▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌

شنبه 26 آبان 1397 Saturday 17 November 2018 8 ربیع‌الاول 1440

آخرین اخبار سایت

ایلگرایی و رد صلاحیت خیلی هم بد نیستند!

قهر سیاسی و عدم مشارکت در انتخابات، «خه یزِ بقال» محسوب می شود

سايت خبري ويراياسر سنايي - سايت خبري ويرا- درصدی از جمعیت قبایل و ایلات ایلامی که ساختار اصلی جمعیت استان را تشکیل می دهند هنوز هم در پوشش عشایر به سر می برند و هنوز هم قشلاق و ییلاق دارند. درصدی از جمعیت آنها نیز به شهرها آمده اند و ادعای شهرنشیني دارند. اما اگر به واقعیت بنگریم ایلات استان، یک پا، در برزخ مدرنیسم گذاشته اند و پای دیگرشان در سنت مانده.

چگونه میتوانیم انتظار داشته باشیم که مردم قبیله زده و ایل گرا،‌ بر ساختارهای سنتی و قبیله ای خود پا بنهند و بدینسان پازلی از هویت خود را عامدانه نابود کنند؟! هنگامی که عواطف و احساسات روانی  که نمونه اش را در مراسمات غم و شادی می بینیم، در گرو ایل و قوم و طایفه است به نظر می رسد خیلی زود باشد که روشنفکران بخواهند نقش ایل را نادیده بگیرند و به کلی رخت بربندند و به دنیای تحزب روی بیاورند

. جالب اینجاست که قبایل و ایلاتی در استان هستند که برای نخستین بار، ‌تلفیقی از NGO و ایل را ارائه داده و نعمات چنین همگرایِ نوینی،  بر فعالیت های زیست محیطی گرفته تا اقدامات بشر دوستانه باریدن گرفته است. منظور این است که روشنفکرانِ استان محروم و قهرمانِ ایلام،‌ باید اندکی از تهاجمات ناعادلانه ی ‌خود به ساختارهای ایلی و قبیله ای استان کم کنند؛ واقعیت را بپذیریم؛ از فضای موجود بهره ببریم و انتخاب را به «گذشتِ زمان» واگذاریم. قطعا سوزِ سرما و یا نسیم خنکِ مدرنیسم، مردمان را مجبور به تغییر پوشش می کند؛ پس زیاد مته به خشخاش ننهیم.
سخن را با ایل و قبیله آغاز کردیم و ادامه اش نیز به انتخابات مربوط است که باز هم نقش ایل و قبیله پرزنگ و تأثیرگذار است.

ایلات سنتی وارد دنیای جدیدی شده اند که باید به قانون گردن نهند. گذشت آن زمانی که قدرت اجرایی، ‌قانونگذاری و قضاوت،‌ همگی در ساختاری کهنه به نام ایل جمع شده بود و بدبختانه زور و زر و تزویر همگی در دستانِ کدخداهای فئودال انبان شده بود. اکنون باید پایبند به قانون باشیم. قانونگرایی در هر جایی میتواند قوام و دوام جامعه را تضمین کند. این سخن را از این جهت مطرح میکنیم که در این روزها رد و تأیید صلاحیت کاندیدها در جامعه نَقل و نُقل مجالس شده است. فردی که میخواهد خود را در معرض آرای عموم قرار دهد، ‌در حقیقت تن و روح و روان و زوایای پنهان شخصیت خود را در آغاز در معرض قانون مینهد و سپس مردم به فکر و نظرش رأی میدهند. اگر کسی به هر دلیلی نتوانسته است در چارچوب قانون جاری و ساری معلوم الحال کنونی، ‌وجاهت و صلاحیت خودش را تأیید کند دیگر دلیلی باقی نمی ماند که قانون را به چالش بکشد. قانون تشخیص نداده که ایشان بنا مصلحت، حضور داشته باشد.

 
اما چرا می گوییم که رد صلاحیت هم خیلی بد نیست؟
رد صلاحیت، می تواند فضایی فراهم کند برای عرض اندام شخصیت هایی که در زیر پوست فرسوده ی ایلی گیر افتاده اند. اینکه یک ایل یا طایفه بر اساس نظر یک «بنه مالِ» به قول خودشان نژاده-در ذخیره ی واژگانیِ من،‌این واژه همیشه با اسب، همراه است؛ علتش را نمی دانم!- کاندیدی از تبار نژادهها معرفی کند و حقِ شرکت را برای سایرین ملغی کند، خودش یک ضرر اجتماعی و خسران عظیم بود برای نیروها و مغزهای ایلی؛ پس بیایید به خود بقبولانیم که یکی از مزیت های عمده ی رد صلاحیت در سطح استان هایی است که ساختارشان بر اساس ایل و قبیله بنیان نهاده شده،‌ سربرآوردن و خیزش اشخاص لایق،‌ از طبقات متوسط بوده است.

به شخصه، فروپاشیِ نظام فئودالی و کدخدامنشی را از برکات انقلاب اسلامی می دانم و در ایام یادبود انقلاب، به این دست آوردِ هرچند ناچیز، ‌اما تإثیرگذار وگرانقدر، میبالم. ناگفته نماند که در جوامع و استانهایی که ساختارشان از ایل و قبیله فاصله گرفته، رد صلاحیتهایی که بر مشارکت حداکثری تأثیرگذار باشد، آسیب زا است و نمیشود همیشه از محاسن آن گفت.

به هر حال ....
در نوشته ی که آمد، هم از خوبی ایل گفتم تا روشنفکران دست از سر کچل، فرسوده و رو به زوالِ آن بردارند؛ ایل به یک پیرمرد نقال و دانا می ماند،‌ که سخنش شیرین و مصاحبتش لذت بخش است و البته آخرین دانه های ساعت شنیِ عمرش نیز در گذراند.

قرار نیست برای هر مسئله ای مانند به افکارش رجوع کنیم؛ انتخاب با خودمان است. و البته اندکی هم از عیبِ ایل  و سنت گفتیم که انتخاب نامزدهای انتخاباتی اش نیز تاحدودی گرایش دارد به اشخاص نژاده.
پس قانونگرایی و مطیع قانون بودن،‌ به نفسه خوب است و نشانه ای است شبیه پاسپورت، برای ورود به دنیای مدرن و عصر نوین؛ اگر نداشته باشی جایی و راهی نداری. قانونگذاران نیز به دنبال آن باشند که «حاکیمت مردم بر مردم» که بحمداله روز به روز بنا به جبر زمانه،‌ شاهد تحقق آن هستم را عینی تر و ملموس تر نمایند بدین جهت که رقابت را برای تمامی اقشار و از تمامی جریانات فراهم شده ببینیم. چنین چیز محقق نمی شود مگر با مشارکت. از این رو باید رأی داد تا به مثابه روندی دموکراتیک در انتخاب قانونگذار سهیم باشیم. قهر سیاسی و عدم مشارکت در انتخابات،  و راهِ چاره نیست بلکه مصداقی می شود برای تعبیر و تفسیر ضرب المثل کوردیِ «خهیزِ بقال».
- خه یزِ بقال: ضرب المثلی کوردی با معنای تحت الفظی « قهر کردن از بقال(مغازه دار امروزی)» که در ازمنة قدیم چنین کاری به معنای آسیب به خود و خانواده به شمار می رفته است.

نظرات   

 
0 # الف 1394-11-25 10:26
سلام عالی بود. موفق باشید.
پاسخ | پاسخ با نقل قول | نقل قول
 

اضافه کردن نظر

در زمینه‌ی انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:

لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
« ویرا » مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
« ویرا » از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر می‌شود.


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی

 تبلیغات سايت خبري ويرا

      09120440191

 

 

 

 

 

 

 

 تمام حقوق سایت متعلق به پایگاه اطلاع رسانی ویرا با مجوز رسمی از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی می باشد

Template Design:Dima Group