▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌

دوشنبه 28 آبان 1397 Monday 19 November 2018 10 ربیع‌الاول 1440

آخرین اخبار سایت

برزخ مهران

تلخند / سعيكم مشكوك

فرج اله صیدمحمدی,سایت خبری ویرا,ایلامفرج اله صيدمحمدي - سايت خبري ويرا - در بيوت خود بيتوته بنموده و با حالت نزار به دوردست ها خيره ، زندگي بر ما خورده و ما نيز خورده ها بگرفتيم و با واژه محروميت و يارانه جمله همي ساختيم ،

به ايشان عادت بنموده و با وصله ناجورش جور شده ، نسبت به آن غيرتي شده و مانند عضوي از ابدان خود پذيرفته بوديم كه دستي از غيب بشد و بگفت اسب سفيدسوار خوشبختي چهار نعل از اين منطقه بگذشته و ممكن است قصد مانش و پايش نموده و دير زماني را در اين امكنه اوتراق نمايد.

اين سواري كه اهل ديش" شاهزاده شاهراه هاي سفيدش" همي خواندند خواب را از نرگس هاي اين ديار بربود و چشم ها را باز و گسلي در قلوب ايجاد بنموده و وصله ناجوري كه تاريخ مصرف‌ آن پس از تاريخ زده شده را مندرس و گفته شده بايد از تن به در شود و زين پس به جاي واژه مجعول ، منحط و منحوس والبته شكيل محروميت بخوانيم منطقه آزاد مهران!! .

مقاومت ها نسبت به اين تيك آف يا تغيير ناگهاني مسير به اندازه مقاومت منازل مسكوني بم در زلزله سال 82 ادامه داشت تا اينكه تابوي محروميت ترك برداشت و تصورات آزادي افتان و خيزان، چنگ زنان وارد اذهان شد و جبهه گرفته و بنا شد گروهي از زبدگان ،خياطان و رندان آستين همت فرا نهاده و رد اسب سفيد خوشبختي را تا پاستور و بهارستان در پايتخت ايران زمين بگيرند .اين چنين بود كه خواب نوشين بامداد رحيل را بر خود حرام نمودند و تا حصول نتيجه دست از خواب برنداشتند.

اين داستان در متون تاريخي چنين آمده است:

آورده اند كه در ازمنه ماضي و خيلي دور خيلي نزديك در سرزميني كه بود و نبودش براي رؤساي دول خيلي توفيري نداشت،گزير مرداني گريزفكر، سر به آسمان عاشقي و غفلت همي سائيدند تا اسپند روي آتش گونه بر طبل حميت همي بكوبند تا در مخيله خويش آزادي را نثار جگرگوشه شان نمايند.

5 نفر شتر را از سرحدات تيسفون به يغما بردند و در معيت پنج گزمه مرد رزمي بزمي، شيدا و شيراوژن سوار بر زمان به همراه آذوغه و بار و بنه و هولوگرام آزادي بر پيشاني بلندترين اشتر، بر نفرات سوار بشدند تا عزم سفري نمايند كه فرسخ ها راه از مبدا فاصله داشت.

مقربان و مخططان و مغنيان، اين سفر را از پرمخاطره ترين سفرهاي مزلفان ، مشكوكان و مخربان در تاريخ دانسته اند به گونه اي كه رستم كه از هفت خوان به سلامت بگذشت ،بعد از اين سفر اقدام به خريدن لنگ نموده و بر سر چهار راه پيام نور ايلام لنگ اشتران و سواران را بكشيده است.سفري كه در آن از بوالفضول ها و مرغان همسايه هاي توريست گريز تا گرگ هاي خوب و بد منقار و دندان تيز نموده و در اين مسير آنها را لاشه و طعمه فرض نمودند.

همزمان با طلوع خورشيد در يكي از آخربن روزهاي سال 1393 هجري خورشيدي بي هيچ مفارقتي به قصد مقاربت با اميدبانان تدبيرپرور سختي راه را بر جان بخريدند و بفروختند و از دروازه ها و آرواره هاي شهرها همي گذشتند و پس از سه شبانه روز "غار قوري قلعه" را رد بنمودند و در يك هفته به نزد سيدجمال الدين اسدآبادي در اسد‌آباد برسيدند و در بيت وي روزكي را مهمان شدند و از "روزنامه عروه الوثقي" بپرسيدند و در ادامه راه براي تمرين عبور از دروازه غار پايتخت، در غار علي صدر در هگمتانه نفسي فربه نموده و هوشي بدزديدند و چروك صورت و ريزش موي را به دستان شفابخش بوعلي سينا بسپردند و از دليل سفر براي شيخ الرئيس همي بگفتند.

شبها را در كاروانسراهاي مسافر فروش كه گاهي" ستاره هم مي دزديدند" در معيت اشتران دمي چند بياسودند تا صبح زود بر مدار شفق و خروس خوان؛ دندانپزشكان، مسافركشان و فروخفتگان شب زده آنها را ببينند.

در طي طريق و سلوك اين رندان كه در طريقت خويش پريشان از ريش شده و سفيدي موهاي رنگ شده شان بيرون زده بود، مخاطرات يكي پس از ديگري بگذشت و خوان ها خانه شد و گاهي جسمشان افگار  و با راهزنان زمان تني به شمشير بزدند تا اينكه چند منزل پيش رفتند و خفتگان را بيدار و بيداران را به خواب زدند.

به هنگامه صبح سي امين روز،خورشيد صبح را به دروازه قزوين بدوختند و بدون توقف ، به سلامت و بي ناشتا" جان را بر سر دوش خويش بنهاده" و چشم از خويش و خويشتن نگاه همي داشتند تا بامداد ديگر از دروازه غار بگذرند و باج و خراجي دهند و به پاستور برسند.

در سي و يكمين روز از سفر اين پنج مرغ كه مسيرشان همچون سي مرغ منطق الطير بود ،مصادف با آخرين روز خرداد به گرمابهي در تهران فرو شدند و ساعتها خود را همي كِشتند و كاشتند و رنگ ولعاب بزدند و آثار خستگي و كوفتگي راه بزدودند و خود را رتوش نموده به گونه اي كه لحظه برون آمدن از گرمابه خود را در مقابل آيينه نشنانختند تا بدين سان بي خود از خويش، "دستاري پر از خاكريز" و "جوالي از محروميت "و" توبره اي از بلوط هاي خشك شده زاگرس" را به نشان رمز عبور و پسورد كاربري آن ديار ارزاني دلتمردان نمايند.

آري!اينان كه سرزمين شان روزي نان زخم نخورد و نان زخمي از روي خوانشان به بعما رفت تا يوزر نيم و پسورد حراميان را عوض نمايند، از هر بوستاني، گلي و از هر درختي، ثمري و از هر كوچه اي ،مهري را ارزاني پاستوريان بداشتند تا قلم بر لوح چرم چربي بكشند و اربابان بر زيردستان خود اندك بودن خراج را ببخشايند.

پنج مرد راستين صبح را به شب نرسانده، امضاي اميدبانان را از تدبيريان بربودند ، چنان كه نان از خوان غفلت.

پنج مرد كاري به همراه پنج گلادياتور همراه ، عصرانه اي را در پايتخت نيوش نموده و شترها را بفروختند و از سر ذوق بليط هواپيماي چارتري بستاندند و يك ساعت بعد ايلام را در شور شيرين مشعوف نمودند.

فرودگاه ايلام تا آن زمان چنين نوري را در گونه هاي هيچ مسافري نديده بود،به نحوي كه نور چهره برنامه ريز اين گروه پنج نفره را با هاله اي از نور سلطان محمود مقايسه مي نمودند.

سينه به سينه نقل شده كه شادي و سرور ناشي از اين خدمت حسن جان! چنان به درازا كشيد كه مطربان "بكيپيدند *"سازها فرتوت بشدند ، دهل ها بتركيدند ، حنجره آوازخوانان بفرسود و پاي رقاصان كُرد از جاي بشد.

اما مهر اميدمردان هنوز پاي آزادي جگرگوشه ايلامي ها(مهران) كه يك روز كربلايي شد و امروز نيز كربلايي ماند، خشكيدن نگرفته بود كه فرصت جويان در فضاهاي مجازي و واقعي، بختي بلند ديدند و در " تلگرام" در همان شب، نرخ ارض سر به آسمان حباب سائيد و فئودال ها شدند سرمايه داران امروز و سر مهران بي كلاه ماند.

و اينك آيندگان چنين خواهند نگاشت:

پس از بازگشت افتخارآلود 5 مرد شيرين كار ، پس از شش ماه اين سفر تكرار شد ولي اين بار سه مرد "قانون جوي قانون به دور" سوار بر قطار موعود مهران- تهران در كوپه هاي جداگانه و مجلل شده و عزم بهارستان نمودند تا طرح منطقه آزاد مهران را با سرعت اينترنت امروز با دستان خود از دولت بگيرند و به مجلس ببرند.

همه چيز از آن روزي شروع شد كه دو تن از سه مرد بشكوه باشكوه در افواه عالم چو انداختند كه مجلس به زودي طرح منطقه آزاد مهران را در كميسيون تخصصي و صحن علني مطرح و بررسي و با توجه به رايزني هاي صورت گرفته تصويب خواهند نمود.

همين خبر همه را به فكر فرو برد كه اين سه نداف خوش چانه قطعا "پنبه كافي به ريش نمايندگان گذاشته "و چانه ها را سنباده كشيده و عنقريب است كه اين طرح در مجلس نيز به تصويب برسد.

يكي از كميسيون هاي مجلس كه در زيرزميني تعبيه شده و در هواي مكفي براي تنفس قانون وجود ندارد و شايد روزي محل حضور موزيك دانان زيرزميني شود، اين طرح را شش ماه توتياي چشم خود نمود و پلك از آن بر نداشت.

شنيده شده است نمايندگان در اين مدت با حفط سمت، اخترشناس شده و چنان در لوگو و طرح روي جلد اين اكسير، چشم دوختند كه موفق به كشف خوشه جديد كهكشاني در فاصله 10 ميليارد سال نوري از زمين شده اند.

اما ما ايلامي ها كه نشستن پاي جوي و سير گذر عمر در غروب آفتاب بخشي از زندگي روزمره مان شده است، چشممان از اين كميسيون سياه آب نمي خورد و افق نگاه اين عزيزان را تا كهكشان راه شيري بيشتر نمي ديديم و با توجه به هواي ابري و مه آلود بهارستان، مردم براي تصويب اين منطقه در مجلس به نتيجه فال قهوه بيشتر از نمايندگان اميد و اتكال داشتند .

روز بروز بر تورم اميدكاذب فئودال هاي اين ديار افزوده مي شد تا اينكه زمين بازي، زمين خواري،زمين شويي ها بالا گرفت و خبر از مهران به گوش الف مردِ مجلس در تهران رسيد.تهران و مهران كه از نقطه نظر واژه شناسان فقط در تِم ابتدايي حروف تفاوت و فاصله داشتند ولي اين فاصله از لحظه تولد محروميت تاكنون همان فاصله 800 فرسخي(كيلومتري)باقي مانده بود در آن ايام به كمك فضاي مجازي ،تاختي به دست مرد لحظه هاي توكل رسيد و وي كه هم چنان حيران برملانمودن زمين نوشي هاي هاي گردنه حيران و برنامه ريز عمليات رسوايي نجف نژاد؛نماينده بابلسر است و البته خود نيز به گفته نماينده شمالي چند هزار متر از زمين هاي اطراف دماوند و شهرك غرب تهران را نوش جان نموده است، اين بالارفتن نرخ زمين را به صلاح كشور ندانست و گفت: نرخ زمين فقط در تهران و اطراف تهران بويژه دماوند بايد بالا برود و آزاد شدن مهران به دليل بالارفتن قيمت زمين و... خيانت است.

آسمان هيچ بعضي نكرد، زمين دهان باز نكرد و خورشيد رخ زرد ماند چون موضوعات مهم تري در كشور مثل ساپورت دختران امروزي در جامعه و رمز و راز پسرك سيزده ساله در فضاي مجازي حسابي فكر و ذكر بهارستاني ها را به خود مشعول كرده بود.

دو گرانسنگ كه از شنيدن اين خبر حدود 90 درصد آراي خود را در جيب رقبا ديدند،به لطايف الحيل سعي در تمرين گل به خودي نموده و خود را براي دريافت هفت گل و دود نمودن اسپند در اسفند آماده نمودند چون مردم ما از اول هم مي دانستند نه گريم و طرز پوشش هاشم پاليزبان؛ بازيگر سريال هاي پرمخاطب! شبكه ايلام عوض مي شود و نه مهران در اين مجلس آزاد خواهد شد.

اما خوشبختانه سهم مردم استان ايلام از محروميت همچنان محفوظ ماند وخيالمان راحت شد كه در خواب بوده ايم و وصله تنمان (محروميت) همچنان عزيز تر از جان است و ما را چه به اسب سفيد و آزادي و سهم و...!؟

مثل هميشه بسته فرهنگي اجتماعي خود را از تهران دريافت نموديم و همانا واژه هاي دهان پركن و اغوا كننده ؛ اي دليرمردان! اي قهرمانان! اي مرزداران پرگهر ! و ديگر هيچ .... تو گوش خانه هاي كاه گلي مان به غربت مي زند و شايد سهم ما از آزادي مهران همين ها باشد. و اين چنين است كه ما همواره راضي ترين ناراضي هاي كره خاكي مي مانيم و مهران كماكان در برزخ مشكوك.

البته در برخي از اخبار كم وبيش مشكوك تر يكي از نمايندگان استان اعلام داشتند كه قرار است هليلان تبديل به منطقه آزاد شود .طبق برخي برآوردهاي نگارنده با تلاش اين نماينده محترم به احتمال زياد تا چند سال ديگر"منطقه تخت خان ، چغاسبز،ارتفاعات شلم،محوطه دانشگاه ايلام و چشمه طبيعي قير در دهلران" قابليت تبديل شدن به منطقه آزاد را دارند.

"هره قوتگه(1)" ،"نام دنانان(2)" ، مانشت،كبيركوه،ديناركوه و سد چم گردلان نيز زمنيه فربهي براي تبديل به منطقه ويژه را دارا مي باشند.(1و  2 و ديگر اسامي از جاذبه هاي طبيعي در استان ايلام هستند).

*بكيپيدند در اصطلاح كردي به معناي خستگي مفرط است

اضافه کردن نظر

در زمینه‌ی انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:

لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
« ویرا » مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
« ویرا » از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر می‌شود.


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی

 تبلیغات سايت خبري ويرا

      09120440191

 

 

 

 

 

 

 

 تمام حقوق سایت متعلق به پایگاه اطلاع رسانی ویرا با مجوز رسمی از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی می باشد

Template Design:Dima Group