▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌

سه شنبه 29 آبان 1397 Tuesday 20 November 2018 11 ربیع‌الاول 1440

آخرین اخبار سایت

عروس زيرلفظي مي خواهد

مطالعه تطبیقی شکل­ شناسی ازدواج در درهّ ­شهر با شاهنامه

عباس دولتياريسايت خبري ويرا - عبّاس دولت­یاري- در قدیم وقتی داماد، عروس را به خانه می­برد، پدر داماد بعد از چند دقیقه به اتاق وارد می­شده و بعد از بوسیدن پیشیانی دختر، به او تعارف می­کرد که عروسم بشین و حاضرین می­گفتند عروس زیر لفظی می­خواهد، پدر داماد با دادن یک یا چند گاو یا تکه زمینی به عنوان زیر لفظی به عروس به او تعارف می­کرد بنشیند

چکیده:

ازدواج از کردارها و موضوعات بحث‌انگیز و داستان ساز شاهنامه است. ازدواج­های شاهنامه را بر اساس نوع پیوندی که مرد و زن با یکدیگر دارند به دسته­های مختلفی می­توان تقسیم کرد. این مقاله سعی بر آن بوده که چگونگی پیوند زناشویی در شاهنامه، انواع ازدواج­ها بر اساس مقام و موقعیت اجتماعی زنان و آداب و سنن ازدواج در شهرستان درهّ­شهر را مورد برسی و تحلیل قرار گیرد.

همچنین این مقاله می­کوشد آداب و سنن ازدواج و آیین­های فراموش‌شده که در شاهنامه فردوسی به آن‌ها اشاره‌شده را بار دیگر یادآور شود آداب‌ورسومی (خواستگاری، کسب اجازه از پدر یا بزرگان، آزمایش و امتحان داماد قبل از ازدواج، مشخص کردن روز و ساعت نیک برای خواستگاری و ازدواج، گرفتن رونما، عقدکنان، قباله ازدواج، وجود بزرگان به‌عنوان شاهد در مراسم ازدواج، سیاهه یا رونوشت جهزیه، جهزیه بردن) که امروزه هم در منطقه درهّ­شهر انجام می­شود و باعث گرمی، شادی، صمیمیت و همدلی، همیاری و تعاون افراد یک محله یا چند طایفه می­شود.

مقدمه:

ازدواج نزد ایرانیان مقدس و مهم بوده است به‌طوری‌که در متون باستانی هم روایات زیادی در اهمیت آن به چشم می­خورد. زن در اساطیر و تاریخ چهره متفاوت دارد زیرا واقعیات و حقایق مربوط به او به دلایل گوناگون یکسان نگریسته نشده و به طبع یکسان هم منجر به نتیجه نشده­اند هنوز هم در بین مردم جاری و ساری است. نظیر مراسم خواستگاری، گرفتن اجازه از پدر و بزرگان برای جاری شدن صیغه عقد، حضور شاهدان مراسم عقد، بردن جهزیه به خانه بخت، دیدن و تعیین ساعات و روز نیک برای رفتن به خواستگاری و جاری کردن صیغه عقد. این موضوع بیانگر این مطلب است که پایه­های عظیم شاهنامه حکیم توس بر فرهنگ و آداب‌ورسوم مردم سرزمین خویش بنیان گذاشته‌شده است که این نشانه­ها را در آداب‌ورسوم ازدواج شهرستان درهّ­شهر به‌خوبی می­توان مشاهده کرد.

به‌واقع فردوسی آیین و رسومی را روایت کرده که از پدر به پسر سینه‌به‌سینه منتقل می­شده و در بین مردم جریان داشته است، حتی می­توان گفت که قسمت­های تاریخی شاهنامه بر پایه فرهنگ مردم بناشده است. به همین دلیل است که هنوز با پهلوانان شاهنامه اُلفتی دیرینه دارند، آن‌ها را می­شناسند و در باور خود با آن‌ها زندگی می­کنند.

شاهنامه فردوسی هم مانند دیگر آثار بزرگ ادبی وام­دار فرهنگ‌عامه سرزمین خویش است. می­دانیم که فردوسی برای سرودن شاهنامه از آثار مکتوب و آثار شفاهی بهره گرفته که هردو در آداب‌ورسوم ایرانیان و فرهنگ مردم وجود داشته است. این امر را به‌خوبی می­توان در بیان فردوسی در امور آداب و گفتار پهلوانان، وظایف زنان و مردان در قبال یکدیگر، توصیف زنان و دختران از زبان فردوسی، چگونگی برگزاری مراسم ازدواج، فرستادن نشان تولد برای همسر و ... مشاهده کرد.

ازدواج:

آداب خواستگاري:

خواستگاري در شهرستان درهّ­شهر و توابع آن با آداب و آیين خاصي برگزار می‌شود كه تقريباً يكسان است و تنها تفاوت آن تلفظ اصطلاحات در نقاط مختلف است. خانواده و نظام خويشاوندي در جوامع لک و لر درهّ­شهر بر پايه سيستم پدر تباری و پدر مکانی است. مراسم عقد در منزل دختر صورت می­گیرد و سپس داماد، عروس را به خانه می­برد این مورد می­تواند تحت تأثیر فرهنگ و سنت مذهبی مردم هست. نمونه­های از ازدواج­های پدرمکانی؛ پسران فریدون پس از ازدواج با همسرانشان به ایران بازمی‌گردند. این سنت د منطقه درهّ­شهر همچنان به سنت و قوه خود باقی است.

بنا به مندرجات شاهنامه آیین خواستگاری قبل از مراسم ازدواج از سوی مردان برگزار می­شده است؛ چنان‌که در اغلب ازدواج­های شاهنامه می­بینیم که داماد ابتدا دختر را از پدر دختر خواستگاری می­کند در منطقه درهّ­شهر ازدواج دختر با کسب اجازه پدر یا بزرگان امری حیاتی است و اگر نباشد این وصلت صورت نمی­گیرد و خواستگاری جنبه قانونی و رسمی نداشت.

در شاهنامه فردوسی نیز کسب اجازه از پدر و بزرگان نیز در امر ازدواج امری حیاتی بوده است. زال به رودابه می­گوید اگر سام نریمان بشنود که من تو را بدون اجازه او به همسری برگزیده­ام خروش برمی‌آورد. به همین دلیل نامه­ای به سام می­نویسد و از او برای این ازدواج کسب اجازه می­کند.

وجود بزرگان به‌عنوان شاهد در مراسم ازدواج در تمامی ازدواج­ها در شاهنامه به این رسم برمی‌خوریم که بسیاری از خردمندان و بزرگان علاوه بر خاندان عروس و داماد برای صحه گذاشتن بر این ازدواج حضور دارند و این حضور ثبت‌شده است و آنان در مجلس به فراخور عروس و داماد هدیه‌ای به آن­ها می­دهند

ازآن‌پس همه فیلسوفان شهر                   هر آنکس که بودش از آن شهر بهر

بفرمود تا راه را ساختند                         ز هر کار دل را بپرداختند

برفتند با دختر شهریار                           گرانمایگان هر یکی با نشار

انتخاب عروس در شهرستان درهّ­شهر به عهده پدر و مادر پسر بود. بعد از انتخاب به پسر اعلام می­کردند که می­خواهیم دختر فلانی را برایت انتخاب کنیم. در حال حاضر، پسر همسر دلخواه خود را انتخاب می‌کند و به او دل می‌بندد و آنگاه مادرش را از اين دل‌بستگی آگاه می‌سازد، مادر پسر هم براي ديدن دختر به بهانه­اي به خانه وي مي­رود اگر او را شايسته همسري پسرش ديد و پسنديد بی‌آنکه سخن بگويد به خانه خود برمی‌گردد و از نجابت، خوبي و زيبايي دختر تعريف مي­كند. پدر پسر در يك روز خوش‌یمن معمولاً روزهاي فرد را سعد مي­دانند همراه با خانواده، فامیل­های درجه‌یک (زن و مرد)، ریش‌سفیدان[2] و سالخوردگان (مادربزرگ، عمه­ها و خاله­ها) به خانه دختر مي­روند و او را براي پسرشان خواستگاري می‌کند اگر پدر دختر با اين وصلت موافق باشد طبق آداب‌ورسوم سنتی خود جواب مثبت (بله) را از خانواده دختر می­گیرند که در زبان محلی به آن دست دادن (قول دادن ازدواج، دَس کوی­خای، دست‌بوسان «بوسو») می­گویند که پدر و مادر دختر به نشان رسمیت دادن به این جواب مثبت به همدیگر دست می­دهند. و داماد (پسر) دست پدر و مادر عروس را می­بوسد و خانواده­ها در همان‌جا به گفتگو می‌پردازد و پيرامون عروسي سخن مي­گويند.

ردپای سنت و باور روز نیک در شاهنامه به‌خوبی دیده می­شود که به­وسیله اخترشناسان انجام می­شده است. در ازدواج زال و رودابه، منجمان دربار منوچهر، سه روزبه اختر آنان می­نگرند و سرانجام این پیوند را نیک دانسته و نتیجه آن را به دنیا آمدن فرزندی می­دانند که:

جهان زیر پای اندر آرد به تیغ     نهد تخت شاه از بر پشت میغ

کاوس شاه ایران سیاوش را به دربار فراخواند و برای ترغیب ازدواج او می­گوید: من نشان اخترت را از ستاره­شناسان گرفته­ام و می­دانم حاصل ازدواج تو شهریاری است که نام و کردارش در جهان به یادگار می­ماند:

چنین یافتم اخترت را نشان                 ز گفت ستاره شمر موبدان

که از پشت تو شهریاری بود                 که اندر جهان یادگاری بود

اخترشناسان دربار افراسیاب توارنی، به او خبر می­دهند که حاصل ازدواج سیاوش و فرنگیس فرزندی است که افراسیاب را نابود خواهد کرد:

کز این دو نژاده یکی شهریار                   بباید بگیرد جهان در کنار

به توران نماند بر و بوم رست                   کلاه من اندازد از کین

این رسم امروزه به­صورت مشخص کردن ساعاتی نیک یا روز خوش برای خواستگاری و ازدواج بین مردم رواج دارد

عهد و پیمان

در فرهنگ سنتی منطقه درهّ­شهر بعضی از دختر و پسر قبل از مراسم ازدواج با همدیگر صحبت کنند عهد و پیمان با می‌بندند بر اینکه جز یکدیگر همسری را اختیار نکنند. نمونه بارز و آشکار این عهد و پیمان را می­توان در ازدواج زال و رودابه و رستم و تهمینه دید.

آزمایش و امتحان داماد قبل از ازدواج:

یکی از سنت­ها و آیین­های ازدواج در شاهنامه، آزمایش و امتحان داماد است یعنی برای اثبات شایستگی پسر در امر ازدواج او را تحت آزمون­های جسمی و روحی قرار می­دادند. در روایات کهن آمده است: «دانش و هوش و بینش داماد را نخست با طرح چیستانی می­آزمودند، اگر می­توانست به همه پرسش­ها پاسخ گوید، کامیاب می­شد وگرنه نومید و سرشکسته بازمی‌گشت و گاه در این راه جان خود را از دست می­داد.»

در شاهنامه در چند داستان به این نوع آزمایش برمی‌خوریم؛ وقتی موبدان به منوچهر خبر می­دهند که آینده زال و رودابه خجسته است، او را به دربار فرامی‌خواند و موبدان زال را مورد پرسش­هایی فراوان و سخت قرار می­دهند و او به‌تمامی آن‌ها پاسخ می­دهد.

در داستان ازدواج فریدون، سرو، پادشاه یمن، فرزندان فریدون را با طرح معما و جادو می­آزماید و چون از این آزمون­ها سربلند بیرون می­آیند به این ازدواج راضی می­شود.

گاه خواستگار را به انجام کارهای دشوار (کشتن گرگ، اژدها و غیره) مجبور می­کنند تا شجاعت و دلاوری او را نیز بسنجند. دو تن از بزرگان روم از دو دختر قیصر روم خواستگاری می­کنند. قیصر از نحوه ازدواج کتایون رنجیده است کشتن گرگی درنده را شرط ازدواج آن دو با دخترانش می­نهد و چون انجام این کار را خارج از توان خویش می­بینند از گشتاسب می­خواهند که این کار را انجام دهد و سپس خود را کشنده گرگ معرفی می­کنند و این ازدواج سر می­گیرد

یکی از سنت­ها و آیین­های ازدواج در منطقه درهّ­شهر آزمایش و امتحان داماد است که داماد برای اثبات شایستگی خود ازلحاظ جسمی (شجاعت و دلاوری) و روحی (دانش، هوش، بینش) خود در امر ازدواج به خانواده عروس باید در کار اجباری[3] (بدون و چرا و خستگی) و کارها و مشکلاتی که خانواده عروس در زندگی روزمره با آن مواجه می­شوند شرکت جسته و در این آزمون و امتحان سخت سربلند بیرون بیاید. سلامت جسم و جان پسر برای خانواده دختر اهمیت داشت.

نامزدي:

نامزدی مردانه (نشان دختر): چند روز بعد از مراسم خواستگاري خانواده داماد بااطلاع دادن و هماهنگی خانواده عروس، روز نامزدی[4] را تعیین می­کنند. خانواده داماد چند روز جلوتر با تهیه لیست مهمانان (خانواده عروس و داماد) آن‌ها را به‌صورت سرپایی به درب منزل مهمانان رفته و آن‌ها را دعوت می­کنند؛ که فامیل درجه‌یک (عمو، دایی، ...) به‌صورت خانوادگی و بقیه اقوام و آشنایان فقط پدر خانواده دعوت می­شود.

فامیل­ها و بزرگان (خانواده عروس و داماد) در روز تعیین‌شده با آوردن يك جلد قرآن، دست لباس کامل، چادر، روسری، دسته­گل، یک عدد کله‌قند و یک نشان طلا؛ میوه و شيريني مراسمي تحت عنوان مراسم نامزدی مردانه (نشان دختر) با حضور اقوام، دوستان و آشنايان در منزل پدر عروس برگزار می‌شود و دختر را رسماً‌ به نامزدي پسر خود درمی‌آورند.

تهیه وسایل شام و درست کردن شام مجلس مهمانی مراسم مردانه بر عهده خانواده داماد هست.

بر اساس لیست اسامی دعوت‌شدگان خانواده عروس و داماد، خانواده داماد یا داماد به تهیه و تدارکات شام مراسم نامزدی مردانه می­پرداخت.

روز مراسم نامزدی مردانه، داماد با آوردن و تهیه تدارکات شام (برنج، گوشت قرمز، گوشت مرغ، زرشک، لیمو، زردچوبه، نمک و ...) و آوردن آشپز به خانه عروس به تدارک شام می­پردازد. پذیرای شام مهمانان با مجمع‌های بزرگ به‌صورت سه‌نفره صورت می­گیرد که غذا برای سه نفر در یک مجمع (سینی بزرگ) ریخته می­شود و به حضور مهمانان برده می­شود؛ که امروزه شام مهمان­ها به‌صورت یک‌نفره در ظروف یک‌بارمصرف انجام می­شود.

در مراسم نامزدی مردانه مهمانان با شام، میوه، شیرینی و چای پذیرای می­شوند؛ اما در مراسم نامزدی زنانه مراسم پذیرای از مهمانان با میوه و شیرینی صورت می­گیرد.

صبح روز بعد از نامزدی مردانه خانواده داماد (مادر یا خواهر)، عروس را برای خرید لباس به بازار برده که دختر در این روز به‌جز خرید لباس می­تواند مایحتاج خود را خریداری کند[5].

خَرجا بِرو (بله‌بران، خرج‌بران): يكي از جلسه­هاي مهم كه تصمیم‌گیری نهايي براي روز عقد در آن صورت مي­گرفت و مي­گيرد، مراسم «خر جا بِرو» است كه پس از مراسم (نشان دختر) در همان روز مراسم نامزدی مردانه بعد از پذیرایی شام صورت مي­پذيرد. در این جلسه بزرگ‌ترهای دو طرف (پدر، مادر، پدربزرگ­ها، مادربزرگ­ها، عموها، دایی­ها، خاله­ها و عمه­ها به همراه فرزندان و عروس­هایشان) براي تعيين ميزان خرید طلا، مهريه و سر مهر و جهاز دختر و تعيين روز عقدكنان باهم به گفت‌وشنود مي­پردازند. خانواده عروس همیشه دست بالا می­گرفت و خانواده داماد روی قیمت پیشنهادی چانه می­زد تا مبلغ را پایین بیاورند كه سرانجام برخي از ریش‌سفیدان و گیس‌سفیدان دو خانواده ميانه را می‌گیرند و به توافق می‌رسیدند و تمام موارد در ورق کاغذی نوشته می­شد و با صدای بلند موارد ذکرشده را می­خواندند و بزرگان- سالخوردگان و ریش‌سفیدان پای آن را در دو برگُ جداگانه به­عنوان قباله ازدواج و سیاهه (رونوشت جهیزیه) می­کردند قباله ازدواج مهریه در آن تعیین‌شده بود در روز عقد به عاقد داده می­شد که مراسم عقد را انجام دهد. وُ به مبارکی و میمنت مراسم بله‌بران به اتمام می­رسید. خرج عروسی زیاد برای خانواده داماد مهم نبود، بیشتر منظورشان این بود که مبلغ مهر را پایین بیاورند. اين جلسه در بيشتر موارد ساعت­ها به طول مي­انجامد. به اين جلسه و گفتگوهاي آن بله‌بران (خرج‌بران) نام نهاده­اند.

قباله ازدواج:

نوشتن قباله ازدواج علاوه بر جاری ساختن پیمان زناشویی بین زوجین، جزو سنت­ها و آیین­های کهن ایرانیان است که فردوسی به‌وضوح در شاهنامه به آن اشاره‌کرده است. این رسم هنوز هم باقی است و امروزه به‌صورت نوشتن سند ازدواج درآمده است. در ازدواج سیاوش و فرنگیس فردوسی به این مطلب اشاره می­کند:

نوشتن منشور بر پرنیان           همه پادشاهی به‌رسم کیان

سیاهه یا رونوشت جهیزیه:

سیاهه برداشتن از اقلام جهیزیه که در برخی نقاط هنوز هم باقی است یا نسخه­های دست‌نویس آن به­جای مانده است یکی دیگر از آداب‌ورسوم ازواج در شاهنامه است که در بین مردم دیده می­شد. گاهی اوقات قدرت و ثروت پدر عروس یا خود عروس را نزد داماد یا خانواده­اش مطرح می­سازد. برای مثال افراسیاب پادشاه توران جهیزیه­ای شاهانه برای دخترش فرنگیس می­بخشد و گلشهر همسر پیران مأمور انجام این کار می­شود وجود بزرگان به‌عنوان شاهد در مراسم ازدواج

در تمامی ازدواج­ها در شاهنامه به این رسم برمی‌خوریم که بسیاری از خردمندان و بزرگان علاوه بر خاندان عروس و داماد برای صحه گذاشتن بر این ازدواج حضور دارند و این حضور ثبت‌شده است و آنان در مجلس به فراخور عروس و داماد هدیه‌ای به آن­ها می­دهند:

از آن پس همه فیلسوفان شهر                 هر آنکس که بودش از آن شهر بهر

بفرمود تا راه را ساختند                         ز هر کار دل را بپرداختند

برفتند با دختر شهریار                           گرانمایگان هر یکی با نشار

به گنج اندرون آنچ بد نامدار                     گزیده ز زربفت چینی هزار

دو افسر پر از گوهر شاهوار                      دو یاره (دست­بند) یکی طوق و دو گوشوار

زبرجد طبق­ها و پیروزه­جام                       پر از نامه مشک و پر عود خام

ز گستدی­ها شتروار شصت                       ز زربفت پوشیدنی­ها سه دست

خلاتی دادن (خلعَتی):

خانواده داماد با فامیل­های نزدیک خود (مادر، خواهر، عمه، خاله، زن، دایی، زن‌عمو و گاهی دخترخاله، دخترعمه، دختردایی و دخترعمو) با هماهنگی قبلی با تعین یک روز مشخص به همراه عروس، مادر و خواهر عروس برای مراسم انتخاب و خرید طلا (النگو، دستبند، ...) و لباس (چادر، مانتو و ...) برای مراسم زنانه به بازار می­روند که بعد از خرید برای عروس؛ از طرف خانواده داماد برای مادربزرگ مادر، خواهر، عمه، خاله، زن، دایی، زن‌عموی عروس و کسی که در بچگی به عروس شیر داده، خَلعتی (خِلاتی) طلا و لباس گرفته می­شود.

گرفتن رونما:

گرفتن رونما از عروس یا خانواده عروس رسمی کهن است که هنوز در بین مردم منطقه درهّ­شهر باقی است. در شاهنامه سام به سیندخت مادر رودابه می­گوید: عروس را تا کی میخواهد نهفته دارد و سیندخت در جواب می­گوید: اگر هوای دیدار او را داری باید رونما بدهی.

بخندید و سیندخت را سام گفت             که رودابه را چند خواهی نهفت

بدو گفت سیندخت هدیه کجاست           اگر دیدن آفتاب هواست

چنین داد پاسخ به سیندخت سام             که از من بخواه آنچه داری تو کام

زگنج و ز تخت و ز شهر                         ورا هرچه باشد شما راست بهر

عقدکنان:

در تمامی ازدواج­های شاهنامه، موبد موبدان به آیین و کیش عقد ازدواج می­بسته و قوانین شرعی پیوسته رعایت می­شده است. در منطقه درهّ­شهر با تعیین روز عقد در یک روز نیک از طرف خانواده­ها، در روز مراسم عقد ظروف شيريني و ميوه­اي كه براي روز عقد به منزل عروس فرستاده مي­شود بايد 12 پارچه باشد. در این مراسم بالای سر عروس پارچه سفید یا حریر سفید گرفته و 2 دختر مجرد پارچه را گرفته[6] و یک دختر مجرد دیگر به نشان آغاز زندگی شیرین عروس و داماد قندها را به هم می­سابد. وقتی‌که صاحب محضر يا عاقد مي­آيد از عروس «بلي» بگيرد. خانواده داماد شناسنامه­ها را تحویل عاقد داده و عاقد شرط ازدواج را از مهر و سر مهر و جواهر و غيره ذكر مي­كند، آنگاه می‌پرسد اجازه مي­دهيد شمارا عقد كنم دختر جواب نمي­دهد. آقا مي­پرسد عروس كجا است خانمي كه كنار عروس نشسته جواب مي­دهد رفته گل بچيند. آقا موضوع را دوباره تكرار مي­كند دختر جواب نمي­دهد آقا مي­پرسد عروس كجا رفته است كه جواب نمي­دهد خانم مزبور پاسخ مي­دهد رفته گلاب بگيرد بار سوم كه آقا موضوع را تكرار مي­كند دختری که قندها را به هم می­سابد می­گوید عروس زیرلفظی (زیرزبانی) می­خواهد، مادر داماد پول و طلايي زیرزبانی به عروس می­دهد آنگاه عروس بلي می‌گوید و حاضرين دست می‌زنند و هلهله می‌کنند؛ و عروس و داماد بعد از عقد به زیارت امام‌زاده[7] شهرستان واقع در روستای اِرمو می­روند.

مراسم نامزدی:

بعد از مراسم عقدکنان بعد از چند ماه خانواده داماد با تعیین یک روز معین و نیک و مبارک، تمام زن­های اقوام فامیل (خانواده داماد و خانواده عروس) و آشنایان را چند روز قبل از برگزاری مراسم به‌صورت سرپایی به درب منزل آن‌ها رفته و آن‌ها را دعوت می­کنند.

در این مراسم فامیل­ها و مهمان­ها با دادن کادو طلا و پول به عروس، سرمایه­ای برای پشتوانه­ای زندگی مشترک که در پیش دارد و خرید جهیزیه به عروس کمک مالی انجام می­گرفت.

بعد از مراسم کادو دادن عروس و داماد به حیاط می­آمدند و با شرکت‌کنندگان در جشن می­رقصیدند.

جهیزیه بردن (جهاز بُران):

بردن جهیزیه از سوی دختر رسمی کهن، در تمامی ازدواج­های شاهنامه­ها، ازدواج با غیر ایرانی، ازدواج با دشمن و ... نوعروسان جهیزیه‌ای به خانه­ای داماد می­بردند از سنگ و جواهر و لعل گرفته تا وسایل دیگری که در ادبیات شاهنامه ذکرشده است. به‌طورکلی سه نوع جهیزیه در شاهنامه وجود دارد: اولی گنج و خواسته­ای است که در همه ازدواج­های شاهنامه دیده می­شود و از طرف پدر دختر به داماد تعلق می­گیرد برای مثال سه دختر شاه یمن، سودابه و کتایون دارای چنین جهیزیه‌ای هستند و در مجلس جشن ازدواج زال و رودابه فهرست جهیزیه عروس و خواسته­های که به زوج جوان تعلق می­گرفت خوانده‌شده است. دوم زمین بود؛ منشور صد فرسنگ از سرزمین توران جزء جهیزیه فرنگیس بود که به او سپرده شد و سیاوش مأمور آبادانی آن شد. سوم تاج بود که برخی از دامادها هنگام عروسی تاج عروسی تاج دریافت کردند مانند گشتاسب که پس از بازگشت به ایران با همسرش کتایون تاج شاهی از نماینده پدر بر سر او نهاده شد. جهیزیه اقلامی بود که نیازهای عروس و داماد را در زندگی برآورده می­کرد. در مراسم جهازبران اگر منزل عروس یا خانواده عروس نزدیک بود اقوام داماد جمع می­شدند بزرگ‌ترهای فامیل در جلو حرکت می­کردند و پشت سر آنان پسرهای جوان جمع می­شوند و وسایل جهیزیه را دست‌به‌دست جابه‌جا کرده و به خانه عروس می­بردند.

عروسي:

صبح روز بعد از حنابندان یا غروب روز بعد از حنابندان عروسی برگزار می­شد. که معمولاً از صبح تا ظهر عروس در آرایشگاه می­ماند تا داماد با دسته‌گل به پیشواز عروس رفته و خانواده داماد فامیل (عروس و داماد) به همراه کاروان عروس به بدرقه عروس رفته و عروس را از آرایشگاه آورده و به خانه پدری برای دیدار آخر می­برند.

جشني برپا مي­دارند كه حضور مطرب‌ها و نوازندگان به آن شور و حال خاصي مي­بخشد که بزرگان خانواده داماد براي آوردن عروس در آن شرکت می­کنند. داماد در ميان دو ساق دوش با دسته‌گلی به خانه عروس وارد مي­شود. بعد از پذيرايي از ميهمانان، داماد به اتاق عروس می‌رود و دسته‌گل را به او هديه می‌کند.

بعد یکی از برادران خانواده داماد[8] به اتاق عروس[9] می‌رود تا كمر عروس را ببندد. اين كار به‌وسیله يك روبان قرمز یا پارچه سفید که توشه عروس گویند شامل یک‌تکه نان و کمی نمک و یک قرآن کوچک در آن پیچیده شده انجام می‌گیرد كه بايد سه بار از سر عروس آن را بی اندازد و از پشت پاي او دربیاورد. در موقع انجام اين عمل مي­گويد: «هفت‌تا پسر يكي دختر» و یواش با مشت به پشت عروس مي­زند. بعد از پدر عروس اجازه مي­خواهند تا عروس را به خانه داماد ببرند. این شال در خانه داماد به‌وسیله کسی که کمر دختر را می­بندند بازشده و هدیه­ای چون پول یا طلا به عروس می­دهد.

نیت از انجام بستن کمر عروس با توجه به آیین و اعتقادات مردم بومی منطقه درهّ­شهر برکت دار شدن خانه داماد با آمدن عروس و بچه پسردار شدن هست.

پدر عروس مي­آيد و دست عروس و داماد را در دست يكديگر مي­گذارد و مي­گويد «ان‌شاءالله به‌پای هم پير و خُرم شويد» و سپس صورت هر دو را مي­بوسد و اطرافيان بر سر عروس داماد نقل مي­پاشند. عروس و خانواده­اش هنگام جدایی از هم به گریه می­افتند و خانواده­اش با امید به او نگاه می­کنند و برای او آرزوی خوشبختی می­کنند. همه به‌جز پدر و مادر عروس همراه عروس به خانه داماد مي­روند. ساق دوش­ها زودتر خود را به خانه می‌رسانند و از بالابر سر عروس نقل‌ونبات مي­پاشند.

بعد از گرفتن اجازه از پدر عروس، دختر را می­برند اگر منزل داماد نزدیک باشد با پیاده می­روند و اگر دور باشد با ماشین می­روند. بعد از رسیدن به خانه داماد گوسفندی در مقابل عروس قرباني مي­كنند و عروس و داماد از روي خون گوسفند رد مي­شوند. جلوی پای عروس و داماد تخم‌مرغ می­شکنند. عروس را به اتاقی که با گل و روبان­های رنگی تزیین‌شده می­برند[10] در آنجا تختی با تزیینات برای نشستن عروس و داماد گذاشته‌شده، دختر منتظر می­شود تا پدر داماد به اتاق وارد شود و به او زیرلفظی بدهد تا بنشیند که در قدیم گاو و زمین می­دادند[11]. بعدازاینکه عروس به تخت نشست مادربزرگ­ها، برادران و خواهران و فامیل درجه‌یک داماد می­آمدن و به عروس خوش‌آمد گفته دست می‌دادند و روبوسی می­کردند.

مراسم عروسي در بين لک و لرها معمولاً با ساز (سرنا) و دهل به مدت 3 ـ 2 شبانه‌روز برگزار می‌شود. در مراسم عروسي همه اقوام و آشنايان كه شفاهاً و حضوری به‌صورت سرپایی يا (كارت دعوت) از آن‌ها برای شرکت در مراسم عروسی دعوت‌شده به عروسي مي­آيند. در مدت برگزاري عروسي صاحبان عروسي از مهمانانشان با ناهار و شام پذيرائي مي­كنند؛ و پذیرایی شوندگان بعد از صرف ناهار یا شام مبلغی بر اساس تمکن مالی که دارند به‌عنوان عروسانه به عروس و داماد کمک مالی انجام می­دهند.

در طول مدت عروسي شرکت‌کنندگان زن و مرد از بستگان نزديك يكديگر به‌صورت دسته‌جمعی به رقص و پای‌کوبی مي­پردازند. در زمان بردن عروس درگذشته سواران همراه عروس در اطراف آن‌ها به سواركاري و تيراندازي مي­پرداختند و به‌این‌ترتیب عروس را تا خانه داماد مشايعت مي­كردند. با نزديك شدن عروس به خانه داماد سورناچي­ها با نواختن آهنگ (سوار، سوار) آهنگي كه اسب­ها را به وجد و بازي و دويدن وامي‌دارد به استقبال عروس رفته و دوستان و اقوام نزديك داماد او را تشويق و ترغيب به رفتن به پيشواز عروس مي­كنند. داماد به پيشواز عروس آمده مشتي نقل‌ونبات و گاهي سكه­هاي پول بر سر عروس مي­ريزد و بعد به‌اتفاق عروس و همراهانش به داخل منزل مي­روند.

روز اول خانواده عروس برای صرف ناهار یا شامی که از طرف خانواده داماد برای مهمانان ترتیب داده‌شده بود شرکت نمی­کردند. همچنین پدر و مادر دختر در روز اول عروسی در مراسم دختر شرکت نمی­کردند و فقط برادران و خواهران داماد به همراه فامیل درجه‌یک (عموها، دایی­ها، خاله­ها، عمه­ها، عروس­ها و فرزندانشان) به همراه کاروان عروس برای بدرقه عروس و بردن جهاز دختر تا منزل داماد رفته بعد از استقبال خانواده عروس از طرف خانواده داماد و بردن شام عروس و پذیرایی از عروس و داماد با شامی که از قبل برای عروس و داماد توسط خانواده عروس تدارک داده بودند برمی‌گشتند. روز دوم خانواده و فامیل عروس به‌صرف ناهار و شام دعوت می­شدند.

مراسم پذیرای از مهمانان عروسی بر عهده خانواده داماد هست که روز اول پذیرای ناهار و شام از خانواده داماد صورت می­گرفت و خانواده عروس طبق آداب‌ورسوم از روز دوم برای پذیرایی صرف ناهار و شام دعوت می­شدند.

در مراسم عروسی اگر تعداد مهمانان زیاد بود مراسم عروسی چند روز طول می­کشید.

شام عروس: در روز تعیین‌شده عروسی خانواده عروس (مادر، خواهر، عمه، خاله، زن، دایی، زن‌عمو، دخترخاله، دخترعمه، دختردایی و دخترعمو) با همکاری هم یک شام مفصل برای عروس و داماد تدارک می­بینند که در آن انواع غذاها، دسر، نوشیدنی، میوه، تنقلات، شیرینی­ها، حلوای گندم (جُوجوش) را باسلیقه شخصی خود آماده کرده که در غروب آن روز دختران جوان فامیل عروس آن­ها را بر روی سینی (مجمع) به‌طور جداگانه در 12 مجمعه چیده که اولین مجمعه یک قرآن، نان، فانوس (چراغ)، قند، و پارچه­های رنگی بر روی آن‌ها گذاشته و با صدای سرنا و دهل به خانه داماد نزدیک می­شوند و پس از رسیدن به حیاط منزل داماد در حیاط می­چرخند و خانم­ها با طبق­های سینی بر سر می­رقصیدند و پای‌کوبی می­کردند، زیاد طول نمی­کشد که طبق سینی­ها را بر روی زمین می­گذارند تا به و با دختران فامیل به رقص مشغول می­شوند و بعد از اندک زمانی درباره طبق سینی­ها را برداشته و به اتاقی که برای سفره انداختن شام عروس و داماد ترتیب داده‌شده رفته و غذاها را چیده و داماد به هرکدام از دخترانی که سینی بر سردارند مبلغی پول می­دهد که دخترها آن‌ها را جمع کرده و به عروس می­دهند. بعد از پذيرايي شام عروس و داماد از طرف خانواده عروس، خانواده عروس، خانه داماد را ترک می­کردند.

حلوای گندم که با گندم کوبیده و خردشده پخت می­شود با مخلفاتی چون مغز گردو، پسته، کشمش، بادام، کنجد، کره و شکر، گلاب محمدی درست می­شود که برای همه مهمانان پخت می­شود که مخلفات آن را بی­حد زیاد می­زنند.

ميهمانان خانه داماد را ساعت 12-11 ترك می‌کنند. خانواده داماد در حین ترک مهمانان بعد از پذیرایی و رقص و پای‌کوبی و شادی از مهمانان قدردانی و تشکر می­کند و می­گفتند انشالله بتوانیم در شادی­هایتان جبران کنیم. بعد از رفتن مهمانان عروس و داماد به حجله می­رفتند.

صبح روز پس از شب زفاف، داماد به‌تنهایی به خانه پدرزن رفته و دست او را می­بوسد در مقابل پدرزن هدایایی (قالی، پتو، ...) به داماد می­دهد.

در مراسم عروسی (جشن و مراسمات مربوط نامزدی و عروسی) اگر یکی از اقوام نزدیک (خواهر، برادر، عمو، ...) فوت می­شد به احترام خانواده متوفی تا یک سال (بعضی مواقع 6 ماه) این مراسمات برگزار نمی­شد. گهگاه اتفاق می­افتاد که بعد از دعوت مهمانان برای عروسی و نامزدی یکی از بستگان دور فوت می­شد تا بعد از چهلم متوفی خانواده عروس و داماد مراسم را لغو می­کردند و خانواده متوفی به‌پاس این احترام به متوفی آن‌ها، در مراسم خاک‌سپاری متوفایشان اعلام می­کردند هرکس مراسم عقد و عروسی دارد برگزار کند و از اینکه در مراسم ما شرکت کردید کمال تشکر و قدردانی راداریم انشالله ما بتوانیم در مراسمات عروسی و شادی­هایتان جبران کنیم. بزرگ خانواده متوفی به همراه یک زن میان‌سال به خانه کسی که مراسم داشت می­رفت و می­گفت شما مراسمتان را برگزار کنید.

پاتختي: يكي از خانم‌های دره­ّ­شهری كه همسر يكي از شخصيت­هاي فرهنگي اين شهر می‌باشند مراسم روز پاتختي خود را كه به حدود 40 سال پيش مربوط مي­گردد چنين براي نگارنده توضيح دادند:

روز بعد از عروسي كه به نام پاتختي معروف بود عروس با شيريني، نان‌روغنی (بِرساق)، مربا و حلوا (جوجوش) که خانواده عروس در مراسم شام عروس در داخل سيني­ها چيده، سيني­ها را داخل ايوان مي­گذارد، سپس عروس براي پدرشوهر و مادر شوهر جانماز پهن مي­كرد و همه حاضران نماز مي­خواندند. سپس عروس به مهمانان با گل آب‌پاش، گلاب تعارف مي­كرد از هر يك رونما مي­گرفت. پس‌ازآن مهمانان به خوردن شيريني و مربا و حلوا مي­پرداختند.

پاگشایی عروس:

بعد از مراسم عروسی، عروس تا چند روز در خانه داماد می­ماند، سپس مادر و خواهر دختر، به منزل داماد رفته و دختر را به منزل پدر خود می­برند که این‌گونه عروس پاگشا می­شد. آنگاه داماد به‌صرف ناهار یا شام دعوت می­شد و با گرفتن کادوی از طرف خانواده داماد برای عروس و داماد آن‌ها را روانه منزل خویش می­کردند. قبلاً مراسم پاگشا بعد از یک یا دو هفته بعد از عروسی انجام می­شد، اما زمان حال مراسم پاگشا یک- دو روز بعد از عروسی انجام می­شود.

مراسم پاگشای دختر (عروس) در بین فامیل نزدیک عروس و داماد نیز انجام می­گیرد بدین گونه که عروس و داماد را به‌صرف ناهار یا شام به منزل خود دعوت می­کردند و برای آن‌ها با توجه به سلیقه خودشان کادو یا مقداری پول می­دادند و بعدازاین رفت آمد بین خانواده­ها و رفت‌وآمد عروس و داماد بین خانواده آغاز می­شد.

جمع­بندی:

برپایی مراسم ازدواج در هر منطقه­ای با آداب‌ورسوم و آیین خاص، نشان­دهنده افکار، باورها، اعتقادات، خواست­ها و سنت­های مردم آن ناحیه است. وظیفه همسرگزینی برای دختران و پسران از جانب والدین و خانواده و شناخت خانواده­ها از یکدیگر و درنتیجه راحت بودن انتخاب همسر از طرف دیگر، سبب می­شد ازدواج در شهرستان درهّ­شهر به‌آسانی صورت گیرد و خانواده­ها با یکدیگر پیوند برقرار کنند و انس و الفت بیشتری در بینشان جریان پیدا کند. درواقع، سنت حسنه ازدواج در درهّ­شهر به معنای ایجاد فضایی برای همدلی، همیاری، همکاری و تعاون بین افراد منطقه بود، ضمن آنکه برگزاری فضای مفرح عروسی باعث گرمی، شادمانی، سرور، فراغت- انبساط خاطر و صمیمیت بیشتر مردم درهّ­شهر را ایفا می­کرد.

مراسم نامزدی مردانه، زنانه، عقد و حنابندان در درهّ­شهر در منزل دختر صورت می­گیرد و سپس داماد، بعد از عروسی دختر را به خانه و شهر خود می­برد که این نشان از تأثیر فرهنگ، سنت و آیین گذشته این منطقه هست که می­توان آن را ازدواج پدر مکانی نامید که این نوع ازدواج در ایران باستان وجود داشته در شاهنامه به آن نیز اشاره‌شده، برای نمونه می­توان ازدواج زال و رودابه را نام برد که بعد از ازدواج از کابل به سیستان بازمی‌گردند؛ که امروزه گهگاه جشن عقد و ازدواج در سرزمین دختر صورت می­گیرد و زوجین بعد از عروسی تا آخر در سرزمین مادری خانواده دختر زندگی می­کنند. آیین­ها و رسوم ازدواج را به‌خوبی می­توان در منطقه درهّ­شهر دید، سنت­های که از گذشتگان تا به امروز ادامه داشته و دارند مانند خواستگاری، اجازه بزرگان، تعیین روز یا ساعت خوش برای عقد و عروسی، بردن جهیزیه، شاهدان عقد، نوشتن قباله ازدواج و ... ؛ اما امروزه به دلیل وضعیت اقتصادی خانواده­ها و زیادشدن مشکلات اقتصادی جامعه درهّ­شهر امروزه بسیاری از این مراسم­ها انجام نمی­شود یا بسیار کمرنگ شده است. حوزه رسانه ملی به اشکال مختلف می­تواند با اشاعه فرهنگ این منطقه از سنت­ها و بسیاری از این آیین­ها به بهترین نحو پاسداری کند و با استفاده از چنین دستمایه­هایی می­تواند برنامه­های شاد و اثرگذاری را برای مخاطبان خودساخته و این آداب‌ورسوم سنت دیرینه ازدواج را با گرایش ساده گرایی ترویج و اشاعه دهد.

امروزه بعضی از خانواده­ها نامزدی مردانه را برگزرا نمی­کنند، یا مراسم نامزدی زنانه و مردانه را ادغام می­کنند- یکی می­کنند، بعضی­ها در مراسمات نامزدی مردانه یا عروسی از مهمانان فقط با صرف شیرینی دعوت می­شوند، مراسم خلعتی دادن را برداشته­اند (منسوخ کرده­اند)، به جای ساز و دهل و سرنا، گروه ارکستر می­آورند، مراسم هیوم بار که منسوخ شده، کاروان عروس منسوخ شده، یا خانواده عروس که قبلاً در دروز دوم دختر شرکت می­کرد به خاطر اینکه مراسم عروسی یک روز شده، خانواده عروس هم در همان روز عروسی شرکت می­کند، مراسم آوردن شام عروس از طرف خانواده عروس یا پخت حلوای گندم (جوجوش) به خاطر هزینه بالا منسوخ شده، یا عروس داماد را به ماه عسل می­فرستند. این­ها همه به خاطر وجود مشکلات اقتصادی خانواده­ها می­باشد ولی حوزه و رسانه با می­تواند با حفظ و اشاعه­ای این آداب رسوم در قالب برنامه یا مستند در زنده نگه داشتن این آداب و رسوم پویا باشد.

 


[1]. دانش­ آموخته کارشناسی ارشد باستان شناسی؛ مدرس پژوهشی دانشگاه آزاد اسلامی، واحد درهّ­شهر، گروه معماری، درهّ­شهر، ایران.

[2]. ریش سفیدان (پدربزرگ­ها، عموها، دایی­ها) و بزرگان ایل و طایفه هستند. همچنین کسانی که دارای فن بیان گویا و رسا هستند؛ که معمولاً هم خوب صحبت می­کنند و هم صحبت­های خوبی را انجام می­دهند در مراسم خاستگاری شرکت می­کنند، سن و سال خاستگارها در روز اول خاستگاری بسیار مهم است و هیچ گاه این مسئولیت را به یک جوان نمی­سپارند.

[3]. با توجه به اینکه شغل اکثر مردم منطقه کشاورزی و دامداری می­باشد، پس شرکت در کار مزارع (کاشت، برداشت) و کارها و مشکلاتی که خانواده عروس در زندگی روزمره با آن مواجه می­شوند داماد باید مشکل گشایی کند.

[4]. روز نامزدی مردانه مثلا اگر جمعه باشد غروب آن شب را که شنبه شب می­گویند، دعوت شدگان شب جمعه را با عنوان شنبه شب دعوت می­کنند و شرکت کنندگان در این مراسم در غروب روز جمعه (شنبه شب) گرد هم می­آیند. با اینکه آنها روز نامزدی تعیین می­کنند ولی این مراسم (نامزدی مردانه) شب­ها برگزار می­شود. تا بحال اتفاق نیافتاده روز نامزدی مردانه (نشان دختر) روز برگزار شود. این مراسم از ساعت 6 غروب به بعد تا پاسی از شب (تا 12 شب) برگزار می­شود.

[5]. در این روز براساس تمکن مالی داماد (خانواده داماد)، احتیاجات دختر عم از خرید لباس، طلا و ... توسط خانواده داماد با انتخاب دختر انجام می­شود.

[6]. دختری که گوشه­های پارچه سفید بالای سر عروس را می­گیرد خواهر یا خاله­زاده یا عمه­زاده او هست؛ و دختری که گوشه پارچه بالای سر داماد را گرفته خواهر یا خاله­زاده یا عمه­زاده او هست؛ که اگر مجرد نباشند دختران فامیلی که مجرد هستند این وظیفه را بر عهده دارند.

[7]. امام­زاده باباسیف­الدین

[8]. معمولاً بر عهده برادر بزرگتر می­باشد؛ که می­تواند توسط پدر، برادر کوچک، یا دایی داماد انجام شود.

[9]. اتاقی که عروس در خانه پدری در آن بزرگ شده و در روز عروس برای انجام مراسم بستن کمر عروس تزیین شده است.

[10]. اتاق حجله، شب زفاف

[11]. در قدیم وقتی داماد، عروس را به خانه می­برد، پدر داماد بعد از چند دقیقه به اتاق وارد می­شده و بعد از بوسیدن پیشیانی دختر، به او تعارف می­کرد که عروسم بشین و حاضرین می­گفتند عروس زیر لفظی می­خواهد، پدر داماد با دادن یک یا چند گاو یا تکه زمینی به عنوان زیر لفظی به عروس به او تعارف می­کرد بنشیند.

اضافه کردن نظر

در زمینه‌ی انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:

لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
« ویرا » مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
« ویرا » از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر می‌شود.


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی

 تبلیغات سايت خبري ويرا

      09120440191

 

 

 

 

 

 

 

 تمام حقوق سایت متعلق به پایگاه اطلاع رسانی ویرا با مجوز رسمی از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی می باشد

Template Design:Dima Group