▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌

شنبه 26 آبان 1397 Saturday 17 November 2018 8 ربیع‌الاول 1440

آخرین اخبار سایت

گذری بر پدیده ی خرید و فروش رای»

نردبانی که خوابیده است

محمدرضا رستم پور -  سايت خبري ويرامحمد رضا رستم پور- آنها می دانند که این پول های اندک نردبانی خوابیده است که هیچ فروشنده ای را به پیشرفت نمی رساند اما ممکن است دو سه روز نقش یک قرص  مسکن را داشته باشد

روز. خارجی. خیابان
از خانه بیرون می زنم امروز را نباید دست خالی برگردم ، امروز را اگر دست خالی برگردم نمی توانم نگاه  پرسش گر همسر و بچه هایم را تحمل کنم  و اگر شانس بیاورم و مغازه ی سرکوچه را جوری دور بزنم که مرا نبینند، تازه با نگاه پرسش گر همسرو بچه هایم  روبه رو می شوم و آنها را کاری نمی شود کرد. هر طوری شده باید امروز را دست پر برگردم و کاری گیر بیاورم اگر چه کارگری این ر وزها مشکل گیر می آید ، وگر نه خانه ام خالی از همه چیز می شود خانه ای که اجاره ای است و درحاشیه ی شهر مرا پناه داده است ، دیگر اسباب قابل فروشی برایم باقی نمانده که در این بیکاری و بحران اقتصادی بفروشم.
نه صبر کن شاید راهی هست خدای من... خدای من... امروز روز ویژه ای است امروز یک روز ویژه است و می توانم رای خودمان را بفروشیم و دوسه روز دیگر دوام بیاوریم تا آن وقت خدا چه بخواهد
روز. خارجی. ایستگاه اتوبوس
امروز برای تمام دانشجویان روز ویژه ای است می توانند بروند با آگاهی انتخاب خود را در صندوق بریزند اما من کرایه اتوبوس را هم ندارم من چرا دنبال این و آن بیفتم ؟ من چرا خوراک حزب ها و گروههای سیاسی بشوم؟ من چرا خودم را قاطی کنم به من چه می رسد از این شعارها؟ ، همین که پای نماينده به مجلس برسد شاید درگیر خواسته های جناح و حزب خود بشود و آنقدر مشغول بیانیه امضا کردن بر علیه این و آن  شود که اصلا به فکر من نباشد. به من چه می رسد؟ من دانشجو هستم اما من هم گرسته ام می شود من هم جیبم خالی از کرایه تاکسی و کرایه اتوبوس می شود من هم برای گوشی ام شارژ نیاز دارم و پولم ته کشیده! دیگر دانشجویان را ول کن من یکی که از انتخابات  همین گیرم می آید پس این نقد را بگیر و دست از آن نسیه بردار که آواز دهل شنیدن از دور خوش است ....راست گفته خیام ...ها....
تازه پول خودمان را به خودمان می دهند از کجا آورده اند که این همه پول خرج می کنند  ...
روز، خارجی، اداره دولتی
امروز برای من روز قانون است باید تمام تلاش خود را بکنم که آنها که قانون را دور می زنند واز نداری تعدادی از مردم سوء استفاده می کنند در دست  قانون بیندازم نباید بگذارم به مردم توهین شود نباید بگذارم حتی یک رای خریداری شود اما با گرفتن این مزدورهایی که به مردم پول می دهند کاری پیش نمی رود باید سراغ سرچشمه ها بروم سراغ آنها که این پول را می دهند سراغ آنها که به این کار دستور داده اند سراغ آنها که به مزدوران پول می دهند تا  دم در حوزه های رای گیری کمین کنند وبیچاره ای را به دام بیندازند اگر بتوانم یکی از آنها را با مدرک گیر بیندازم کار خود را درست انجام داده ام اما چه جوری؟ آنها زرنگ تر از این حرف ها هستند که به سادگی به دام بیفتند آنها همه جا نفوذ دارند  ...
روز. خارجی ،دفتر نشریه
امروز را صبح زود بیدار شده ام که بتوانم سوژه های خوبی برای گزارشم گیر بیاورم در باره ی همین خرید رای می خوام مطلبی مستند بنویسم اگر بشود با آنها که رای می خرند و آنها رای می فروشند صحبت کنم خیلی خوب می شود. این پدیده ی شوم چند سالی است با سوء استفاده ی برخی از کاندیدها و طرفدارانشان دارد کم کم به یک کار تبدیل می شود کاری  که اگر امروز درباره اش صحبت نکنیم فردا از زشتی اش  می افتد و به آیینی غیر قابل تغییر تبدیل می شود و اگر بتوانم در باره ی این هم بنویسم که این پول ها که با آنها رای خریداری می شود از کجا می آید سرچشمه ی این پول ها کجاست خیلی خوب می شود. خیلی از قربانیان این معامله ی نا عادلانه نمی دانند که دارند پول خودشان را به خودشان می دهند تا رایشان را بخرند روزنامه نگاری هم درد سر های خاص خودش را دارد باید طوری بنویسم که به کسی برنخورد ولی لامصب هر جوری بنویسیم به گوشه ی قبای کسی حتما برمی خورد اما من پشتوانه ای هم ندارم که بتوانم رویش حساب کنم شاید بهتر است کمی آهسته تر ....
در بعضی از مناطق رای تا صدو پنجاه تومان هم خریداری می شود و اگر کسی باشد که با خریداران به صورت جدی و بدون هیچ ملاحظه ای برخورد کند دیگر به انتخاب ها توهین نمی شود دیگر به بعضی از کاندیدها تلقین نمی شود که می توان همه چیز را خرید و همه چیز را با پول به دست آورد  شاید بهتر باشد به فروشندگان رای نیز فکر کرد و از بیت المال هزینه  هایی را صرف تامین زندگی آنهایی کرد که مجبورند رای خود را بفروشند و فکر می کنند از انتخابات همین گیر شان می آید! و این را نیز حق خود می دانند شاید بهتر  باشد در کنار این هزینه ها تدبیری نیز برای آموزش به این افراد به کار گرفته شود و به گونه ای قابل درک برایشان توضیح  داد که رای چیزی نیست که بتوان فروخت و هر کسی به مجلس راه می یابد می تواند در سرنوشت یک سرزمین ، یک استان ،یک ملت تاثیر گذار باشد و هر چه شایسته تر باشد نتیجه اش به سربلندی سرزمینمان بیشتر نزدیک می شود
روز خارجی پایان آب و تاب
آن روز گذشت آب هااز آسیاب افتاد و رفت و آمد ها از تب و تاب، پارک بان ها کاغذها و بنر ها و پوستر ها و بروشورها را از خیابان جمع می کردند و به هزینه های میلیونی و میلیاردی تبلیغات کاندید هایی که برنده نشده بودند فکر می کردند اما در کنار شادی برگزیده ها و طرفدارانشان  شاید افرادی دیگر نیز خوشحال بودند  همسری که دویست تومان دم عیدی از دست شوهرش دریافت کرده ،دانشجویی که کرایه ی چند مدت را به دست آورده ،خانواده ی بی خبر از ارزش رای که دویست تومان به سبد عیدی شان اضافه شده و مامور قانونی که چند نفر خریدار رای را به دام انداخته است و.....
و چه بسیار افرادی که از این وضعیت ناراحت و نگران هستند و دستشان به جایی نمی رسد و کاری از دستشان برنمی اید اما می دانند این کار راه حل دارد می دانند که می توان از خانواده های آسیب پذیردر آستانه ی انتخابات حمایت مادی و معنوی و آموزشی کرد ، می شود قوانین سخت و بی رحمانه ای گذاشت برای کسانی که قانون و آگاهی مردم را دور می زنند می توان آگاهی داد به فروشندگان رای و خریداران رای را به آگاهی برد! می توان خیلی کارها کرد و همتی همگانی به خرج داد
آنها می دانند که بسیار خانواده ها هستند که در فقر کامل به سر می برند اما حاضر نیستند رای خود را بفروشند و آگاهانه به پای صندوق انتخاب می روند و فریب زرو تزویر نمی خورند آنها می دانند که دانشجویان چه نقش تعیین کننده ای در انتخاب دارند و تنها اندک افرادی از این قشر به این کار راضی می شوند.

آنها می دانند که آموزش در کنار رفاه می تواند معجزه کندآنها می دانند که گاهی قانون نیز می ماند که حق را چگونه از نا حق تشخیص بدهد وقتی خریداران رای از شگردهای تازه تری استفاده می کنند   و هر دوره سبک خریدن رأی عوض می شود.مثلا خریداران آرا تا مطمئن نمی شدند طرف رأیش را نمی‌فروشد ، پول نمی دادند.ابتدا قیمت رو می گفتند بعد که فروشنده رأی توافق می کرد اسم کاندید دیگری را به او  می گفت و می گفت خب برو یک ساعت دیگه بیا تو بهت پول بدیم.طرف بعد از یک ساعت برمی گشت و به همراه خریدار رأی می رفت کنار صندوق ولی خریدار رأی خودش اسم کاندید را  می نوشت یعنی به نام دیگران به کام خودشان.
می دانند که کارگری نیز به زور به دست می آید اگر هم به دست بیاید دست مزد ها واقعی نیستند و خیلی از پیمانکاران نه حق بیمه به او می دهند نه حق غذا و نه حق رفت و آمد و این گونه کارگری می تواند آسیب پذیر باشد.
می دانند که کاندیدی که با سوء استفاده از نیاز دیگران به مجلس راه یابد نماینده ی مردم نیست و نباید انتظاری داشت که برای سرزمینش کاری بکند و دیر یا زود گند کارهایش در می اید اما دیگر دیر شده و به هدف خود رسيده و دوره اش هم تمام شده و به همه از ته دل می خندد.
آنها می دانند ویروس سوء استفاده از نیاز دیگران و بی سوادی و بی خبری  اگر نادیده گرفته شود در آینده آسیب های بیشتری به اجتماع خواهد زد.
آنها می دانند که این پول های اندک نردبانی خوابیده است که هیچ فروشنده ای را به پیشرفت نمی رساند اما ممکن است دو سه روز نقش یک قرص  مسکن را داشته باشد.
آنها می دانند ....آنها می دانند

اضافه کردن نظر

در زمینه‌ی انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:

لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
« ویرا » مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
« ویرا » از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر می‌شود.


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی

 تبلیغات سايت خبري ويرا

      09120440191

 

 

 

 

 

 

 

 تمام حقوق سایت متعلق به پایگاه اطلاع رسانی ویرا با مجوز رسمی از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی می باشد

Template Design:Dima Group