗﺮورﻳـﺴﻢ ﻫﻤـﺮاه ﺑـﺎ ﺧﺸﻮﻧﺖ اﺳﺖ و ﺳﻌﻲ دارد در ﺟﺎﻣﻌﻪ ارﻋﺎب و ﺗﺮس و وﺣﺸﺖ اﻳﺠﺎد ﻛﻨﺪ ﺗﺎ ﺑﻪ اﻫﺪاف ﺳﻴﺎﺳﻲ ﺧﻮد دﺳﺖ ﻳﺎﺑﺪ . ﺗﺎ ﺑﻪ ﺣﺎل ، ﻫﻴﭻ ﺗﻌﺮﻳﻒ ﺟﺎﻣﻊ و ﻣﺎﻧﻊ درﺑﺎرة ﺗﺮورﻳـﺴﻢ اراﺋـﻪ ﻧـﺸﺪه اﺳـﺖ ﻛـﻪ ﻣﺤﻘﻘﺎن و ﻣﺘﺨﺼﺼ ﺎن و ﺻﺎﺣﺐ ﻧﻈﺮان اﻳﻦ ﺣـﻮزه، روي آن ﺗﻮاﻓـﻖ داﺷـﺘﻪ ﺑﺎﺷـﻨﺪ در ﻧﺘﻴﺠـﻪ در ﺗﻌﺮﻳﻒ ﺗﺮورﻳﺴﻢ وﺣﺪت ﻧﻈﺮي وﺟﻮد ﻧﺪارد اﻣﺎ ﺻﺎﺣﺒﻨﻈﺮان در ﻣﻮرد ﻳﻚ وﻳﮋﮔﻲ آن اﺗﻔﺎق ﻧﻈﺮ دارﻧﺪ و آن ﻫﻢ اﻳﻦ اﺳﺖ ﻛﻪ ﺗﺮورﻳﺴﻢ ﻫﻤﻴﺸﻪ ﺑﺎ ﺧﺸﻮﻧﺖ و ﻳﺎ ﺗﻬﺪﻳﺪ ﺑﻪ ﺧﺸﻮﻧﺖ ﻫﻤﺮاه اﺳﺖ با اﻳﻦ ﺣﺎل، ﺗﻼش ﻫﺎﻳﻲ در ﺧﺼﻮص ﺗﻌﺮ ﻳﻒ اﻳﻦ ﭘﺪﻳﺪه اﻧﺠﺎم ﻧﺸﺪه اﺳﺖ .تعریف تروریسم یکی از مشکلات اصلی در برنامه کاری سازمان ملل متحد است. علت اصلی اختلاف‌نظر بر سر ارائه تعریف واحد از تروریسم در دیدگاه‌های مختلف، عدم وجود اجماع نظر بر سر هویت تروریست‌ها و تعریف کنندگان تروریسم است. درحال حاضر این تعریف از تروریسم که بکارگیری خشونت در راستای اهداف سیاسی است درمیان جهانیان پذیرفته نشده است. به‌نظر می‌رسد سازمان ملل در تعریف تروریسم با دشواری‌ها و موانع عمده‌ای روبرو می‌باشد. در این‌راستا توجه به این مساله ضروری است که تعریف کردن ترویسم از داشتن یک تعریف در اینباره مهمتر است.

در اﻋﻼﻣﻴﻪ ﺣﻘﻮق ﺑﺸﺮ، ﺗﻤـﺪن ﺑـﻪ ﻣﻨﺰﻟـﻪ ي ﭘﻴـﺸﺮﻓﺖ و ﺗﻮﺳـﻌﻪ ﺟﻮاﻣﻊ اﻧﺴﺎﻧﻲ ﺗﻌﺮﻳﻒ ﺷﺪه اﺳﺖ در ﺣﺎﻟﻴﻜـﻪ ﺗـﺮور ﺑـﻪ ﻣﻌﻨـﺎي ﻛـﺸﺘﺎر ﺳﻴـﺴﺘﻤﺎﺗﻴﻚ و ﺳـﺎزﻣﺎن ﻳﺎﻓﺘـﻪ ﺗﻌﺮﻳﻒ ﮔﺮدﻳﺪه اﺳﺖ [12].ترورﻳﺴﻢ ﺑﻪ ﻛﺎرﺑﺮد ﺧﺸﻮﻧﺖ ﺳﻴﺎﺳﻲ، ﺗﻬﺪﻳﺪﻫﺎي اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﻳﺎ ﺣﻤﻠﻪ ﻫﺎي ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﻳﺰي ﺷﺪه اي ﮔﻔﺘﻪ ﻣﻲ ﺷﻮد ﻛﻪ ﺑﺎ ﺟﻨﮓ ﻧﺎﻣﺘﻌﺎرف ﭘﻴﻮﻧﺪ ﻧﺰدﻳﻚ دارد . ﺗـــﺮور، ﻛﺎري ﻣﻨﻔﺮد ﻳﺎ ﻋﺎﻃﻔﻲ ﻧﻴﺴﺖ، ﺑﻠﻜﻪ اﻗــﺪاﻣﻲ اﺳﺖ ﮔﺮوﻫـﻲ، ﺳﺎزﻣﺎن ﻳﺎﻓﺘـﻪ و ﺣﺘﻲ ﻳﻚ اﺳﺘﺮاﺗﮋي ﺳﻴﺎﺳﻲ اﺳﺖ[13]  .

  دانشنامه ﺑﺮﻳﺘﺎﻧﻴﻜﺎ ،ﺗﺮورﻳﺴﻢ را ﭼﻨـﻴﻦ ﺗﻌﺮﻳـﻒ ﻣﻲﻛﻨـﺪ : ﺗﺮورﻳـﺴﻢ ﻋﺒــﺎرت اﺳــﺖ از » ﻛــﺎرﺑﺮد ﺳﻴــﺴﺘﻤﺎﺗﻴﻚ ارﻋــﺎب یا خشونت پیش بینی ناپذیر بر ضد حکومت ها ، مردمان یا افراد برای دستیابی به یک هدف سیاسی است [14]. ﻣﺤﻮرﻫـﺎي اﺻـﻠﻲ ﺗﺮورﻳـﺴﻢ ﻋﺒﺎرت اﻧﺪ از : اوﻻً، ﺗﺮورﻳﺴﻢ ﻳﻚ ﭘﺪﻳﺪة ﻛﺎﻣﻼً ﺳﻴﺎﺳﻲ اﺳﺖ؛ ﺛﺎﻧﻴﺎً، ﺗﺮورﻳﺴﻢ ﻫﻤﺮاه ﺑﺎ ﺧﺸﻮﻧﺖ ﻳﺎ ﺗﻬﺪﻳﺪ ﺑﻪ ﺧﺸﻮﻧﺖ اﺳﺖ؛ ﺛﺎﻟﺜﺎً، ﺗﺮورﻳﺴﻢ داراي ﻋﻘﻼﻧﻴﺖ ﺳﻮدﻣﺤﻮر اﺳﺖ؛ راﺑﻌﺎً، ﺗﺮورﻳـﺴﻢ ﻳـﻚ ﭘﺪﻳﺪة ﻣﻌﻨﺎدار و ﺣﺎﻣﻞ ﭘﻴﺎﻣﻲ اﺳﺖ ﻣﻌﻨﺎ ﻳﺎ ﭘﻴـﺎم آن، اﻳـﻦ اﺳـﺖ ﻛـﻪ ﻳـﻚ ﺗﺮورﻳـﺴﺖ در ﻃـﺮح ﺧﻮاﺳﺘﻪ ﻫﺎي ﺧﻮد و در رﺳﻴﺪن ﺑﻪ ﻫﺪف ﺧﻮد و در رﺳﺎﻧﺪن ﻣﻘﺼﻮد و ﻣﻨﻈﻮر ﺧﻮد ﺑﻪ ﻃﺮف ﻫﺎي ﻣﻘﺎﺑﻞ (ﻛﻪ ﻋﻤﺪﺗﺎً دوﻟﺖ ﻫﺎ ﻫ ﺴﺘﻨﺪ ) ﺑﻪ دﻟﻴﻞ ﺷﺮاﻳﻂ ﺣﺎﻛﻢ ﺑﺮ وﺿﻌﻴﺖ ﻣﻮﺟﻮد از راه ﻫﺎﻳﻲ ﻏﻴـﺮ از ﺗﺮور از ﺟﻤﻠﻪ ﮔﻔﺘﮕﻮ و ﻣﺬاﻛﺮه در ﻣﺎﻧﺪه اﺳﺖ و ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﺧﻮدش ﺑﻪ ﻣﻨﻈﻮر ﺣﻔﻆ ﺑﻘﺎء ﺧﻮدش ﺑـﻪ آﺧﺮﻳﻦ راه ﺣﻞ ﻳﻌﻨﻲ ﺗﺮور دﺳﺖ زده اﺳﺖ . در اﻳﻦ زﻣﻴﻨﻪ ﺧﺎﻧﻢ ﻫﺎﻧﺎ آرﻧﺖ ﻣﻲ ﻧﻮﻳـﺴﺪ :  ﺳـﺘﺎﻳﺶ ﺧﺸﻮﻧﺖ در ﺣﺎل ﺣﺎﺿﺮ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﻣﻌﻠﻮل ﻧﺎﻛﺎﻣ ﻲ ﺷﺪﻳﺪ ﻗﻮة ﻋﻤﻞ در ﺟﻬﺎن ﺟﺪﻳﺪ ﻣﻲ ﺑﺎﺷـﺪ . بطور کلی خشونت ، قربانی ، هدف ، غیر قانونی بودن ، قبول مسولیّت و انگیزه شاخصه ها و اجزاء مفهومی تروریسم هستند . شايان ذکر است در تدوين تعريف تروريسم دو گرايش عمده در نظرات رسمي و غير رسمي کشورهاي عضو نظام ملل متحد مشاهده می شود یک نوع گرایش می کوشد هرنوع تحرک خشونت آميز عليه نظام هاي سياسي و قدريم هاي مختلف در سرزمین های مختلف جهان امروز را بدون توجه به علل، انگيزه ها، مباني اعتقادي و ریشه های آن محکوم سازد و همه را مصداق فعاليت تروريستي تلقي کند. اين گرايش اغلب از سوي کشورهاي غربي عضو ملل متحد تعقيب می شود . گرایش دوم می کوشد مبارزات جنبش های استقلال طلبانه ، مبارزه با اشغال گری و تبعيض نژادي را از تحرکات تروريستي متمايز سازد. اين گرايش در دوران جنگ سرد از سوي بلوک شرق و امروزه اغلب از سوي کشورهاي جنوب و خصوصاً کشورهای اسلامی عضو سازمان کنفرانس اسلامی دنبال می شود شايان ذکر است که سازمان کنفرانس اسلامي در مجموعه قطعنامه هاي خود پيرامون مبارزه با تروريسم سعي داشته گرايش دوم را تقویت کند . اظهاراتی چون " کسی را که یک نفر تروریست می داند از نظر شخص دیگر مبارز راه آزادی است " مانع از رسیدن به یک تعریف مفید از تروریسم که جامعه ی جهانی به آن نیازمند است ، می شود . این اظهارات کلیشه ای و تکراری مانعی برای پرداختن موفقیت آمیز به مسئله تروریسم است .برای رسیدن به یک تعریف پذیرفته شده جهانی ، باید بر اصول عینی و معتبر تکیه کرد لذا باید تعریف در یک نظام دارای اصول و مقررات حقوق جنگ کشف و قانونگذاری شود تا مورد قبول اکثر کشورهای دنیا قرار گیرد و در سیستم قانونگذاری آنها وارد گردد .

با توجه  ﺑﻪ ﺗﻌﺎرﻳﻒ ﺑﺎﻻ و ﻫﻤﭽﻨﻴﻦ اﻛﺜﺮ و ﻳﺎ ﺗﻤﺎﻣﻲ ﺗﻌﺎرﻳﻒ ﻣﺨﺘﻠﻔﻲ ﻛﻪ از ﺗﺮور اﻧﺠﺎم ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺳﻪ ﻋﻨـﺼﺮﻣﻬﻢ ﻫﻤﻴﺸﻪ ﻣﺪﻧﻈﺮ اﻧﺪﻳﺸﻤﻨﺪان ﺑﻮده اﺳﺖ و اﻳﻦ ﺳﻪ ﻋﻨﺼﺮ ﻋﺒﺎرﺗﻨﺪ از اﺟﺒﺎر، ﺗﻬﺪﻳـﺪ ﻳـﺎ اﻋﻤـﺎل زور ودﺳﺖ ﻳﺎﻓﺘﻦ ﺑﻪ اﻫﺪاف ﻏﻴﺮ ﻗﺎﻧﻮﻧﻲ[15] .( اردﻻن، 1381 : 142 .) نتیجتاً با توجه به تعاریفی که مطرح گردید اﮔـﺮ ﺑﺨـﻮاﻫﻴﻢ ﺗﻌﺮﻳـﻒ ﻧـﺴﺒﺘﺎً ﺟـﺎﻣﻌﻲ ازﺗﺮورﻳـﺴﻢ اراﺋـﻪ ﺑـﺪﻫﻴﻢﻣﻲ ﺗﻮان آﻧﺮا ﺑﻪ اﻳﻦ ﺻﻮرت ذﻛﺮ ﻧﻤﻮد : ﻫﺮﮔﻮﻧﻪ رﻓﺘﺎر ﺧﺸﻮﻧﺖ آﻣﻴﺰ و ﺗﻬﺪﻳﺪ ﻛﻨﻨﺪه ﻛﻪ از ﺟﺎﻧـﺐ ﻓـﺮدﻳﺎ دﺳﺘﻪاي از اﻓﺮاد و ﻳﺎ دوﻟﺖ ﺧﺎﺻﻲ ﻛﻪ ﻋﻠﻴﻪ ﻳﻚ ﻛﺸﻮر ﻳﺎ ﻳﻚ ﺟﻤﻌﻴﺖ و ﻳﺎ ﻓﺮدي ﺑﺎ ﻫﺪف اﻳﺠـﺎدﺗﺮس و وﺣﺸﺖ در ﻣﻴﺎن ﻣﺮدم ﻛﻪ ﻣﻲ ﺗﻮاﻧﺪ ﻧﻈﻢ و اﻣﻨﻴﺖ ﻣﻮﺟﻮد را ﺑﻪ ﻫﻢ زده و ﻣﻮﺟﺒﺎت ﺗﻬﺪﻳﺪ ﺻﻠﺢو اﻣﻨﻴﺖ ﺑﻴﻦاﻟﻤﻠﻠﻲ را ﻓﺮاﻫﻢ ﻧﻤﺎﻳﺪ و ﺑﻪ اﻳﻦ ﻃﺮﻳﻖ ﻫﺪﻓﻲ ﻗﺪرت ﻃﻠﺒﺎﻧﻪ را دﻧﺒﺎل ﻛﻨﺪ، ﺗﺮورﻳﺴﻢ ﻧﺎﻣﻴـﺪهﻣﻲ ﺷﻮد.

بارزترین اختلاف نظر دولتها در تعریف تروریسم ، درباره ی مبارزات آزادی بخش مطرح گردیده است . در حالیکه برخی دولتها اعضای نهضت های مقاومت ملی در برابر اشغالگران و استعمارگران را مبارزان راه آزادی و استقلال به شمار می آورند  ، برخی دیگر آنها را تــروریست معرفی می کنند .البته در سال  میلادی 1937 با نظارت جامعه ملل کنوانسیون مربوط به جلوگیری و مبارزه با تروریسم تهیه شد ، اما هرگز به تصویب دولتها نرسید . در این کنوانسیون تروریسم عبارت است از : « اعمال جنـــایی علیه یک دولت به طوری که ماهیت یا هدف آن ایجاد وحشت در بین اشخاص معین ، گـــروهی از اشخاص یا مردم عادی است[16] .

پال ﭘﻴﻼر تروریسم را ﻋﻤﻠﻲ از ﭘﻴﺶ ﻃﺮاﺣﻲ ﺷﺪه ﺑﺎ ﺟﻬﺖ ﮔﻴﺮي ﺳﻴﺎﺳﻲ ﺑﺮ ﺿﺪ اﻫﺪافﻏﻴﺮﻧﻈﺎﻣﻲ از ﺳﻮي ﮔﺮوهﻫﺎي ﺧﺮده ﻣﻠﻲ و ﻋﻮاﻣﻞ ﻣﺨﻔﻲ ﻛﻪ ﺑﺮاي ﺗﺄﺛﻴﺮﮔﺬاري ﺑﺮﻣﺨﺎﻃﺒﺎن ﺑﻪ ﻛﺎر ﮔﺮﻓﺘﻪ ﻣﻲ ﺷﻮﻧﺪ، اﻃﻼق ﻣﻲ ﻧﻤﺎﻳﺪ .اﻳﻦ ﺗﻌﺮﻳﻒ داراي ﭼﻬﺎر ﻋﻨﺼﺮ اﺳﺎﺳﻲ اﺳﺖ :

1 - ترورﻳﺴﻢ ﻋﻤﻠﻲ اﺳﺖ از ﭘﻴﺶ ﻃﺮاﺣﻲ ﺷﺪه و ﻧﺎﺷﻲ از ﻓﻜﺮ و ﺗﺼﻤﻴﻢ ﻋﺪهاي ﻛﻪ ﻣﻲ ﺧﻮاﻫﻨﺪآن را اﻧﺠﺎم دﻫﻨﺪ ؛

2 - ﺗﺮورﻳﺴﻢ داراي ﺟﻬﺖﮔﻴﺮي ﺳﻴﺎﺳﻲ اﺳﺖ و ﺑﺎ دﻳﮕﺮ اﻧﮕﻴﺰهﻫﺎي ﻣﺎﻟﻲ ﻳﺎ اﻧﺘﻘﺎم ﺷﺨﺼﻲ و ...ﻓﺮق دارﻧﺪ . ﻣﺮﺗﻜﺒﻴﻦ اﻳﻦ اﻋﻤﺎل، اﻧﮕﻴﺰه ﻫﺎي ﻛﻼن دارﻧﺪ و ﻣﻲ ﺧﻮاﻫﻨﺪ وﺿﻊ ﻣﻮﺟﻮد را ﺗﻐﻴ ﻴﺮ دﻫﻨﺪ ؛

3 - اﻳﻦ ﺗﻌﺮﻳﻒ ﻣﺮﺑﻮط ﺑﻪ ﻗﺮﺑﺎﻧﻴﺎن ﺗﺮورﻳﺴﺖﻫﺎﺳﺖ ﻛﻪ ﺷﺎﻣﻞ اﻓﺮادي اﺳﺖ ﻛﻪ ﺗﻮاﻧﺎﻳﻲ دﻓﺎع ازﺧﻮد ﻧﺪارﻧﺪ ؛

4 -ﻣﺮﺑﻮط ﺑﻪ ﻣﺮﺗﻜﺒﺎن اﻋﻤﺎل ﺗﺮورﻳﺴﺘﻲ اﺳﺖ ﻛﻪ از ﮔﺮوهﻫﺎي ﻓﺮو ﻣﻠﻲ ﻳﺎ ﻋﻮاﻣﻠﻲ ﺳﺮ ي ﻫﺴﺘﺪ ﻛﻪﻛﺎرﺷﺎن از ﻋﻤﻠﻴﺎت ﻧﻈﺎﻣﻲ دوﻟﺖ ﻫﺎ و ﻛ ﺎرﺑﺮد آﺷﻜﺎر ﻧﻴﺮوﻫﺎي ﻧﻈﺎﻣﻲ ﺑﺮ ﺿﺪ اﻫﺪ اف ﻧﻈﺎﻣﻲ ﻣﺘﻤﺎﻳﺰاﺳﺖ[17] .

2-2 - گوﻧﻪ ﻫﺎي ﺗﺮورﻳﺴﻢ

گوﻧﻪ ﻫﺎي ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺗﺮورﻳﺴﻢ ﻋﺒﺎرﺗﻨﺪ از : ﻧﺨﺴﺖ ﺗﺮورﻳﺴﻢ دوﻟﺘـﻲ[18]ﻛـﻪ در اﻳـﻦ ﺷـﻜﻞ از ﺗـﺮورﺳﺎزﻣﺎنﻫﺎي دوﻟﺘﻲ و ﺣﻜﻮﻣﺘﻲ، ﺧﻮد ﺑﻪ ﻛﺸﺘﺎر ﺷـﻬﺮوﻧﺪان ﻣـﻲﭘﺮدازﻧـﺪ ؛ ﻣﺎﻧﻨـﺪ ﻋﻤﻠﻜـﺮد رژﻳـﻢ ﻫـﺎيﻣﺴﺘﺒﺪ و دﻳﻜﺘﺎﺗﻮر در ﻗﺒﺎل ﺷﻬﺮوﻧﺪان . دوم ﺗﺮورﻳﺴﻢ ﺑﻴﻦ اﻟﻤﻠﻞ[19]ﻛﻪ در آن ﺗﺮورﻳﺴﺖ ﻫﺎ ﺑﺎ ﭘـﺸﺘﻴﺒﺎﻧﻲﺑﺮﺧﻲ از دوﻟـﺖﻫـﺎ اﻗـﺪام ﺑـﻪ ﻋﻤﻠﻴـﺎت ﺗﺮورﻳـﺴﺘﻲ در دﻳﮕـﺮ ﻛـﺸﻮرﻫﺎ ﻣـﻲﻛﻨﻨـﺪ؛ از ﺟﻤﻠـﻪ ﭘـﺸﺘﻴﺒﺎﻧﻲﻓﺎﻻﻧﮋﻫﺎي ﻟﺒﻨﺎﻧﻲ از ﺳﻮي اﺳﺮاﺋﻴﻞ در ﺑﺮاﺑﺮ ﻣﺮدم ﻟﺒﻨﺎن. ﺳﻮم ﺗﺮورﻳﺴﻢ ﻣﺤﻠﻲ [20]ﻛﻪ در آن ﺗﺮورﻳﺴﺖ ﻫـﺎدر داﺧﻞ ﻛﺸﻮر ﺧﻮد ﺑﺮ ﺿﺪ ﺣﻜﻮﻣﺖ دﺳﺖ ﺑﻪ ﻋﻤﻠﻴﺎت ﺗﺮورﻳﺴﺘﻲ ﻣﻲزﻧﻨﺪ . ﭼﻬﺎرﻣﻴﻦ ﻧـﻮع آن ﺗﺮاﻧـﺰﻧﺸﻨﺎل ﺗﺮورﻳﺴﻢ ﻳﺎ ﺗﺮورﻳﺴﻢ ﺑﻴﻦ ﻣﻠﺘﻲ [21]اﺳﺖ . ﺗﺮورﻳﺴﻤﻲ ﻛﻪ در ﻗﺎﻟﺐ آن ﺗﺮورﻳﺴﺖ ﻫـﺎﻳﻲ از ﻣﻠﺘﻬـﺎيﻣﺨﺘﻠﻒ در ﻛﺸﻮرﻫﺎي دﻳﮕﺮ اﻗﺪام ﺑﻪ ﻋﻤﻠﻴﺎت ﺗﺮورﻳﺴﺘﻲ ﻣﻲﻛﻨﻨﺪ (ﻫﺮﺳﻴﭻ، 21). توضیح اینکه مصداق ﻫـﺎي ﺗﺮورﻳـﺴﻢ ﺗـﺎ ﺣـﺪي ﻣـﺒﻬﻢ ﻫـﺴﺘﻨﺪ ﻛـﻪ ﭘـﺎره اي ﮔﺮوﻫﻬـﺎ و اﻓـﺮاد زﻣـﺎﻧﻲ ﺑـﻪ ﻋﻨـﻮانﺗﺮورﻳﺴﺖ و زﻣﺎﻧﻲ دﻳﮕﺮ از ﻣﺒﺎرزان راه آزادي ﺷﻨﺎﺧﺘﻪ ﻣﻲ ﺷﻮﻧﺪ .( توجه به قضاوﺗﻬﺎي ارزﺷﻲ موثر می باشد [22] ) . ضمن اینکه باید  ﺑـﻴﻦ" ﻣﻘﺎوﻣـﺖ " ﻛـﻪ ﺟﻨﺒـﻪ ي ﻣـﺸﺮوعﺑﻜﺎرﮔﻴﺮي ﻧﻴﺮوي ﻧﻈﺎﻣﻲ و زور از ﻟﺤـﺎظ ﺣﻘـﻮق ﺑـﻴﻦاﻟﻤﻠـﻞ و ﺣﻘـﻮق ﺑـﺸﺮ اﺳـﺖ و ﺑـﺮاي ﻋﻤﻠﻜـﺮدﻣﺒﺎرزات آزادﻳﺒﺨﺶ ﺑﻜﺎر ﻣﻲرود ﺑـﺎ ﺗﺮورﻳـﺴﻢ ﻛـﻪ ﺑﻜـﺎرﮔﻴﺮي ﻧﺎﻣـﺸﺮوع زور ﺑـﺮاي اﻳﺠـﺎد ﺗـﺮس ودﺳﺖ ﻳﺎﻓﺘﻦ ﺑﻪ اﻫﺪاف ﻏﻴﺮﻗﺎﻧﻮﻧﻲ ﻣﻲ ﺑﺎﺷﺪ ﺗﻔـﺎوت ﻗﺎﺋـﻞ گردید.

2-3- مفهوم حقوقی تروریسم

در رابطه با مفهوم حقوقی کلمه تروریسم در برخی قوانین جزایی نیز به صراحت ذکر شده است . به عنوان نمونه ، در قانون کیفری فرانسه تروریسم اینگونه تعریف شده است ؛ عمل مجرمانه ای اطلاق شده است که بصورت فردی یا جمعی و با توسل به رعب و وحشت و به قصد برهم زدن شدید نظم عمومی ، ارتکاب می یابد » در این تعریف سه عنصر مهم وجود دارد :

1- استفاده از خشونت ( نیز تهدید به استفاده از خشونت ) ؛

2- با هدف ایجاد رعب و وحشت و عدم امنیت، اگرچه الزاماً جماعت مورد نظر دچار ترس و وحشت نگردند؛

3- ایجاد فضای سیاسی متشنج از طریق بی ثبات کردن نظم عمومی ؛

در حقوق جزای فرانسه براي نخستين بار در قانون جزايي 1994 جرائم تروريستي بصورت يك طبقه‌بندي مجزا مطرح شد و  قانون‌گذار علاوه بر اينكه جرائم تروريستي را در قالب و طبقه‌بندي جديد قرار داد، دو نوع جرم تروريستي جديدي را نيز كه در سال‌هاي اخير بشدت افزايش يافته بودند وارد جرائم تروريستي نمود كه عبارت بودند از جرائم تروريستي زيست محيطي و جرائم تروريستي عمومي. همینطور در حقوق کیفری ایران تروريسم از جرایم مجرمانه ی مهم عليه امنيت مي‌باشد ولی به صراحث تروریسم مطرح و جرم انگاری نگردیده است ولی تحت عنوان محاربه ، افساد فی الارض و بغی  موضوع مواد 279، 286و288 قانون مجازات اسلامی می توان تروریست ها را تعقیب کیفری نمود .

2-4-  منطقه خاورمیانه

اعراب مرزهای خاورمیانه از اقیانوس اطلس در غرب تا خلیج‌فارس در شرق می‌دانند. اما در تعریف وسیع‌تر، خاورمیانه تنها شامل کشورهای عرب نمی‌شود بلکه ایران، افغانستان، پاکستان و اسرائیل را نیز دربر می‌گیرد. به طور کلی، در زبان روابط بین‌الملل، امروزه خاورمیانه مترادف با نفت و اسرائیل است. خاورمیانه از مناطقی است که به دلیل برخورداری از ذخایر عظیم نفت، یک منبع انرژی برای جهان به شمار می‌رود . خاورمیانه همواره در طول تاریخ شاهد بحران‌های زیادی بوده و همواره سایه سنگین انواع دخالت‌های سیاسی ابرقدرت‌های گوناگون را در تاریخ خود داشته‌ است. در مورد دلیل بحران‌خیز بودن این منطقه دو دیدگاه وجود دارد: دیدگاه اول اوضاع منطقه را تحت‌تاثیر تحولات بین‌المللی می‌داند و دیدگاه دوم، این تحولات را زاییده شرایط داخلی می‌داند. امروزه نام خاورمیانه با مفاهیمی چون جنگ، بحران، تروریسم، طالبان، القاعده، اختلافات مذهبی، نژادی، قومی، مشکلات طبقاتی و بنیادگرایی همراه است. همین عوامل، بهانه حضور دائمی و همه‌جانبه قدرت‌های بزرگ در این منطقه شده استچالش‌های سیاست خارجی هر یک از کشورهای خاورمیانه شامل زمینه‌های تاریخی، نگرانی‌های داخلی و ساختارهای قدرت منطقه‌ای و جهانی این کشورها می‌باشد.باور است که آشوب و جنگ و منازعۀ موجود در منطقۀ خاورمیانه، صرفا نتیجۀ سیاست‌های اشتباه نیست، بلکه آنچه اتفاق افتاده و درحال وقوع است و احتمالا اتفاق خواهد افتاد به جهت راهبردی است که آمریکا و متحدانش ( اربابان منطقه ای ) در منطقه دنبال می‌کنند و تا زمانی که این راهبرد وجود دارد، منطقۀ روی آرامش به خود نخواهد دید. خاورمیانه همواره سایه سنگین انواع دخالت‌های سیاسی ابرقدرت‌های گوناگون را در تاریخ خود داشته‌ و تجر به نموده است.

2-5- تروریسم در غرب ایران

پژاک ؛ مخفف نام این گروه در ادبیات كردی پژاك برگرفته از اولین حرف هر كلمه (پارتی ژیانی ئازادی كوردستان)می باشد . گروهك پژاك كه یكی از ابزار های امریكابرای به وجود اوردن و نشان دادن گسست قومیتی  و تحرکات تشکیلاتی در جغرافیای ایران می باشد پژاک به عنوان شاخه ضدّ ايراني حزب کارگران کردستان ترکيه « پ.ک.ک» در سال 2003 توسط عثمان اوجالان برادر عبدالله اوجالان در دره‌هاي كوهستان قنديل کرکوک،  واقع در شمال عراق، تأسيس شد پژاک، مکان ثابتي ندارد و در مرزهاي شمال غرب ايران به صورت گروه هاي تيمي فعاليت مي‏کند. اين حزب اقدام‏هاي تروريستي خود را بيشتر در استان هاي مرزي کردستان، آذربايجان غربي، ايلام و کرمانشاه، شهرهاي مرزي خوي، سلماس و ماکو و بخشهای مرزی شمال عراق سازماندهي مي‏کند.و فعاليت اصلي آن، باجگيري، اخاذي و ترانزيت مواد مخدر است كه آنها خود اسم اين عمل را گمرك گذاشته‌اند.تجزیه طلبی از شاخصه‌های اصلی اقدامات تروریستی گروهک پژاک است و این گروهک نیز در راستاى اقدامات مشابه با پ.ک.ک، از سال 2003 تاکنون دهها تن از شهروندان بى‌گناه را در عملیات‌هاى ضدانسانى خود بویژه درناحیه شمال غرب کشور شهید نموده است.

ترور شهید عمر دادگر و فرزندش ، ترور دادستان خوی ، جنایت پلیس راه روانسر ( 19 قربانی) ، ترور شهید شورش پیروزی ، ملا سعید خوش منظر ، حکیم یاسینی ، محمد طالبی ، کورش دولتخواه و ... از نمونه جنایت های این گروه تروریستی در غرب ایران است .

2-6- ایلام قربانی تروریسم

شهید دکتر داریوش رضایی نژاد در صبح پنج شنبه 29 بهمن سال1356 در شهرستان آبدانان از شهرستانهای استان ایلام به دنیا آمد. وی همچنین در مهر ماه 1373 در رشته مهندسی برق، گرایش قدرت، در دانشگاه پذیرفته شد.  رضایی نژاد با قبولی در تمام مراحل آزمون دکترا سال 1390 در دانشگاه خواجه نصرالدین طوسی پذیرفته شد، ایشان در تاریخ 1/5/1390 توسط سرویس جاسوسی اسرائیل «موساد» که نتوانستند این دانشمند هسته ای پر توان و وطن دوست را تحمل کنند، به شهادت رسید .رضایی نژاد، به همراه همسر و دختر خردسالش، مقابل در خانه شان و در درون خودروی سواری خود مورد هدف تروریست ها قرار گرفت.  تروریست ها دو موتور سوار بودند که كلاه كاسكت داشتند و صورتشان دیده نمی شد. محل ترور وی یکی از کوچه های خیابان بنی هاشم است.

3- عوامل تروریسم

خاستگاه تروریسم چیست و کجاست؟ شناخت ریشه‌ها و علل تروریسم، علیرغم وجود ضعف در حقوق بین الملل، بهترین راه مبارزه با این پدیده خشونت‌بار می‌باشد. در این خصوص منطقه خاورمیانه به دلیل برخورداری از حساسیت ویژه و وجود بحران‌های حل نشده، از دیدگاه غرب زمینه‌ساز تهدیدات امنیتی و تروریستی است.دامنه حملات تروریستی به تمام نقاط جهان گسترش یافته و دیگر صرفا مختص یک منطقه و کشور خاص نیست. جنگ عراق هر چند به سرنگونی یک حکومت خودکامه انجامید ولی به شکل‌گیری گروه‌های تروریستی نیز بسیار کمک کرد. باید به جرات گفت که مهم‌ترین علل پدیده تروریسم خود ایالات متحده است. حادثه ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ اثر شگرفی بر سیاست خارجی آمریکا به‌ویژه در ارتباط با خاورمیانه برجای گذاشت و مسلمانان به‌عنوان عاملان این حادثه معرفی شدند. این درحالی بود که برخی کشورهای اسلامی ازجمله ایران در همان ابتدا، این حادثه تروریستی را محکوم کردند. از آنجا که فرقه‌های مختلفی در اسلام وجود دارد، لازم است نگاهی عمقی نسبت به جریان‌های اسلام‌گرایی رادیکال و احیاگر اسلامی شود.

ﺟﻬﺎﻧﻲ ﺷﺪن ﻓﺮآﻳﻨﺪ ي ﭘﻴﭽﻴﺪه اﺳﺖ ﻛﻪ از اﺑﻌﺎد ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺑﺮ ﺗﺮورﻳﺴﻢ ﺟﺪﻳﺪاﺛﺮﮔﺬارده اﺳﺖ . ﻋﻼوه ﺑﺮ ﺗﻘﻮﻳﺖ ﺗﻮاﻧﺎﻳﻲ ﻫﺎي عملیاتی ، ﺟﻬﺎﻧﻲ ﺷﺪن ﺳﺒﺐ اﻳﺠﺎد ﺑﺤﺮانﻫﻮﻳﺖ و ﺳﺮﺧﻮردﮔﻲدر ﻣﻴﺎن ﺑﺮﺧﻲ و اﻓﺮاد و ﮔﺮوه ﻫﺎ و ﻧﻬﺎﻳﺘﺎً ﺣﺮﻛﺖ ﺑﻪ ﺳﻤﺖﺗﺮورﻳﺴﻢ ﮔﺸﺘﻪ اﺳﺖ . ﻓﺮآﻳﻨﺪ ﺟﻬﺎﻧﻲ ﺷﺪن در اﺑﻌﺎد ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺳﻴﺎﺳﻲ، اﻗﺘﺼﺎدي،ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ و ﻓﻦ آوري ﺑﻪ ﻫﻤﺮاه ﻧﺤﻮه ﺗﺄﺛﻴﺮ ﻫﺮﻛﺪام ﺑﺮ اﻓﺮاد و ﮔﺮوه ﻫﺎ ي ﻣﺴﺘﻌﺪ ﺟﻬﺖ اﻧﺠﺎماﻗﺪاﻣﺎت ﺧﺸﻮﻧﺖ ﺑﺎر و ﺗﺮورﻳﺴﺘﻲ موثر واقع گردیده است  . ﺗﺮورﻳﺴﻢ ﺟﺪﻳﺪ در ﺷﺮاﻳﻂ ﻛﻨﻮﻧﻲ ﻣﺘﺄﺛﺮ از رﺷﺪ ﺳﺮﻳﻊ ﺑﺎزﻳﮕﺮان ﻏﻴﺮدوﻟﺘﻲ در اﺛﺮ ﺷﺮاﻳﻄﻲ اﺳﺖ ﻛﻪ ﺟﻬﺎﻧﻲ ﺷﺪن آن را ﺳﺒﺐ ﺷﺪه اﺳﺖ . ﺗﺤﻮﻻت ﺗﻜﻨﻮﻟﻮژﻳﻚ ﻛﻪ ﻣﺴﺘﻘﻴﻤﺎ به ﺟﻬﺎﻧﻲ ﺷﺪن ﻣﺮﺑﻮط اﺳﺖ ﺑﻪ ﮔﺮوه ﻫﺎ ي ﺗﺮورﻳﺴﺘﻲ ﺟﺪﻳﺪ ﻧﻈﻴﺮ اﻟﻘﺎﻋﺪه ﻛﻤﻚ ﻓﺮاواﻧﻲﻧﻤﻮده اﺳﺖ . در اﻳﻦ راﺳﺘﺎ ﮔﺮوه ﻫﺎ و اﻓﺮاد ﺗﻮاﻧﺴﺘﻪ اﻧﺪ : اوﻻً، ﺳﻼح ﻫﺎي ﻗﺪرﺗﻤﻨﺪﺗﺮي راﺑﺪﺳﺖ آورﻧﺪ . ﺛﺎﻧﻴﺎً، ﺗﺤﻮل ﻓﻮق اﻟﻌﺎد ه اي در ارﺗﺒﺎﻃﺎت و ﭘﺮداز ش اﻃﻼﻋﺎت بدستآورده اﻧﺪ . ﺛﺎﻟﺜﺎً، ﺗﻮاﻧﺎﻳﻲ ﻓﺮاواﻧﻲ در اﺳﺘﻔﺎده از ﺗﻜﻨﻮﻟﻮژي ﻫﺎي ﻏﻴﺮ ﻧﻈﺎﻣﻲ در ﺻﻨﺎﻳﻊ ﻧﻈﺎﻣﻲ کسب نمایند . 

3-1- عوامل اقتصادی

 رابرت گار ، لاکوئر ، میگوئل و ساتیانا نیز بر این باورند که تنگدستی در کنار دیگر عوامل اقتصادی به کارهای تروریستی   ,می انجامد . برﺧﻲ ﺍﺯ ﺩﺍﻧﺸﻤﻨﺪﺍﻥ ﺗﻨﮕﺪﺳﺘﻲ ﺭﺍ ﻋﻠﺖ ﺍﺳﺎﺳﻲ کارهای ﺧشونت آمیز می دانند (2002:2Kahn).به نظـر میگوئل

و سانتیا رابطه تنگاتنگی میان تنگدستی و اوضاع بد اقتصادی و رفتارهای خشونت آمیز وجود دارد ؛ وضع نابسامان اقتصادی می تواند مایه رفتارهای خشونت آمیز تروریستی شود ، بدین صورت که پاﻳﻴﻦ ﺁﻣﺪﻥ ﻇﺮﻓﻴﺖ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﻱ ﺩﻭﻟﺖ در شوﻛﻬﺎﻱ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﻱ، ﺑﺎﻋﺚ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ ﻛﻪ ﺟﻮﺍﻧﺎﻥ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻛﻪ دﺭ ﺗﻨﮕﺪﺳﺘﻲ ﺑﻪ ﺳﺮ ﻣﻲ ﺑﺮﻧﺪ ﻭ ﺍﻣﻜﺎﻥ ﻓﻌﺎﻟﻴﺖ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﻱ در ﺑﺨﺸﻬﺎﻱ ﺻﻨﻌﺘﻲ، ﻛﺸﺎﻭﺭﺯﻱ ، بازار  ﻭ... ﺭﺍ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ ، ﺑﻜﻮﺷﻨﺪ ﺍﺯ ﺭﺍﻫﻬﺎﻱ ﺧﺸﻮﻧﺖ آمیز به خواسته های خود برسند .ﺗﻨﮕﺪﺳﺘﻲ، ﻛﻤﺒﻮد آﻣﻮزش ﻳﺎ ﻣﺤﺮوﻣﻴﺖ و اﺣﺴﺎس ﻧﺒﻮد ﻋﺪاﻟﺖ اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ از دﻻﻳﻞ و رﻳﺸﻪ ﻫﺎي ﺗﺮورﻳﺴﻢ اﺳﺖ

3-2- عوامل مذهبی

عامل مذهب نقشی بسیار حاشیه ای در ایجاد تروریسم دارد . ﭘﺲ ﺍﺯ ﺭﻭﻳﺪﺍﺩﻫﺎﻱ ﺗﺮﻭﺭﻳﺴﺘﻲ 11 ﺳﭙﺘﺎﻣﺒﺮ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﮔﺮﻭﻫﻬﺎﻱ ﺗﻨﺪﺭﻭ ﺍﺳﻼﻣﻲ، ﻣﺬﻫﺐ ﺑﻌﻨﻮﺍﻥ ﻳﻚ ﻋﺎﻣﻞ ﻧﻴﺮﻭﻣﻨﺪ ﺩﺭ ﺗﺒﻴﻴﻦ ﺗﺮﻭﺭﻳﺴﻢ ﻣﻮﺭﺩ ﺗﻮﺟﻪ ﻗﺮﺍر گرفته است . اﺧﺘﻼف و ﺗﻀﺎدﻫﺎي ﻣﺬﻫﺒﻲ و اﻳﺪﺋﻮﻟﻮژﻳﻚ از ﻋﻮاﻣﻞ ﻛﺎرﺳﺎز در ﮔﺴﺘﺮش ﺗﺮورﻳﺴﻢ شناخته شد و دﻳﻦ، ﻣﺬﻫﺐ و اﻳﺪﺋﻮﻟﻮژي را ﻋﺎﻣﻞ ﺑﺴﻴﺎر ﻣﻬﻤﻲ در ﺑﺮاﻧﮕﻴﺨﺘﻦ اﺣﺴﺎﺳﺎت اﻧﺴﺎن و واداﺷﺘﻦ او ﺑﻪ ﻛﺎرﻫﺎي ﺟﺴﻮراﻧﻪ و از ﺟﺎن ﮔﺬﺷﺘﮕﻲ دانستند  . به نظر اینجانبان  اﻳﻦ رﻫﻴﺎﻓﺖ در ایجاد ﭘﺪﻳـﺪة ﺗﺮورﻳـﺴﻢ ﻧﺎﻛﺎرآﻣـﺪ اﺳـﺖ و ﻧﻤـﻲ تواند پدیده ترورﻳﺴﻢ را ﺑﻪ ﺣﺪ ﻛﺎﻓﻲ ﺗﻮﺿﻴﺢ و ﺗﻔﻬﻴﻢ ﻛﻨﺪ چرا که مذهب به معنای واقعی انسان را از کردار بد وا می دارد . لذا در این مقاله به دﻟﻴﻞ اﻳﻨﻜﻪ استکبار ﺑﻪ ﻟﺤﺎظ ﻧﻈﺮي رﻳﺸﺔ ﺗﺮورﻳـﺴﻢ رادر ﻧﺼﻮص دﻳﻨﻲ ﻣﻲ داﻧﺪ به عنوان عاملی هر چند ضعیف مطرح گردید ، در ﺣﺎﻟﻴﻜﻪ ﻟﺰوﻣﺎً ﻧﺼﻮص ﻫﺮ دﻳﻦ ﻳﺎ ﻣﺬﻫﺒﻲ اﻣﺮ ﺑﻪ ﺗﺮور ﻧﻤﻲ ﻛﻨﺪ [23] . ﻣـﺜﻼً ﻧﺼﻮص ﻣﺬﻫﺐ ﺷﻴﻌﻪ ﻧﻪ ﺗﻨﻬﺎ اﻣﺮ ﺑﻪ ﺗـﺮور اﻻ از ﻣﻮﺿـﻊ دﻓـﺎﻋﻲ ﻧﻤـﻲ ﻛﻨـﺪ، ﺑﻠﻜـﻪ آن را ﺗﺤـﺮﻳﻢ ﻣﻲ ﻛﻨﺪ [24] .

3-3- عوامل روانی

به اعتقاد بسیاری از جرم شناسان ، ﺑﺨﺶ ﺑﺰرﮔﻲ از ﺟﻨﺎﻳﺘﻜﺎران ﺳﻴﺎﺳـﻲ، اﻓـﺮادرواﻧﻲ و مجنون ﻣﻲ ﺑﺎﺷﻨﺪ  . روانشناسی جنایی معتقد است مجرمین اﺣﺴﺎس ﻣﺴﺌﻮﻟﻴﺖ ﺧﻮد را از دﺳﺖ داده اﻧﺪ و اﻳـﻦ ﺧﺼﻴـﺼﻪ آﻧﻬـﺎﻣﺠﺒﻮر ﻣﻲ ﻛﻨﺪ آﻧﭽﻪ اﺣﺴﺎس ﻣﻲ ﻛﻨﻨﺪ اﻧﺠﺎم دﻫﻨﺪآﻧﻬﺎ ﺑﻪ ﺷﺪت و ﺑﻪ ﻃﻮر ﻳﻘﻴﻦ ﺑﻪ ﺑﺎورﻫﺎي ﺷﺨﺼﻴﺘﻲدر ﺑﺮﺗﺮي ﺧﻮد ﺗﻜﻴﻪ ﻣﻲ ﻛﻨﻨﺪ .ﻛﺴﺎﻧﻲ ﻛﻪ از ﻗﺎﻧﻮن و ﺳﻴﺴﺘﻢ ﻧﺎراﺿﻲ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﺑﺎ ﺳﻮء ﻧﻴﺖ از ﻃﺮﻳﻖ ﺗﻘﺎﺑﻞﺑﻴﻤﺎران روا ﻧﻲ ﺑﺎ ﺟﺎﻣﻌﻪ و دوﻟﺖ ﺳﻬﻢ ﺧﻮاﻫﻲ ﻣﻲ ﻛﻨﻨﺪﺑـﻪ ﻃـﻮر ﺧﻼﺻـﻪ ﻣـﻲﺗـﻮان ﮔﻔـﺖ ﺑﻌـﻀﻲ اﻓـﺮاد ﻛـﻪ از ﻟﺤـﺎظ روﺣـﻲ رواﻧـﻲ و ﺟـﺴﻤﻲﺑﻴﻤـﺎرﻫﺴﺘﻨﺪﺧﺸﻮﻧﺖ را ﺑﺮاي ﻣﺒﺎرزه ﺑﺎ زﻧﺪﮔﻲ ﺑﻜﺎر ﻣﻲ ﺑﺮﻧﺪ.

اﻳﻦ ﭘﺪﻳﺪه از ﺳـﻮي اﻓـﺮادي ﺑـﻪوﻗﻮع ﻣﻲ ﭘﻴﻮﻧﺪد ﻛﻪ اﺳﺎﺳﺎً اﻳﻦ اﻓﺮاد دﭼﺎر ﻣﺸﻜﻼتﺷﺨﺼﻴﺘﻲ ﻫﺴﺘﻨﺪ و ﺗﻮاﻧﺎﻳﻲ ﺗﻄﺒﻴﻖ رفتارهای خود با جامعه را ندارند ،  از اﻳﻦ دﻳﺪﮔﺎه، ﻫﻴﭻ ﻋﻘﻼﻧﻴﺘﻲ در رﻓﺘﺎر ﺗﺮورﻳﺴﺖ ﻫﺎ ﻧﻬﻔﺘﻪ ﻧﻴـﺴﺖ ﻟـﺬااوﻻً، اﺳﺎﺳﺎً اﻳﻦ ﭘﺪﻳﺪه، ﭘﺪﻳﺪهاي ﻏﻴﺮﻋﻘﻼﻧـﻲ اﺳـﺖ و ﺛﺎﻧﻴـﺎً ﺑـﺎ ﻫـﻴﭻ ﻣﻌﻴـﺎر و رﻫﻴﺎﻓـﺖ ﻋﻘﻼﻧـﻲﻧﻤﻲ ﺗﻮان اﻳﻦ ﭘﺪﻳﺪه را ﺗﻮﺿﻴﺢ و ﺗﺤﻠﻴﻞ ﻛﺮد . در ﻧﺘﻴﺠﻪ ﺗﺎ ﺑﻪ اﻣﺮوز ، ﻣﺘﺨﺼﺼﺎن ﺑﺮﺟﺴﺘﻪ در زﻣﻴﻨﻪرواﻧﺸﻨﺎﺳﻲ ﺗﺮورﻳﺴﺖ ﻫﺎ ... {ﻣﺨﺼﻮﺻﺎً ﺗﺮورﻳﺴﺖ ﻫﺎي اﻧﺘﺤﺎري}، ﺗﺮورﻳﺴﺖ ﻫـﺎ را ﺑـﻪ ﻋﻨـﻮاناﻓﺮاد آﻣﻮزش ﻧﺪﻳﺪه، ﺑﻴﻜﺎر، ﻣﻨﺰوي ) از ﻟﺤﺎظ اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ( و ﻛﺴﺎﻧﻴﻜﻪ در ﺳﻨﻴﻦ ﻧﻮﺟﻮاﻧﻲ ﻫـﺴﺘﻨﺪ  وﻛﻤﺘﺮ از 20 ﺳﺎل دارﻧﺪ ﻣﻌﺮﻓﻲ ﻣﻲ ﻛﺮدﻧﺪ .

 3-4- عوامل سیاسی

قوي ﺗﺮﻳﻦ رﻫﻴﺎﻓﺘﻲ ﻛﻪ ﺗﺎ ﺑﻪ اﻣﺮوز ﺑﺮاي ﺗﺤﻠﻴﻞ ﭘﺪﻳﺪة ﺗﺮورﻳﺴﻢ ﺑﻮﺟﻮد آﻣﺪه اﺳـﺖ، رﻫﻴﺎﻓـﺖ ﻣﻨﻄﻘـــــﻲ ـ ﻋﻘﻼﻧـــﻲ است[25] نداشتن ﻓﺮﺻﺖ ﺳﻴﺎﺳﻲ، ﺗﻠﻘﻲ ﻏﻴﺮﻗﺎﻧﻮﻧﻲ ﺑﻮدن رژﻳﻢ ، ﻧﺎﺑﺮاﺑﺮي اﻗﺘﺼﺎدي، بی ثباتی اجتماعی ناشی از فرآیندهای ﻣﺪرﻧﻴﺰاﺳﻴﻮن از ﻋﻮاﻣﻞ ﺗﺴﺮﻳﻊ ﻛﻨﻨﺪه اﻋﻤﺎل ﺗﺮورﻳﺴﺘﻲ بشمار می آیند.

از ﻧﻈﺮ ﭘﻴﭗ ﻣﻨﻈﻮر از رﻫﻴﺎﻓﺖ ﻣﻨﻄﻘـﻲ ـ ﻋﻘﻼﻧـﻲ اﻳـﻦ اﺳـﺖ ﻛـﻪﭘﺪﻳﺪة ﺗﺮورﻳﺴﻢ از ﻳﻚ ﻣﻨﻄﻖ راﻫ ﺒﺮدي اﺳﺘﺮاﺗﮋﻳﻚ  ﭘﻴﺮوي ﻣﻲ ﻛﻨﺪ . ﺑﺪﻳﻦ ﻣﻌﻨﺎ ﻛﻪ اوﻻً، ﺗﺮورﻳﺴﻢﻫﺪﻓﻤﻨﺪ اﺳﺖ و در ﺗﻼش ﺑﺮاي دﺳﺘﻴﺎﺑﻲ ﺑﻪ ﻳﻚ ﻫﺪف ﺳﻴﺎﺳﻲ، ﺗﻮﺳـﻂ ﺗﺮورﻳـﺴﺖ ﻫـﺎ ﺑـﻪ ﻛـﺎرﮔﺮﻓﺘﻪ ﻣﻲ ﺷﻮد . در ﻧﺘﻴﺠﻪ ﺗﺮورﻳﺴﻢ ﺣﺎﺻﻞ ﻧﻔﺮتﻫﺎي دﮔﻤﺎﺗﻴﺴﺘﻲ و ﻳﺎ ﻧﺎداﻧﻲ اﻓﺮاد ﻏﻴﺮﻣﻌﻘﻮل ﻛـﻪ ﺑﻪ ﻃﻮر ﺗﺼﺎدﻓﻲ اﺗﻔﺎق اﻓﺘﺎده ﺑﺎﺷﺪ، ﻧﻴﺴﺖ ﺑﻠﻜﻪ درﺻﺪد رﺳﻴﺪن ﺑﻪ ﻫﺪف ﻣﻌﻴﻦ و ﻣﺸﺨﺺ ﻛﻪ ازﺳﻮي ﺗﺮورﻳﺴﺖ ﻫﺎ ﺗﻌﻴﻴﻦ ﺷﺪه  بلکه در فرآیند رسیدن به اهداف سیاسی خود حسابگرانه اﺳﺖ، اﺗﻔﺎق ﻣﻲ اﻓﺘﺪ و ﻫﺪف آن ﻋﺒﺎرت اﺳﺖ از ؛ ﻛﺎرﺑﺮد ﺗﻬﺪﻳـﺪﺗﻨﺒﻴﻪ ﺑﺮاي ﻣﺠﺒﻮر ﺳﺎﺧﺘﻦ دوﻟﺖ ﻣﻮرد ﻧﻈﺮ ﺑﻪ ﻣﻨﻈﻮر ﺗﻐﻴﻴﺮ ﺳﻴﺎﺳﺘﮕﺬاري در آن دوﻟﺖ ﺧﻮد ﺑﻮﻳﮋه ﻣﻮﺟﺐ ﻣﻲ ﺷﻮد ﻛـﻪ دوﻟـﺖ ﻫـﺎي دﻣﻮﻛﺮاﺗﻴـﻚ ﻧﻴﺮوﻫـﺎي ﺧـﻮد را از ﺳـﺮزﻣﻴﻨﻲ ﻛـﻪ تروﻳﺴﺘﻬﺎ آن را ﺳﺮزﻣﻴﻦ ﻣﺎدري ﺧﻮد ﻣﻲ داﻧﻨﺪ، ﻋﻘﺐ ﺑﻜﺸﻨﺪ         ترورﻳﺴﻢ اﻧﺘﺤﺎري ﺑﺪﻧﺒﺎل دﺳﺘﻴﺎﺑﻲ ﺑﻪ اﻫﺪاف ﺧﺎص ﺳﻴﺎﺳـﻲ می دانند و ﺑـﺴﺘﻪ ﺑـﻪ ﻣﻴـﺰاندﺳﺖﻳﺎﺑﻲ ﺑﻪ اﻫﺪاف ﺧﻮد، ﺷﺪت ﺣﻤﻼت ﺗﺮورﻳﺴﺘﻲ را ﻛﻢ ﻳﺎ زﻳﺎد ﻣﻲ ﻛﻨﺪ.                                                                                                  

4- چالشها

چالش کار در حوزه تروریسم به دو مبحث برمی گردد ؛ یکی تعریف تروریسم و دیگری رویکرد واحد بین المللی کیفری در واکنش به این پدیده است .در عصر حاضر ؛ تروریسم، جهانی می‌اندیشد و جهانی عمل می‌کند. این تحول در ماهیت تروریسم ناشی از انقلاب در اطلاعات و فناوری ارتباطات موجب شده تا گروه‌های تروریستی برای رسیدن به اهداف خود در عصر جهانی شدن، با استفاده از فناوری ارتباطات از قبیل اینترنت، ماهواره و ... نبرد رودررو و همگون را به جنگ ناهمگون تبدیل کنند. با گسترش روزافزون رویدادها و حوادث تروریستی و تنوع شبکه‌ای آن، دولت‌ها و نهادهای بین‌المللی تمام تلاش خود را کرده‌اند تا به تناسب شیوه‌های مختلف توسل به اقدامات تروریستی، راه‌حلی را برای مهار و سرکوبی آن اتخاذ نمایند. ولی متأسفانه بدلایل سیاسی و نگرشی و منافع دولتها حاصل تلاش نهادهای بین‌المللی که عبارتند از نزدیک نمودن مواضع حقوقی کشورها و تصویب کنوانسیون‌ها و صدور قطعنامه‌هایی توسط نهادهای مسئول بی نتیجه مانده و مهمترین چالش‌های حقوقی پیشگیری و مقابله ی کیفری با تروریسم در حال حاضر موجود است. .

5- پیامدها و نتایج تروریسم

همانطوریکه مطرح گردید ، اﺳﺎﺳﺎً ﺗﺮورﻳﺴﻢ ، اﺳﺘﻔﺎده ﻏﻴﺮﻗﺎﻧﻮﻧﻲ از ﺧﺸﻮﻧﺖ ﻳﺎ ﺗﻬﺪﻳﺪ ﺑﻪ ﺧﺸﻮﻧﺖ ﺑﺮ ﺿﺪ اﺷﺨﺎص ﻳﺎ اﻣﻮال ﺑﻪﻗﺼﺪ اﻫﺪاف ﺳﻴﺎﺳﻲ ﻳﺎ اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ اﺳﺖ . ﮔﺮوﮔﺎن ﮔﻴﺮي، آدمرﺑﺎﻳﻲ، ﻗﺘﻞ ﺳﻴﺎﺳﻲ و ﺗﺮور، ﻫﻮاﭘﻴﻤﺎرﺑﺎﻳﻲ،ﺧﺮاﺑﻜﺎري، ﺑﻤﺐﮔﺬاري و ﺗﻴﺮاﻧﺪازي ﺑﻪ اﻓﺮاد، اﻣﺎﻛﻦ و ﻧﻬﺎدﻫﺎي ﺳﻴﺎﺳﻲ، اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ،ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ و ﻋﻠﻤﻲ ازﺟﻤﻠﻪ روش ﻫﺎ و ﺗﻜﻨﻴﻚ ﻫﺎي ﺗﺮورﻳﺴﺖ ﻫﺎﺳﺖ ﻫﺪف از ﺗﺮورﻳﺴﻢ، اﻳﺠﺎد رﻋﺐ و وﺣﺸﺖ ﻳﺎ واداﺷﺘﻦﺣﻜﻮﻣﺖ، اﻓﺮاد ﻳﺎ ﮔﺮوهﻫﺎ ﺑﻪ ﺗﻐﻴﻴﺮ رﻓﺘﺎر ﻳﺎ ﺳﻴﺎﺳﺖ ﻫﺎي آﻧﻬﺎ اﺳﺖ.اﻫﺪاف اﺳﺎﺳﻲ ﻛﻪ ﺗﺮورﻳﺴﺖ ﻫﺎ دﻧﺒﺎل ﻣﻲ ﻛﻨﻨﺪ ﻋﺒﺎرﺗﻨﺪ از: ﺗﻐﻴﻴﺮ رژﻳﻢ ﺳﻴﺎﺳﻲ ، ﺗﻐﻴﻴﺮ ﻗﻠﻤﺮو ﺟﻐﺮاﻓﻴﺎﻳﻲ ﺣﻜﻮﻣﺖ ، ﺗﻐﻴﻴﺮ رژﻳﻢ ﺳﻴﺎﺳﻲ ، ﺗﻐﻴﻴﺮ ﻗﻠﻤﺮو ﺟﻐﺮاﻓﻴﺎﻳﻲ ﺣﻜﻮﻣﺖ ، ﺗﻐﻴﻴﺮ ﺳﻴﺎﺳﺖ و ﺧﻂ ﻣﺸﻲ دوﻟﺖ ﻫﺎ ، ﻛﻨﺘﺮل ا ﺟﺘﻤﺎﻋﻲ و ﺣﻔﻆ وﺿﻊ ﻣﻮﺟﻮد ، ضدیت با دمکراسی ، رواج فرقه گرایی ، مخالفت با دینداری ، نقض حقوق بشر، از بین بردن منابع اقتصادی و زیر ساختها .

6- مقابله با تروریسم

اﮔﺮ ﺑﺨﻮاﻫﻴﻢ رﻳﺸﻪ ﺗﺮورﻳﺴﻢ را ﺑﺨﺸﻜﺎﻧﻴﻢ ﻣﻲ ﺑﺎﻳﺴﺘﻲ ضمن شناخت ﻋﻮاﻣﻞ ﺑﻮﺟﻮد آورﻧﺪه ي تروریسم ، رویکرد سیاسی و حقوقی واحدی ( اجماع جامعه ی جهانی )  در جهت حذف این عوامل را داشته باشیم .  ﺑﺮﻗﺮاري ﺣﻜﻮﻣﺖ دﻣﻜﺮاﺗﻴﻚ، اﻳﺠـﺎد ﺟﺎﻣﻌـﻪ ﻣـﺪﻧﻲ ﭘﻮﻳـﺎ در ﻣﺤﻴﻄـﻲ رﻗﺎﺑـﺖآﻣ ﻴـﺰ ﺑـﺮايﻣﺒﺎرزهي ﻗﺪرت و اﻳﺠﺎد ﺗﺴﺎﻫﻞ و ﺗﺴﺎﻣﺢ و ﻧﻘﺪﭘﺬﻳﺮي در ﺟﺎﻣﻌﻪ ، تعریف و جرم انگاری بین المللی و داخلی تروریسم و ... از مسائلی هستند که باید به آنها در مقابله با تروریسم توجه داشته باشیم .

 6-1- رویکرد سیاسی

جامعه جهانی از دیرباز به تروریسم به‌عنوان یک پدیده نابهنجار و غیر انسانی که به‌طور جدی امنیت جهانی را تهدید می‌کند نگریسته است. به علت عواقب خطرناک این پدیده ، برای مقابله با این معضل، تلاش‌های زیادی از سوی جهانیان انجام گرفته است. با گسترش دامنه فعالیت‌های تروریستی در جهان، دولت‌ها و نهادهای بین‌المللی درصدد مقابله با آن برآمدند. در این راستا سازمان ملل متحد و شورای امنیت به‌عنوان رکن مدافع امنیت و صلح جهانی نقش ویژه‌ای را در مبارزه با تروریسم جهانی برعهده دارند.

6-2- رویکرد حقوقی

مجمع عمومي سازمان ملل متحد براي اولين بار موضوع تروريسم را به صورت يک موضوع مستقل در سپتامير 2791، برپايه ابتکار دبير کل وقت، کورت والدهايم و به دنبال حوادث فرودگاه الد در اسرائيل و گروگانگيري ورزشکاران اسرائيلي در  بازي هاي  تابستانی المپیک مونیخ (1972) مورد توجه قرار داد[26] .

در سال 1996، کميته ويژه اي از سوي مجمع عمومي سازمان ملل تأسيس شد تا پیگیرهاي لازم را در خصوص تدوين يک کنوانسيون جامع در زمينه روش های  مقابله با تروریسم بین المللی بعمل آورد. متعاقباً در سال 1999 دبیر کل سازمان ملل نیز بر پایه گزارش کمیته حقوقی ( ششم) قطعنامه ای را تحت عنوان اقدام برای حذف تروریسم بین المللی در فوریه 2000  به تصويب رساند .

به دنبال حوادث يازده سپتامير 1002، موضوع مبارزه با تـــروريسم در سطح جهان و سازمان ملل تحرک قابل ملاحظه ای یافت مجمــع عمـــومي سازمان ملل گام هاي متعددی را در این رابطه برداشت . رئيس مجمع عمومي طي بيانيه اي در 5 اکتبر 2001 اعلام کرد نخستین وظیفه ای که جامعــه بین المللی در پیش رو دارد عبارت از اقـــدام به ايجاد يک چارچوب قانوني مؤثر براي جلوگيري و حذف تروريسم است[27] . از ورود شورای امنیت به بحث تروریسم می توان به حواث پس از 11 سپتامبر اشاره داشت  شوراي امنیت بصورت جدی پس از این رویداد تروریستی وارد مبارزه با تروریسم شد . روز 12 سپتامبر ، شورای امنیت قطعنامه 1363( 2001) را به تصویب رساند و طی آن اجمالاً فعالیت های تروریستی را محکوم کرد . در 28 سپتامبر ، شورای امنیت مجدداً ضمن محکوم نمودن حاثه یازده سپتامبر قطعنامه ی 1373( 2001) را تصویب کرد و استراتژی سازمان ملل را در رویکرد مبارزه با ترور یسم ترسیم نمود .  شورا براي نظارت بر روند اجراي قطعنامه از دول عضو خواست تا گزارشي را طي 90 روز از مجموعه فعاليتهاي خود در موضوع مبارزه با تروريسم تسليم شورا کنند و براي نظارت بر اين اجرا , کميته ضد تروريسم  را تأسیس  کرد  .

شوراي امنيت در 21 نوامبر 1002 نيز قطعنامه اي را به تصويب رساند و طي آن به صراحت اعلام کرد تروريسم بين المللي يکي از خطرناکترين مسائل در قبال صلح و امنیت بین المللي در قرن 12 است و چالشي براي مجموعه دول و جامعه بشريت تلقی می شود . اعضاي شوراي امنيت در اين قطعنامه بر محکوميت بدون قيد و شرط فعاليت های تروريستي به عنوان مصداق اعمال جنايي و غير قابل توجيه و بدون توجه به انگيزه های آن تأکيد کردند. شوراي امنيت در اين قطعنامه بر چند نکته تأکيد کرد[28] :

1- مغايرت فعاليتهاي تروريستي با اهداف و اصول منشور ملل متحد،

2- ضرورت همکاري ميان دول عضو در مبارزه با تروريسم بين الملل،

توسط دولتها .  3-درخواست تصويب کنوانسيون ها و پروتکل هاي مرتبط با موضوع تروريسم

4- ضرورت تقویت فعالیتهاي کميته ضد تروريسم

شوراي امنيت در قطعنامه 0451 در 82 آوريل 4002 در قالب فصل هفتم منشورملل متحد، تمامي کشورها را ملزم به اعمال نظارت هاي مؤثر بر مواد، تجهيزات،فناوري هاي مرتبط با سالح هاي کشتار جمعي کرد و به عبارتي رژيم مبارزه با تروریسم را با رژیم خلع سلاح هسته ای گره زد. اقدامات مجمع عمومی سازمان ملل متحد در جهت مبارزه با تروریسم ریشه در کنوانسیون های پنجگانه دارد .

الف- کنوانسيون راجع به جلوگيري و مجازات جرائم عليه اشخاص مورد حمایت بین المللی از جمله مأمورین دیپلماتیک.(19 ماده ) [29].

ب-  کنوانسیون بین المللی ممنوعیت گروگانگيري [30]

پ- کنوانسیون بین المللی مقابله با بمب گذاری های تروریستی ، نیویورک ، 12 دسامبر 1997( 1 مقدمه و 24 ماده ) .

ت- کنوانسیون بین المللی مقابله با تأمین مالی تروریسم ( مجمع عمومی ، قطعنامه 109/54، 9 دسامبر 1999) ( 1مقدمه و 28 ماده ) [31] .

ر-کنوانسیون مونترال 1971 راجع به جلوگیری از اقدامات غیرقانونی علیه امنیّت هواپیمایی کشوری .

ضمن اینکه معاهدات مربوط به حقوق بین الملل بشردوستانه[32] بدون ارائه تعریفی از تروریسم ، اقدامات تروریستی را ممنوع نموده اند از جمله :حقوق بشر دوستانه و مبارزه با تروریسم .

 . 7- تروریسم و دادگاه بین الملل کیفری

گسترش روز افزون اقدامات تروریستی ( 11سپتامبر 2001در نیوییورک ، 12 اکتبر 2002در بالی ، 11 مارس 2004 در قطار مادرید ، 7 جولای 2005 در لندن ، 27 نوامبر 2009 در مسکو و 29 مارس 2010 در قطار مسکو- سنت پترزبورگ و .....اخیراً گروههای تروریستی داعش ، جیش العدل و.....) مذاکرات حقوقی بسیاری از قبیل بررسی دقیق سازوکارهای حقوقی موجود در حقوق بین الملل کیفری برای واکنش به چنین اقداماتی صورت گرفته است و جرم انگاری تروریسم به عنوان جرایم ضد بشری در پی واکنش کیفری به این پدیده مذاکرات بسیار و بحث های جدی داشته است .

اقدامات تروریستی و چالش‌های ناشی از آن موجب گردیده جامعه بین‌المللی اسناد متعددی را در مواجهه با آنها به تصویب رساند. در چارچوب تصویب اساسنامة رُم در سال 1998 و تأسیس دیوان کیفری بین‌المللی، سازوکاری برای مقابله با جرایم بین‌المللی مورد اهتمام مقرر گردید. در سال 1994، کمیسیون حقوق بین‌الملل در خصوص پیش‌نویس دیوان کیفری بین‌المللی، پیشنهادی مبنی بر درج یک طبقة دیگر از جرایم در چارچوب صلاحیت قضایی دیوان از جمله «جرایم معاهداتی» شامل تروریسم، قاچاق مواد، آپارتاید و تخلف فاحش و شدید از کنوانسیون‌های چهارگانة 1949 ژنو را ارائه کرد که عدم توافق ‌نظر در این رابطه، موجب گردید تروریسم در چارچوب صلاحیت قضایی دیوان قرار نگیرد. اساسنامه دیوان کیفری بین­المللی با نام رسمی اساسنامه رم درباره دیوان کیفری بین­المللی از یک مقدمه و 13 فصل تشکیل شده که در قالب 128 ماده تنظیم شده است[33] . اساسنامه با یک سند نهایی که به تاریخچه اقدامات مجمع عمومی سازمان ملل در مورد تأسیس دیوان پرداخته همراه می­باشد. همچنین اساسنامه به همراه قطعنامه­ای مصوب کنفرانس رم، اسامی دولت­ها و سازمان­های غیر دولتی شرکت کننده در کنفرانس است. اساسنامه سند رسمی سازمان ملل متحد محسوب می­شود و از این جهت به تمام زبان­های رسمی سازمان ملل (انگلیسی – فرانسه – عربی – چینی – اسپانیولی- روسی) تنظیم شده که همگی از سندیت و ارزش یکسان برخوردارند.اساسنامه معاهده­ای چند جانبه و بین­المللی است که دارای ماهیتی الزام آور بوده و رعایت مفاد آن بر اعضا الزامی است. تاکنون 139 کشور اساسنامه مزبور را امضا نمودند که از این میان 114 کشور آن را تأیید و تصویب کرده­اند [34].

بر اساس ماده ۵ اساسنامه رم [35]، دیوان بین‌المللی کیفری به ۴ گروه از جرایم اشخاص حقیقی رسیدگی می‌کند که «جدی‌ترین جرایم از نظر جامعه بین‌المللی در تمامیت آن» توصیف شده‌اند .جرایم تحت صلاحیت دیوان؛ طبق بند 1 ماده 5 اساسنامه جرایم نسل کشی (The crime of Genocide) ، جرایم علیه بشریت (Crimes Against Humanity)، جرایم جنگی (war Crimes) و جرایم تجاوز (The Crime of Aggression) تحت صلاحیت دیوان قرار دارند.

در چهارچوب تصويب اساسنامه رُم در سال 1998 و تاسيس ديوان كيفري بين المللي، سازوكاري براي مقابله با جرايم بين المللي مورد توجه قرار گرفت. در سال 1994، كميسيون حقوق بين الملل در خصوص پيش‌نويس ديوان كيفري بين المللي، پيشنهادي مبني بر درج يك طبقه ديگر از جرايم در چهارچوب صلاحيت قضايي ديوان از جمله «جرايم معاهداتي» شامل تروريسم، قاچاق مواد، آپارتايد و تخلف فاحش و شديد از كنوانسيون هاي چهارگانه 1949 ژنو را ارائه كرد كه عدم توافق نظر در اين رابطه، موجب شد تروريسم در چهارچوب صلاحيت قضايي ديوان قرار نگيرد. صلاحیت دیوان کیفر ی بین الملل بر مبنای اصل صلاحیت سرزمینی و اصل صلاحیت شخصی پایه ریزی شده است . ماده 12 اساسنامه ی دیوان ، اصل صلاحیت سرزمینی را اعلام می دارد[36] . دیوان ممکن است بدون در نظر گرفتن تابعیت مجرمین نسبت به جرایم ارتکابی در سرزمین دولت عضو اعمال صلاحیت کند [37]. با توجه به این اصل مجرم دارای مسولیت کیفری در برابر دیوان است . حتی اگر دولت متبوع وی عضو اساسنامه دیوان نباشد .

دومین اصل موجد صلاحیت دیوان بر تابعیت مجرم استوار است [38]. اگر یکی از اتباع دولتهای عضو مرتکب یکی از جرایم داخل در صلاحیت دیوان شود ، می شود آنها را مورد تعقیب قرار داد .موضوع دیگر بحث تکمیلی بودن صلاحیت دیوان است . صلاحیت تکمیلی دیوان نسبت به محاکم ملی؛ در مقدمه و ماده 1 اساسنامه تصریح شده که دیوان کیفری بین­المللی مکمل محاکم کیفری ملی است و بنابراین اساسنامه رم صلاحیت رسیدگی به جرایمی را که مطابق قوانین داخلی کشورها به محاکم­ملی اعطا شده، نفی نمی­نماید بلکه دیوان تکمیل کننده صلاحیت محاکم ملی است ودر ماده 17 اساسنامه مواردی آمده که در آنها دیوان مکلف شده موضوعی که به آن ارجاع شده را غیر قابل پذیرش اعلام نماید.

8- ارتباط تروریسم با جرایم در صلاحیت دیوان

در تعريف اين دسته از جنايات در صلاحیت دیوان بيان شده است: هريك از اعمال مشخص شده در بند ۱ماده ۷ اساسنامه است كه در قالب حملهاي گسترده يا سازمان يافته عليه يك جمعيت غير نظامي و با علم به آن حمله ارتكاب مييابند. حمله گسترده و سازمان يافته شامل رفتاري ميشود كه عليه هر جمعيت غير نظامي در تعقيب يا پيشبرد سياست يك دولت يا يك سازمان انجام ميگيرد. مفهوم سازمان یافته در دادگاه کیفری بین المللی رواندا اینگونه تعریف شده است : کاملاً دارای یک نظم سازمانی است و از الگو و طرح منظم و با قائده بر مبنای یک سیاست عمومی پیروی می کند که منابع اساسی عمومی یا خصوصی را درگیر می نماید . در بحث تروریسم چون تمامی حملات توسط یک گروه انجام می شود و فاصله زمانی میان این حملات مانع از آن است که نشانگر یک الگوی منظم باشد لذا در صورت عدم داشتن سازمان منظم و عدم گستره ی لازم ، نمی توان ترور را به عنوان جرم علیه بشریت شناخت . لذا لازم است که امکان تعقیب تروریست ها را بدون اثبات اینکه موضوع اعمال تروریستی ، قسمتی از یک حمله گسترده یا سازمان یافته بوده را فراهم نمود چرا که با شمول جرایم تروریستی در ماده 7 اساسنامه بعضی از تروریست ها بدلیل نداشتن چنین اوصافی تعقیب نخواهند شد. طبق ماده ي ۷ اساسنامه ي ديوان[39] از مصاديق اين اعمال مي توان به قتل ، ريشه كن كردن ، به بردگي گرفتن ، اخراج يا كوچ اجباري يك جمعيت ، شكنجه ، تجاوز جنسي . برده گيري جنسي ، فاحشگي اجباري ، حاملگي اجباري ، عقيم كردن اجباري ، ناپديد كردن اجباري ، تبعيض نژادي ، حبس كردن يا ايجاد محروميت شديد آزادي جسماني بر خلاف قواعد اساسي حقوق بين الملل ، تعقيب و آزار مداوم گروه يا مجموعه اي مشخص به دلايل سياسي . نژادي . ملي ، قومي ، فرهنگي  .

جرايم عليه بشريت از زمان عهد نامه ورساي شناخته شدهاند، اما زمان تبلور مشخص آن در اساسنامه دادگاه نورنبرگ بود. البته تاكنون جرايم عليه بشريت در يك سند چند جانبه به طور مشخص نيامده است. با وجود اين برخي مواد آن در اساسنامههاي دادگاههاي كيفري بينالمللي براي يوگسلاوي سابق و رواندا ديده ميشود. به هر حال اجزاء متغير جنايت عليه بشريت قبل از ايجاد اساسنامه در تحولات بينالمللي حقوقي عرفي و حقوق قراردادي شكل گرفته است.

 سه عامل وقوع حمله عليه جمعيت غير نظامي، گستردگي يا سازمان يافتگي حمله و علم به حمله براي تحقق جنايات عليه بشريت مهم ضروري مي باشند.جرايم عليه بشريت هم ميتوانند در زمان صلح و هم در زمان يك مخاصمه مسلحانه بوقوع بپيوندند. اين مخاصمه ميتواند بينالمللي يا غير بينالمللي باشد بعلاوه هم ميتواند توسط نيروهاي دولتي و يا توسط منابع غير دولتي ارتكاب يابد .

 

اقدامات تروریستی و چالش های ناشی از آن موجب گردیده جامعه بین المللی اسناد متعددی را در مواجهه با آنها به تصویب رساند. در چارچوب تصویب اساسنامه رُم در سال 1998 و تاسیس دیوان کیفری بین المللی، سازوکاری برای مقابله با جرایم بین المللی مورد اهتمام مقرر گردید. در سال 1994، کمیسیون حقوق بین الملل در خصوص پیش نویس دیوان کیفری بین المللی، پیشنهادی مبنی بر درج یک طبقه دیگر از جرایم در چارچوب صلاحیت قضایی دیوان از جمله «جرایم معاهداتی» شامل تروریسم، قاچاق مواد، آپارتاید و تخلف فاحش و شدید از کنوانسیون های چهارگانه 1949 ژنو را ارائه کرد که عدم توافق نظر در این رابطه، موجب گردید تروریسم در چارچوب صلاحیت قضایی دیوان قرار نگیرد. با وجود این، مطابق استدلال مقاله حاضر، این اقدامات می توانند در چارچوب تعریف یکی از جرایمی قرار گیرند که پیشتر در صلاحیت قضایی دیوان قرار گرفته اند؛ یعنی جرایم ضد بشری.

از اﯾﻦ رو ، ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻣﯽ رﺳﺪ ﺟﺮم اﻧﮕﺎري ﺗﺮورﯾﺴﻢ از ﻃﺮﯾﻖ درج در اﺳﺎﺳﻨﺎﻣﮥ دﯾﻮان ﮐﯿﻔﺮي ﺑﯿﻦ اﻟﻤﻠﻠﯽ ، ﻣﯽ ﺗﻮاﻧﺪ ﺗﺎ ﺣﺪودي از ﮔﺴﺘﺮش ﺗﺮورﯾﺴﻢ ﻣﻤﺎﻧﻌﺖ ﺑﻪ ﻋﻤﻞ آورد. اﻟﺒﺘﻪ، ﺗﺤﻘﻖ اﯾﻦ اﻣﺮ ﻣﺴﺘﻠﺰم وﺟﻮد ﺳﺎزوﮐﺎرﻫﺎي ﻣ ﺆ ﺛﺮ و ﮐﺎر آ ﻣﺪ در ﻧﻈﺎم ﺑﯿﻦ اﻟﻤﻠﻞ و رﻋﺎﯾﺖ ﻗﻮاﻋﺪ ﺑﻨﯿﺎدﯾﻦ ﺣﻘﻮق ﺑﯿﻦ اﻟﻤﻠﻞ در واﮐﻨﺶ ﮐ ﯿﻔﺮي ﺑﺎ ﻫﻤﮑﺎري دوﻟﺖ ﻫﺎ ، در ﻣﻮاﺟﻬﮥ ﺑﺎ ﺗﺮورﯾﺴﻢ اﺳﺖ

 

نتیجه گیری

 تروریسم به طور رسمی توسط بسیاری از کشورها و بازیگران بین‌المللی تعریف شده است. اختلاف تعریف‌ها و فهرست‌هایی که سازمان ملل متحد، آمریکا و اتحادیه اروپا راجع به تروریسم، تروریست و سازمان‌های تروریستی ارائه می‌کنند، نشان دهنده دیدگاه‌های گوناگون و سیاست‌های جهانی مختلف راجع به آن است. ﺗﺮورﻳﺴﺖ ﻫﺎ ﭼﻪ ﺑﻪ ﺻﻮرت ﮔﺮوﻫﻲ دﺳﺖ ﺑﻪ اﻗﺪام ﺑﺰﻧﻨﺪ و ﭼﻪ به شکل اﻧﻔﺮادي، در ﻫﺮ ﺣﺎل ﺗﻬﺪﻳﺪي ﺟﺪي ﺑﺮاي اﻣﻨﻴّﺖ ﻛﻞ ﺟﺎﻣﻌﻪ و خصوصاً منطقه خاورمیانه گردیده است . عوامل پیدایش تروریسم در منطقه خاورمیانه را ضعف دولتهای مرکزی ، تنوع مذهبی و فرهنگی وحمایت‌های مالی، سیاسی آمریکا و متحدان منطقه ای بوده ،که تمامی تلاش‌ها و فریادهای آزادی‌خواهان و نهادهای بین‌المللی مبارزه با این پدیده پلید را بی‌نتیجه نموده است  . ﺻﺎﺣﺐ ﻧﻈﺮان ﺑﺮ اﻳﻦ ﻧﻜﺘﻪ ﻣﻮاﻓﻖ اﻧﺪ ﻛﻪ ﺑﻬﺘﺮﻳﻦ راه ﻣﺒﺎرزه ﺑﺎ ﺗﺮورﻳﺴﻢ آن اﺳﺖ ﻛﻪ مجریان ﻗﺎﻧﻮن در ﻣﻮرد اﻧﮕﻴﺰه ﻫﺎ و ﺳﺎﺧﺘﺎرﻫﺎي ﺳﺎزﻣﺎﻧﻲ ﮔﺮوه ﻫﺎي ﺗﺮورﻳﺴﺖ آﻣﻮزش ﺑﺒﻴﻨﻨﺪ و ﻧﻴﺰ ﻗﺎﻧﻮن ﻧﺎﻇﺮ ﺑﺮ اﻳﻦ ﮔﻮﻧﻪ اﻗﺪاﻣﺎت ﺑﺎ دوراﻧﺪﻳﺸﻲ ﺑﻪ اﺟﺮاء در آﻳﺪ چالش عمده در برخورد با تروریسم در منطقه، ﻧﺒﻮد ﺗﻮاﻓﻖ ﺑﻴﻦ اﻟﻤﻠﻠﻲ و ﺷﻴﻮ ه ﺑﺮﺧﻮرد ﺑﺴﻴﺎر ﮔﺰﻳﻨﺸﻲ و ﺟﺰﻳﻲ ﺑﺎ اﻳﻦ ﭘﺪﻳﺪه  ﺑﻮده اﺳﺖ . لذا ضرورت دارد در ﺑﺮﺧﻮرد و ﻣﺒﺎرزه ﺑﺎ ﭘﺪﻳﺪه ﺗﺮورﻳﺴﻢ ﮔﺎم ﻫﺎي ﺑﻨﻴﺎدﻳﻦ ﺑﺮداﺷﺘﻪ ﺷﻮﻧﺪ، ﭼﻨﺪ ﮔﺎم اﺳاﺳﻲ در جهت مقابله با آن را می توان موارد در موارد ذیل خلاصه داشت :

1- ﺗﻌﺮﻳﻒ ﺟﺎﻣﻊ، دﻗﻴﻖ، ﻣﻌﻨﺎدار و ﭘﺬﻳﺮﻓﺘﻪ ﺷﺪه ﺟﻬﺎﻧﻲ از ﺗﺮورﻳﺴﻢ ؛

2- ﺗﺪوﻳﻦ ﭼﺎرﭼﻮب ﺣﻘﻮق ﺟﺎﻣﻊ ﺑﺮاي ﻣﺒﺎرزه ﺑﺎ ﺗﺮورﻳﺴﻢ در سایه ی دادگاههای بی طرف بین المللی ؛

بیشتر بر ای مبارزه با  3- ﺗﻘﻮﻳﺖ ﻋـﺰم و اراده ﻛﺎﻓﻲ ﻣﻴﺎن دوﻟﺖ ﻫﺎ، ﺑﻪ وﻳﮋه دوﻟﺖ ﻫـﺎي ﻗﺮﺑـﺎﻧﻲ و ﺗﻘﻮﻳـﺖ ﻫﻤﻜـﺎري ﻫـﺎي

ﺗﺮورﻳﺴﻢ.

4-قطع حمایت های مالی و سیاسی تروریست ها از سوی دولتهای دست نشانده و قدرتهای بزرگ و حذف رویکردهای دوگانه ( تروریسم خوب و بد )  .

5-تشکیل سازمان جهانی قربانیان ترور، طرح تشکیل دادگاه بین المللی تروریسم اقدام شود .

ترویج اﻗﺪاﻣﺎت ﺧﺸﻦ، نادیده گرفتن حقوق بین الملل ، تجاوز به ﺣﻘﻮق اﻧﺴﺎﻧﻲ،  واﻛﻨﺶ ﻫﺎي ﺧﻮدﺳﺮاﻧﻪ ، از بین بردن زیر ساختها و تضعیف دولت مرکزی ، گرفتن جان انسان‌های بی‌گناه، حذف حقوق انسان‌ها در اثر اعمال رعب و وحشت و فشار به جوامع، گروه‌ها و افراد مورد تهاجم و همچنین تحمیل هزینه های اقتصادی و انسانی بر جهان [40]، از جمله : بازارهای مالی،صنعت بیمه،حمل و نقل، صنعت توریسم، خالص سرمایه گذاری مستقیم خارجی، بازار کالاها و بازار ارز،  اقتصاد جهانی از پیامدهای پدیده ی شوم تروریسم می باشد . ﻣﺒﺎرزه ﺑﺎ ﺗﺮورﻳﺴﻢ در ﮔﺮو آن اﺳﺖ ﻛﻪ ﻫﺮﮔﻮﻧﻪ ﺗﻌﺎرض ﻣﻴﺎن اﻗﺪام ﺣﻘـﻮﻗﻲ و ﻣـﺴأﻟﻪ ﺳﻴﺎﺳﻲ ﺑﺮﻃﺮف ﺷﻮد . ﻗﺒـﻞ از ﻫﺮ ﭼﻴﺰ، ﻛﺸﻮرﻫﺎ ﺑﺎﻳﺪ ﺑﻪ ﺗﻌﺮﻳﻒ ﭘﺬﻳﺮﻓﺘﻪ ﺷﺪه اي از ﺗﺮورﻳﺴﻢ ﺑﺮﺳﻨﺪ ﻛﻪ ﻫﻢ ﺳﺎده و ﻫـﻢ ﻋﻤﻠـﻲ ﺑﺎﺷﺪ و ﺗﻤﺎم اﺷﻜﺎل و ﮔﻮﻧﻪ ﻫﺎي ﺗﺮورﻳﺴﻢ را ﭘﻮﺷﺶ دﻫﺪ .صلاحیت دیوان کیفری بین المللی محدود به چهار جنایت مهم بین المللی یعنی جنایت نسل زدایی، جنایت جنگی، جنایات علیه بشریت و جنایت تجاوز است. در حال حاضر نیز اعمال صـــلاحیت در مورد جنایت اخیر ( تروریسم ) امکان پذیر نمی باشد. امید است توافق مجمع دولت های عضور اساسنامه در کنفرانس بازنگری در خصوص شرایط اعمال صلاحیت دیوان کیفری بین المللی نسبت به جنایت تجاوز، پذیرش اصل صلاحیت جهانی به عنوان مبنای تعیین صلاحیت دیوان، توسعه صلاحیت موضوعی این دیوان به جنایات مهمی مانند تروریسم و استفاده از سلاح های اتمی و همچنین گسترش تعریف جنایت نسل زدایی به گروه های سیاسی و اجتماعی، موجبات اقتدار بیشتر دیوان را فراهم آورد . اصلاح اساسنامه ی رم با تخصیص یک ماده تحت عنوان جرایم تروریستی می تواند خلأ موجود در جهت تعقیب این نوع جرایم را از بین ببرد . چرا که تروریسم مقوله ای مستقل و نیازمند تعریف و تعقیب خاص است .    

منابع

الف- منابع فارسی

ــ اردﻻن اﺳﻌﺪ، ( 1381 ) ، دﻳﭙﻠﻤﺎﺳﻲ و ﺗﺮورﻳﺴﻢ ﺑـﻴﻦ اﻟﻤﻠـﻞ، ﻓـﺼﻠﻨﺎﻣﻪ ﺳﻴﺎﺳـﺖ ﺧـﺎرﺟﻲ، ﺳـﺎلﺷﺎﻧﺰدﻫﻢ ﺷﻤﺎره 1.

-ﺑﻮرﻳﻨﻪ، ژاك، ﺗﺠﺰﻳﻪ و ﺗﺤﻠﻴﻞ اﻗﺘﺼﺎدي ﺗﺮورﻳﺴﻢ ، ﺗﺮﺟﻤﻪ : ﻋﻠﻴﺮﺿـﺎ ﻃﻴـﺐ، ص 115 . در : ع، ﻃﻴـﺐ، ﺗﺮورﻳـﺴﻢ؛ﺗﺎرﻳﺦ، ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺷﻨﺎﺳﻲ، ﮔﻔﺘﻤﺎن، ﺣﻘﻮق ﻧﺸﺮ ﻧﻲ، ﭼﺎپ اول، 1382.

-ﺣﺎﺟﻴﺎﻧﻲ، اﺑﺮاﻫﻴﻢ . ﺿﻤﻴﺮ، ﻋﺒﺪاﻟﺤـﺴﻴﻦ (1389 ) . ﭘﮋوﻫﺶ ﻫﺎ و ﻣﻄﺎﻟﻌﺎت ﺗﺮورﻳـﺴﻢ . ﺗﻬـﺮان : اﻧﺘـﺸﺎرات ﭘﮋوﻫﺸﻜﺪه ﺗﺤﻘﻴﻘ ﺎ ت اﺳﺘﺮاﺗﮋﻳﻚ ﻣﺠﻤﻊ ﺗﺸﺨﻴﺺ ﻣﺼﻠﺤﺖ ﻧﻈﺎم .

- ﺷﻴﺮودي، ﻣﺮﺗﻀﻲ، اﺳﻼم و ﺗﺮورﻳﺴﻢ ، ص 153 . در مجله داﻧﺸﻜﺪه ﺣﻘـﻮق و ﻋﻠـﻮم ﺳﻴﺎﺳـﻲ داﻧـﺸﮕﺎه ﺗﻬـﺮان،ﺷﻤﺎره 59 ، ﺑﻬﺎر 1382  .

ــ ﺳﻔﺎرت ﺟﻤﻬﻮري اﺳﻼﻣﻲ اﻳﺮان ،ﻛﻮاﻻﻻﻧﭙﻮر ( 1381 ) ، ﻣﻴﺰﮔﺮد ﺑﺮرﺳﻲ ﺗﺮورﻳـﺴﻢ ، ﻓـﺼﻠﻨﺎﻣﻪ ﺳﻴﺎﺳﺖ ﺧﺎرﺟﻲ، ﺳﺎل ﺷﺎﻧﺰدﻫﻢ، ﺷﻤﺎره 1 .

-طیب، ﻋﻠﻴﺮﺿﺎ ( 1382 ) . ﺗﺮورﻳﺴﻢ، ﺗﺎرﻳﺦ ، ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺷﻨﺎﺳﻲ، ﮔﻔﺘﻤﺎن، ﺣﻘﻮق . ﺗﻬﺮان : ﻧﺸﺮ ﻧﻲ .

- ﻃﻴﺐ، ﻋﻠﻴﺮﺿﺎ، ﺗﺮورﻳﺴﻢ در ﻓﺮاز و ﻓﺮود ﺗﺎرﻳﺦ ، ص 19 . در : ع، ﻃﻴﺐ، ﺗﺮورﻳﺴﻢ؛ ﺗﺎرﻳﺦ .. ،1384 .1384

- لاروس دائره المعارف  ، 1964، ج 10، ص ، 258 .

ـ ﻫـﺮﻳﭻ ﺣـﺴﻴﻦ، راﺑﻄـﻪ ﻋﻤﻠﻴـﺎت ﺗﺮورﻳـﺴﺘﻲ و ﺳﻴﺎﺳـﺖ ﺧـﺎرﺟﻲ آﻣﺮﻳﻜـﺎ، اﻃﻼﻋـﺎت ﺳﻴﺎﺳـﻲ اﻗﺘﺼﺎدي، ﺷﻤﺎره / 171 – 172.

ب- منابع انگلیسی

-Pearistein, Richard.M, Fatal Future? Transnational terrorism and the newGlobal disorder, university of texas press, 2004.

-Wilkinson, P. (1975). Political Terrorism. New York:John Wiley Sons, inc.

-Shukri, M. (1991). International Terrorism: A LegalCritique. New York: Amana Book.

-Whittaker, J.D. (2006). Terrorism: Understanding the Global Threat. London:Longman.

-Peterson.M.J.2004. “Using the General Assembly” pp.173-197.in .Boulden , Jane  and d Thomas,G.Weiss. “Terrorism and the UN” Indiana University Press   . U.S.A     2004.                                                                                                 

- Press Release . Sc/ 7207 . Security Council . 4413 th Meeting.

-Statement by the President of the GA at the Conclusion of the Plenary Meeting onMeasures to Eliminate International Terrorism .” October   . 2 . 2001

-Robert, A. Pape, Strategic logic of suicide terrorism, p. 343. in: American   Political Science Review, Vol. 97, No. 3, Auqust 2003.

- Guillaume Gilbert(1989)“Terrorisme et Droit International” RCADI, Tome III.

-Rome Statute of the International Criminal Court, 17 July 1998.

پایان

Top of Form

Bottom of Form



.این آدرس پست الکترونیک توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید">jehanshahshecary@yahoo.com1.مدرس و دانشجوی دکتری حقوق کیفری و جرم شناسی  ( نویسنده مسؤل)

[2]. .مدرس دانشگاه و وکیل دادگستریwww.shokri.lawyer @ yahoo.com .

3.مدرس دانشگاه .

[4] . ﺑﺮاﺳﺎس آﻣﺎرﻫـﺎي وزارت اﻣـﻮر ﺧﺎرﺟـﺔ اﻳـﺎﻻت ﻣﺘﺤﺪه در ﻓﺎﺻﻠﻪ ﺳﺎل ﻫﺎي 1968 ﺗﺎ1982 ﺗﻘﺮﻳﺒﺎً8000 اﻗﺪام ﺗﺮورﻳﺴﺘﻲ اﻧﺠـﺎم ﮔﺮﻓﺘـﻪ اﺳـﺖ .نرخ ﺳﺎﻻﻧﺔ وﻗﻮع اﻗﺪاﻣﺎت ﺗﺮورﻳﺴﺘﻲ ﺑﻴﻦ 600 ﺗﺎ580 ﻣﺘﻤﺮﻛﺰ ﺑﻮده اﺳﺖ (ﺑﻮرﻳﻨﻪ، 1382 ) . آﻣﺎر دﻳﮕﺮ ﺣﺎﻛﻲ اﺳﺖ ﻛﻪ » از زﻣﺎن ﺣﻤﻠﻪ ﺑﻪ ﺳـﻔﺎرت اﻳـﺎﻻت اﻳﻦ اﻗﺪاﻣﺎت ﻋﻤﺪﺗﺎً در اﻳﺎﻻت ﻣﺘﺤﺪه و ﻛﺸﻮرﻫﺎي اروﭘﺎي ﻏﺮﺑﻲ ﻣﺘﺤﺪه در ﺑﻴﺮوت در آورﻳﻞ ﺳﺎل 1983 ، ﺣﺪوداً 188 ﺣﻤﻠﻪ ﺗﺮورﻳﺴﺘﻲ ﺻﺮﻓﺎً اﻧﺘﺤـﺎري ﺟﺪاﮔﺎﻧـﻪ در ﺳﺮاﺳﺮ ﺟﻬﺎن، در ﻟﺒﻨﺎ ن، اﺳﺮاﺋﻴﻞ، ﺳﺮي ﻻﻧﻜﺎ، ﻫﻨﺪ، ﭘﺎﻛﺴﺘﺎن، اﻓﻐﺎﻧﺴﺘﺎن، ﻳﻤﻦ، ﺗﺮﻛﻴﻪ، روﺳـﻴﻪ و اﻳﺎﻻت ﻣﺘﺤﺪه اﺗﻔﺎق اﻓﺘﺎده اﺳﺖ. .  (pape, 2003)).

[5] . طیب، ﻋﻠﻴﺮﺿﺎ ( 1382 ) . ﺗﺮورﻳﺴﻢ، ﺗﺎرﻳﺦ ، ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺷﻨﺎﺳﻲ، ﮔﻔﺘﻤﺎن، ﺣﻘﻮق . ﺗﻬﺮان : ﻧﺸﺮ ﻧﻲ .118 117 .

[6] . ﺣﺎﺟﻴﺎﻧﻲ، اﺑﺮاﻫﻴﻢ . ﺿﻤﻴﺮ، ﻋﺒﺪاﻟﺤـﺴﻴﻦ (1389 ) . ﭘﮋوﻫﺶ ﻫﺎ و ﻣﻄﺎﻟﻌﺎت ﺗﺮورﻳـﺴﻢ . ﺗﻬـﺮان : اﻧﺘـﺸﺎرات ﭘﮋوﻫﺸﻜﺪه ﺗﺤﻘﻴﻘ ﺎ ت اﺳﺘﺮاﺗﮋﻳﻚ ﻣﺠﻤﻊ ﺗﺸﺨﻴﺺ ﻣﺼﻠﺤﺖ ﻧﻈﺎم

[7] .1987:3 .(Sallan

[8]. -Shukri, M. (1991). International Terrorism: A LegalCritique. New York: Amana Book.

[9].Whittaker, J.D. (2006). Terrorism: Understanding the Global Threat. London:Longman.

[10].Pokempner. 2002 .

[11]League of Nations .Doc ..C.546.M.383.

[12].ﺳﻔﺎرت ﺟﻤﻬﻮري اﺳﻼﻣﻲ اﻳﺮان ، 1381:255.

[13] .-Whittaker, J.D. (2006). Terrorism: Understanding the Global Threat. London:Longman.

[14] .Britanica, 1986, p. 650

[15]. ــ اردﻻن اﺳﻌﺪ، ( 1381 ) ، دﻳﭙﻠﻤﺎﺳﻲ و ﺗﺮورﻳﺴﻢ ﺑـﻴﻦ اﻟﻤﻠـﻞ، ﻓـﺼﻠﻨﺎﻣﻪ ﺳﻴﺎﺳـﺖ ﺧـﺎرﺟﻲ، ﺳـﺎلﺷﺎﻧﺰدﻫﻢ ﺷﻤﺎره 1.

[16].Guillaume Gilbert(1989)“Terrorisme et Droit International” RCADI, Tome III.

[17].ﻫﺮﺳﻴﺞ، 1380 ؛ ﺑﻪ ﻧﻘﻞ از Pillar, 2001:13-15 .

[18] . state terrorism

[19] . International terrorism

[20] . Domestic terrorism

[21] . Transnational terrorism

[22] . ﻓـﺮاد ﻳـﺎ ﮔﺮوﻫﻬـﺎﻳﻲ ازﺳﻮي ﻳﻚ دوﻟﺖ ﺗﺮورﻳﺴﺖ ﺧﻮاﻧﺪه ﺷﻮﻧﺪ وﻟﻲ دوﻟﺘﻬـﺎي دﻳﮕـﺮ آﻧﻬـﺎ را ﻣﺒـﺎرزان راه آزادي ﺑﺪاﻧﻨـﺪ.ﺣﺰب اﷲ ﻟﺒﻨﺎن و ﻣﺒﺎرزان ﻓﻠﺴﻄﻴﻦ از ﻧﻈﺮ دوﻟﺘﻬـﺎي آﻣﺮﻳﻜـﺎ و اﺳـﺮاﺋﻴﻞ ﻣـﺼﺪاقﻫـﺎي ﺑـﺎرز ﺗﺮورﻳـﺴﻢﺷﻨﺎﺧﺘﻪ ﺷﺪه اﻧﺪ اﻣﺎ از دﻳﺪﻣﺮدم و رﻫﺒﺮان ﺑﺴﻴﺎري از ﻛﺸﻮرﻫﺎي ﺧﺎورﻣﻴﺎﻧﻪ اﻳﻦ ﮔﻮﻧﻪ ﺳﺎزﻣﺎﻧﻬﺎ ﻧﻪ ﺗﻨﻬـﺎ ﺮورﻳﺴﺖ ﻧﻴﺴﺘﻨﺪ ﺑﻠﻜﻪ ﺑﺎﻳﺪ ﺑﻪ ﻋﻠﺖ ﻣﻘﺎوﻣﺖ در ﺑﺮاﺑﺮ ﺗﺠﺎوز و اﺷﻐﺎل ﺳﺮزﻣﻴﻦﺷﺎن ﻣﻮرد ﺣﻤﺎﻳﺖ ﻗﺮارﮔﻴﺮﻧﺪ .

[23] . ﺳﻤﻮﻙ، ﺍﺯ ﺩﻳﮕﺮ ﻧﻈﺮﻳﻪ ﭘﺮﺩﺍﺯﺍﻥ ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺯﻣﻴﻨﻪ ﻣﻲ ﮔﻮﻳﺪﻣﺬﻫﺐ ﻧﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﻋﺎﻣﻞ ﺍﺻﻠﻲ ﺗﺮﻭﺭﻳﺴﻢ ﻧﻴﺴﺖ ﺑﻠﻜﻪ ﻫﻤﻮﺍﺭﻩ ﻧﻘﺸﻲ ﺻﻠﺢ ﺳﺎﺯ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺍﺳﺖﺍﺯ.2006:5-6Smock,) .

[24]. - ﺷﻴﺮودي، ﻣﺮﺗﻀﻲ، اﺳﻼم و ﺗﺮورﻳﺴﻢ ، ص 153 . در مجله داﻧﺸﻜﺪه ﺣﻘـﻮق و ﻋﻠـﻮم ﺳﻴﺎﺳـﻲ داﻧـﺸﮕﺎه ﺗﻬـﺮان،ﺷﻤﺎره 59 ، ﺑﻬﺎر 1382  .

[25] .-Robert, A. Pape, Strategic logic of suicide terrorism, p. 343. in: American   Political Science Review, Vol. 97, No. 3, Auqust 2003.

[26].Peterson.M.J.2004. “Using the General Assembly” pp.173-197.in .Boulden , Jane  and d Thomas,G.Weiss. “Terrorism and the UN” Indiana University Press   . U.S.A   2004.

[27].Statement by the President of G.A , 2001.

[28] .U.N Security Council.S /Res / 1377/ 2001.

[29]. ماده دو اين کنوانسيون به تعريف جرم مي پردازد و طي آن ارتکاب عمدي اعمالي مانندقتل و ربودن يا نوعي حمله عليه شخص يا آزادي شخص مورد حمايت بين المللی و حمله خشونت آميز به اماکن رسمي و محل سکونت و يا وسيله نقليه متعلق به شخص مورد حمايت بين المللي به نحوي که جان و يا آزادي او به مخاطره افتد  را مصداق عمل مجرمانه مي داند. همانطور که مالحظه مي شود سازمان ملل در اين کنوانسيون تعريف ودايره محدودي را براي اقدامات تروريستي لحاظ کرده است . به منظور مقابله با جرم و به عنوان اقدامات پيشگيرانه از کشورهاي متعاهد خواسته شده مجازات هاي مقتضي را در نظام قانوني خود پيش بيني کنند.

[30] . اين کنوانسيون با 91 ماده در 1385 ه.ش به تصويب مجلس شوراي اسلامي ايران رسیده است .  در ماده نخست و در دو بند به تعريف جرم گروگانگيري به عنوان یکي از مصاديق جرم تروريستي اشاره داشته شده است .در اين کنوانسيون دايره تعريف جرم تروريستي فراتر رفته و گروگانگيري نيز در زمره جرائم تروریستی قرار گرفته است .

 5.از نظر ماده دوم اين کنوانسيون فردي مجرم تلقي مي شود که با هر وسیله ، مستقیم یا غير مستقيم، قانوني و يا غير قانوني، وجوهاتي را فراهم و يا گردآوري کند، با قصد اين که کل وجوهات مذکور ويا بخشي از آن را مصروف فعاليت هاي مرتبط با قصد اين که کل وجوهات مذکور ويا بخشي از آن را مصروف فعالي جرائم تروريستي مندرج در کنوانسيون هاي ده گانه کند .

[32]. حقوق بشر دوستانه مصالحه ای است بین ضرورت های نظامی و ملاحظات انسان دوستانه و هدف از آن کاهش درد و رنجهای غیرضروری به هنگام مخاصمات مسلحانه از طریق قانونمند کردن عملیات نظامی و رفتار انسانی با اشخاص دستگیر شده است.

[34] .See: http//www. iccnow. Org/?mod –romeratification visited on 2/18/2011; Rome statute ofthe International Criminal Court: www.un. Org/law/icc/.

[35]. Article 5؛Crimes within the jurisdiction of the Court

-  The jurisdiction of the Court shall be limited to the most serious crimes of concern to the international community as a whole. The Court has jurisdiction in accordance with this Statute with respect to the following crimes:

(a)     The crime of genocide;

(b)     Crimes against humanity;

(c)     War crimes;

(d)     The crime of aggression.

[36].Article 12،Preconditions to the exercise of jurisdiction

 
1. A State which becomes a Party to this Statute thereby accepts the jurisdiction of the Court with respect to the crimes referred to in article 5.
 
2.  In the case of article 13, paragraph (a) or (c), the Court may exercise its jurisdiction if one or more of the following States are Parties to this Statute or have accepted the jurisdiction of the Court in accordance with paragraph 3:

(a)     The State on the territory of which the conduct in question occurred or, if the crime was committed on board a vessel or aircraft, the State of registration of that vessel or aircraft;

(b)     The State of which the person accused of the crime is a national.

3.         If the acceptance of a State which is not a Party to this Statute is required under paragraph 2, that State may, by declaration lodged with the Registrar, accept the exercise of jurisdiction by the Court with respect to the crime in question. The accepting State shall cooperate with the Court without any delay or exception in accordance with Part .

[37]. قسمت الف بند 2 ماده 12 اساسنامه .

[38] . قسمت ب بند 2 ماده 12 اساسنامه .

[39].  Article 7؛Crimes against humanity

 For the purpose of this Statute, "crime against humanity" means any of the following acts when committed as part of a widespread or systematic attack directed against any civilian population, with knowledge of the attack:

(a)     Murder;

(b)     Extermination;

(c)     Enslavement;

(d)     Deportation or forcible transfer of population;

(e)     Imprisonment or other severe deprivation of physical liberty in violation of fundamental rules of international law;

(f)     Torture;

(g)     Rape, sexual slavery, enforced prostitution, forced pregnancy, enforced sterilization, or any other form of sexual violence of comparable gravity;

(h)     Persecution against any identifiable group or collectivity on political, racial, national, ethnic, cultural, religious, gender as defined in paragraph 3, or other grounds that are universally recognized as impermissible under international law, in connection with any act referred to in this paragraph or any crime within the jurisdiction of the Court;

(i)     Enforced disappearance of persons;

(j)     The crime of apartheid;

(k)     Other inhumane acts of a similar character intentionally causing great suffering, or serious injury to body or to mental or physical health.

2.         For the purpose of paragraph 1:

(a)     "Attack directed against any civilian population" means a course of conduct involving the multiple commission of acts referred to in paragraph 1 against any civilian population, pursuant to or in furtherance of a State or organizational policy to commit such attack;

(b)     "Extermination" includes the intentional infliction of conditions of life, inter alia the deprivation of access to food and medicine, calculated to bring about the destruction of part of a population;

(c)     "Enslavement" means the exercise of any or all of the powers attaching to the right of ownership over a person and includes the exercise of such power in the course of trafficking in persons, in particular women and children;

(d)     "Deportation or forcible transfer of population" means forced displacement of the persons concerned by expulsion or other coercive acts from the area in which they are lawfully present, without grounds permitted under international law;

(e)     "Torture" means the intentional infliction of severe pain or suffering, whether physical or mental, upon a person in the custody or under the control of the accused; except that torture shall not include pain or suffering arising only from, inherent in or incidental to, lawful sanctions;

(f)     "Forced pregnancy" means the unlawful confinement of a woman forcibly made pregnant, with the intent of affecting the ethnic composition of any population or carrying out other grave violations of international law. This definition shall not in any way be interpreted as affecting national laws relating to pregnancy;

(g)     "Persecution" means the intentional and severe deprivation of fundamental rights contrary to international law by reason of the identity of the group or collectivity;

(h)     "The crime of apartheid" means inhumane acts of a character similar to those referred to in paragraph 1, committed in the context of an institutionalized regime of systematic oppression and domination by one racial group over any other racial group or groups and committed with the intention of maintaining that regime;

(i)     "Enforced disappearance of persons" means the arrest, detention or abduction of persons by, or with the authorization, support or acquiescence of, a State or a political organization, followed by a refusal to acknowledge that deprivation of freedom or to give information on the fate or whereabouts of those persons, with the intention of removing them from the protection of the law for a prolonged period of time.

3. For the purpose of this Statute, it is understood that the term "gender" refers to the two sexes, male and female, within the context of society. The term "gender" does not indicate any meaning different from the above.
 
 

[40]. بنا به گزارش شاخص تروریسم جهانی منتشر شده توسط موسسه اقتصاد و صلح، از 17،958 کشته شدگان حملات تروریستی در سال 2013، 82 درصد در یکی از پنج کشور عراق، افغانستان، پاکستان، نیجریه، و سوریه، بوده است. بسیاری از افزایش مرگ و میر ناشی از تروریسم در سال 2013 مربوط به عراق است، کشور عراق تحت تاثیر بدترین حملات بوده و عراق با 9929 کشته بیشترین آمارهای مرگ و میر بر اثر حملات تروریستی را داشته است. محاسبات حاکی از مرگ و میر 34 درصدی ناشی از تروریسم در سال 2013 در این کشور می­باشد و افغانستان با 17.3 درصد در جایگاه بعدی قرار گرفته است. البته نیجریه با بالاترین رشد تلفات ناشی از حملات تروریستی روبرو شده است به طوری که تعداد قربانیان حملات تروریستی در این کشور با 300 درصد رشد به بیش از 7512 نفر رسیده است در همین حال این گزارش بیان می­دارد، بین سال های 2000 و 2013حدود 5 درصد از مرگ و میر مربوط تروریسم در 34 کشور ثروتمند عضوOECD رخ داده است. در سال 2013 به طور خاص، 113 مورد مرگ ناشی از تروریسم برابر با 0.6 درصد از کل جهان در کشورهای  OECDبوده است، که شش مورد در ایالات متحده روی داده است. به نقل از خبرگزاری فرانسه، در سال 2013 میلادی نیز بیش از 18111 نفر در سراسر جهان بر اثر حملات تروریستی جان خود را از دست داده­اند. . این گزارش بر اساس اطلاعات مربوط به پایگاه اطلاعاتی تروریسم جهانی دانشگاه مریلند است و نشان می­دهد بیش از 125،000 حمله تروریستی بین سالهای 1970 و 2013 روی داده است. ین گزارش در پایان اعلام کرده است: تروریسم طی سال 2014 میلادی بیش از 52.9 میلیارد دلار هزینه اقتصادی برای جهان در برداشته است که این بالاترین رقم از سال 2000 میلادی به شمار می رود.                                                                                  

 

اضافه کردن نظر

در زمینه‌ی انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:

لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
« ویرا » مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
« ویرا » از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر می‌شود.


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی

 تبلیغات سايت خبري ويرا

      09120440191

 

 

 

 

 

 

 

 تمام حقوق سایت متعلق به پایگاه اطلاع رسانی ویرا با مجوز رسمی از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی می باشد

Template Design:Dima Group