▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌

پنجشنبه 24 آبان 1397 Thursday 15 November 2018 6 ربیع‌الاول 1440

آخرین اخبار سایت

مرکبِ روشنفکری، هویت و زبانمان را به مسلخ نبرید

هشدار به جریانات سیاسی در ایلام؛ نهیب به لیدرهای مرکزنشین

سايت خبري ويراياسر سنايي – سايت خبري ويرا -استان هایی که با ایلگرایی و طایفه گرایی به عنوان یک مانع مهم توسعه مواجه اند موقعیت ویژه ای دارند. درست است که به لحاظ سیاسی حزب می تواند جایگزین و آلترناتیوی باشد برای ایل اما جایگزین زبان، فرهنگ و ادب چیست؟

فيلم عطر Perfume در سال 2006 اکران شد. فیلم، حول محور جوانی می چرخد که در پاریس پرورش یافته و دارای حس بویایی و شامه ای بسیار تیز، غیر عادی و بی نظیر است. او برای خلق بهترین عطر دنیا به جنایت روی می آورد و با کشتن دختران زیباروی شهر،‌ گیسوان و رایحة‌ آنها به یغما می‌برد و در پی آن است که چنان عطری بسازد که با استشمام آن بهشت را بر دیدگان نمایان سازد و انسان را از خود بی خود کند.

موضوع این فیلم بی ربط به بحث حاضر و جریان گرایشات سیاسی پایتخت نشینان و توده های بامرامِ همیشه در صحنة استان­های محروم نیست.

به نظر می رسد اولویت ها، خواسته‌ها، برنامه‌ها و سوگیری‌های جناح‌های سیاسی در ایران، رفته رفته از عدالت و انصاف فاصله می گیرد و بدون توجه به بافت جمعیتی ایران، و نادیده گرفتن تکثر قومی، در روندی روزافزا، خرده هویت ها و گاه هویت های کلان اقوام را خواسته یا ناخواسته به چالش می کشند و دور نیست که خود، سرمنشأ چالشی دیگر و بزرگتر و وسیعتر از جنسِ بی هویتی باشند.

مرفهان بی دردِ پایتخت‌نشین،‌ لباس جریان های سیاسی را بر تن می کنند و از فضای حاکمیتی مرکزگرا و نظام حکومتی متمرکز، سوء استفاده کرده و عصارة هویت و فرهنگ و ادب و زبان را با جذب و الینه سازی نخبگان و روشنفکران بومی، از بدن های کم رمقِ اقوام و طوایف ایرانی می چلانند و در آبگینه می کنند؛ ‌مانند همان عطاری که عصاره زیبارویان را می­گرفت و در شیشه می کرد. به درستی روشن نیست که آینده‌ی روند معیوبِ خروجِ نیروهای روشنفکر و باسواد بومی و پرواز به آغوشِ جریانات سیاسی مرکز گرا و تمامیت خواه، به کجا ختم می شود و فضایی که بعد از این «نقص عضو» برای توده، ایل و طایفه، ترسیم می گردد چگونه است و چه کیفیتی دارد؟ همن قدر می دانیم و می بینیم که هویت های اقوام ایرانی در تکاپوی هوایی برای تنفس، شبح مرگ را در برابر دیدگان می بینند. اقوامی که سالهاست دور حلقة دین و مذهب و عقیده، گردآمده اند و زیر لوای یک کشور روزگار می‌گذرانند.

نقش تمامی جناح ها در سلاخی ایل و کشتار فرهنگ بومی، به یک اندازه نیست؛ به باور نگارندة، جناح اصولگرا هر چند در زمان قدرتشان در سالهای اخیر، چند کار زیربنایی در حوزه شعر و ادب وفرهنگ بومی به همت آنان شکل گرفت اما رزومه ای پررنگ از آنان برای خدمت به فرهنگ و ادب بومی دیده نمی شود و اگر هم خدمتی کرده باشند ناچیز است و ناپیدا. جریان اصولگرا همه چیز را در «اصول» خلاصه کرده و شاید نخواهد زیاد به مباحثی از قبیل فرهنگ و ادب بومی- که به زعم آنان حاشیه است و بی اهمیت- بپردازد و شاید هم برنامه های در این زمینه داشته باشد که در آینده قطعا با ضرورتی که می بینند شاهد آنها خواهیم بود. اما از سر راستی و صداقت، علناً در هیچ بیانیه و یا شعاری داعیة دفاع از آن را نداشته اند و ندارند و اگر هم بوده بنا به ضرورت و موقعیت بسیار ناچیز است. طرفداراشان «الینه» شده اند و هیچ رغبتی برای پرداختن به مسائل بومی و ادبی و فرهنگی در حوزه ی استانهای محروم در آنها دیده نمی شود.

داستان برای نیروهای جریان اصلاحات و جریان مترادف آنان، یعنی اعتدال، تفاوت دارد؛ این جریان سیاسی ترقی خواه، نشان داده است که ادبیات و زبان و فرهنگِ اقوام ایرانی برایشان مهم است و برنامه هایی که در قالب معاونت اقوام و ... ارائه داده اند قابل تأمل است. طرفه آنکه بسیاری از آثاری که محتوایشان فرهنگ و ادب بومی است حاصل زحمات و قلمفرسایی های نویسندگانی است که افکارشان-یا از سرِ تصادف و یا طبیعتاً- به آنان نزدیک است. نمی دانیم که این بار و در سالهای اخیر، «زین بر پشت» شده یا «پشت بر زین». انگار استراتژی تغییر کرده است؛ مشاهدة مصداق های عملی کارگزاران اصلاحات ابهام و تناقض را بر مخاطب چیره می سازد. به گمان من، یا برداشت کاندیدهای جریان اصلاحات از نقشة راهِ جناح، در تعامل با اقوام اشتباه است و یا «جزئیاتِ آن نقشة راه یا منشور اقوام» نیاز به تفسیر و استفساریه دارد.

همین برداشت و تفسیر به رأیِ بومی گریزِ مرکز گرا، نامزدها و حامیان اصلاح طلب را بر آن داشته تا بنا به میل و موقعیت، نسخه هایی برای خود بپیچند. شدت حملات نامزدهای جریانات سیاسی اصلاحات، به بنیان های ایلی و طایفه ای به حدی رسیده که تنها راه نجات مملکت را در نفی و انکار ایل و طایفه می دانند و به رغم استراتژهای مدونِ همان مرکز نشینانِ مرفه، و برخلاف نقشة راهِ از پیش تعیین شده، گمان می کنند که اگر ستون ایلی را بر زمین زنند می توانند تفکر خود و جناحشان را سربلند کنند. در حال حاضر و حتی در انتخابات پیش روی مجلس، گفتمان غالب نیروها و لیدرهای این جریان سیاسی-حداقل در ایلام- تخریب بنیان های ایلی و طایفه ای است.

ایل و طایفه همانند «دین» و مذهب از همان سپیده دمان تاریخ با بشر بوده اند و کارساز و کآرامد، بشر را به جلو رانده اند. درست است که گذر از سنت به مدرنیسم یک آرمان است اما در واقع یک «پروسه» است که نیاز به طی شدن و رعایت مراحل آن دارد. باید پذیرفت که نسخه ای که برای مدرن کردن جوامع سنتی پیچید می شود با جامعه ای دیگر فرق دارد. همانگونه که نمی توان قدرت چانه زنی و لابی گری استانی مانند اصفهان با 19 نمایندة مجلس، برخوردارِ از صنایع دست اول و مادر، با زیرساخت حمل و نقل گسترده و مراکز علمی مطرح را با استانی مانند ایلام با 3 نماینده، و یک منطقة آزاد تجاری که طرحِ آن، در صحن علنی مجلس بین نمایندگان شریف ملت دست به دست می شود و پیش بینی می شود هممچنان در صحن علنی باقی بماند، مقایسه کرد.

استان هایی که با ایلگرایی و طایفه گرایی به عنوان یک مانع مهم توسعه مواجه اند موقعیت ویژه ای دارند. درست است که به لحاظ سیاسی حزب می تواند جایگزین و آلترناتیوی باشد برای ایل اما جایگزین زبان، فرهنگ و ادب چیست؟ چگونه انتظار داریم که قالب اذهان توده را از ایل تهی کنیم اما آسیب هایی که بر سایر المان های ایلی وارد می آید را نادیده بگیریم. همین ایلاتی که نمایندگان احزاب در پی براندازی و تخریب بنیان های آن اند؛ برخوردار از زبان و فرهنگی هستند که اساطیر و زبان کهن را می توان در آنها ریشه یابی کرد. گاه داستان هایی در ادب عامة ایلات هست که آبشخورش، اساطیر هزارة های پیشین اند. واژگانی شاذ و نایاب و ساختارهای دستوریِ بازمانده از زبان های کهن در گویش های همین ایلات یافت می شود که حلقه های مفقودة پژوهش های زبانشناسی را در چنته دارند. واقعیت این است که جریانات سیاسی و به ویژه، اصلاحات، توانسته اند نخبگان ایلی و بومی بسیاری از مناطق استان را گلچین کنند و به تیم خود بکشانند. آن دانشجو و یا روشنفکری که با دسترنج زحمتکشان روستانشین توانسته بدون دغدغه کتاب بخواند و بیاض مطالعه نماید و اکنون خودش را روشنفکر خطاب می کند حالا بر سر کشاورز روستانشین و عشایرِ کوچرو، نهیب می زند که باید ایل و تبارت را وانهی و به دنیای مدرن وارد شوی. یک جراحی پیچیده، در زمانی نامناسب و بدون امکانات؛ نتیجه اش معلوم است. بنابراین زمان و تعیین وقت جراحی اجتماعی بر کالبد ایل باید به موقع باشد و با سنجش عوامل محیطی و شرایط موجود انجام گیرد.

ترغیب مردم برای کناره گیری از ایل و طایفه، بدون پاسداشت عناصر هویتی، زبان، فرهنگی و ... ایل، چنین رویه ای قطعاً جایگاه مردمی و قدرتمند اصلاحات را با چالش جدی مواجه می سازد. و البته آگاه نیستیم که آیا بدنة اصلی حزب از این بحران و طغیان آسیب زا اطلاع دارند یا نه؟ ما تنها نظاره گر آن هستیم که رفته رفته ارتباط فرهنگیِ نخبگان و روشنفکرانِ حزب گرا، با بدنة ایل و تبارشان قطع می شود و به بهانه های گرایش به جناح و حزب، ایل و تبار را نفی می کنند.آیا این تز و استراتژی، خبر از برنامه ای مدون دارد و یا تفسیر نامزدها مورد تردید است؟ تناقض آشکار رفتار این نامزدها در آنجا نمایان می‌شود که اولا انتظار کسب رأی از ایل و تبار بر اساس رابطة «هم نافی» را وظیفه ای بر دوش هم خونانشان می دانند و از طرف دیگر همزمان تیشه بر ریشه این ارتباط خونی می زنند و انکارش می کنند!!! اگر ایل و طایفه می خواهد مسیر رسیدن به «اتوپیا» و آرمانشهر را طی کنند چه کسی باید در این ظلمات و تاریکی دست آنان را بگیرد و به مقصد برساند؟ جریان مترقی اصلاحات چگونه می تواند ظلم آشکارش بر اقوام و طوایف ایرانی را نادیده بگیرد؟ قطعا برای مدرن شدن و پیشرفت به نیروهایی نیاز داریم که هم اینک حزب و جناح آنان را بلعیده و عصارشان را در شیشه کرده و کار را بدانجا رسانده که روشنفکرانِ متعهدِ ما ترجیح می‌دهند ایل و تبارِ در گل مانده اش را رها کنند و به پایتخت بروند؛ اگر اینگونه نیست، چرا نامزدها و حامیانشان که حاضر نیستند حتی در جلسات به زبان بومی سخن بگویند؟ چرا در اعلام برنامه ها هیچکدام از بزرگان علم و ادب دیارمان سخن نمی رانند؟ چرا چارچوب اصلی صحبت ها همگی به تعریف و تمجید و حمایت از مرکز نشینان و برنامه هایشان است؟ چرا کسی از مجامع و شوراهای سیاستگذاریِ آنان چه در استان و چه در مرکز، بیانیه ای و یا منشوری برای احترام و حفظ و پاسداشت فرهنگ و ادب بومی به یاران و دوستدارانشان ابلاغ و صادر نمی کنند؟؟؟

امیدوار هستیم که جناح اصلاح طلب و نیروهای خدوم و مردمی و روشنفکرشان در استان با نگاهی واقع گرایانه، عمق محرومیت فرهنگی و اقتصادی استان را ببینند و «جراحیِ خطرآفرینِ ایلی» را به زمانی موکول کنند که توانسته باشیم، ارزشی فرهنگی و هویتی شایسته تعبیه کنیم و آن زمان است که گذر زمان، خود به خود جامة مندرس ایل را از تن می شوید. جناح اصولگرا که حامی و حافظ و نگهدارندة اصول انقلاب اند نیز بتوانند باری سنگین را از دوش مردم سنت زدة ایلامی بردارند و در مسیر پاسداشت و ضبط و ثبت عناصر بومی و زبان و ادبی، راه و مسیر را برای ورود ایل و طایفه به دنیای مدرن، بیشتر و بهتر هموار کنند.

نظرات   

 
0 # م.ص 1394-12-01 14:12
عالی بود امیدوارم کاندیدهای مجلس یک بار این نوشته را بخوانند
پاسخ | پاسخ با نقل قول | نقل قول
 

اضافه کردن نظر

در زمینه‌ی انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:

لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
« ویرا » مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
« ویرا » از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر می‌شود.


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی

 تبلیغات سايت خبري ويرا

      09120440191

 

 

 

 

 

 

 

 تمام حقوق سایت متعلق به پایگاه اطلاع رسانی ویرا با مجوز رسمی از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی می باشد

Template Design:Dima Group