▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌

دوشنبه 28 آبان 1397 Monday 19 November 2018 10 ربیع‌الاول 1440

آخرین اخبار سایت

شوخي با روزنامه نگاران استان

اين پنج نفر /از مرواريد تا خداداد

سايت خبري ويرافرج اله صيدمحمدي :: سايت خبري ويرا -  از بس كه در اين استان به دليل حضور ريزگردها نه پرنده پر مي زنه و نه تلگرام اجازه ميدهد كسي حالي از كسي بپرسه و همه مي پرسند هفته نامه متري چند؟ و اخبار كيلويي چند،

براي جانماندن از قافله كانال هاي تلگرامي از سر بي خبري با چند تن از روزنامه نگاران استان شوخي مطبوعاتي داشته ايم كه در ادامه مي خوانيد.باشد كه اين عزيزان سگرمه ها را از صورت خود بدر كنند و قلوب خود را به احسن الحال تحويل نمايند.

محمدرضا مرواريد صاحب امتياز اولين هفته نامه منظم ايلام:

بخش شمالي استان وي را با عنوان اسماعيل و بخش جنوب ايلام ايشان را به نام محمدرضا مي شناسند ،بخش مركزي هنوز مدل موي او را با كت و شلوارشان ست نكرده اند.

مرواريد آخرين باري كه دست به سخن برده است اواخر سال يك هزار و سيصد و نود و سه بود كه از يك بهار در كيوسك هاي مطبوعات خبر داد. اما مطبوعات استان بهار ايلامي را به دليل ترادف آن با بهار عربي نپذيرفتند و خزان كاغذي را از ايشان نقد دريافت نمودند.اما وي قول داد همه سبزه هاي سيزده بدر را روي دكه هاي مطبوعات يا در محل لوگوي نشريات محلي به عنوان گوشه اي از بهار مندرج نمايند.

صاحب امتياز پيك ايلام همواره حوصله گرماي زياد را نداشته و بارها كاربري كوره را فقط پخت وپز آجر دانسته اند و از اين مدل گرما گريزان بوده اند و از كوره در رفتن هاي ايشان صرفا به دليل گرماي محل مصاحبه بوده است."به اصطلاح" و" در بحث"، كليد واژه هاي مرواريد در هنگامه از دست دادن سرنخ سخن است.

ايشان مهمترين مشكل زلزله زدگان آبدانان را مشكل جنس چيني چادرهاي هلال احمر و مشكل سيل زدگان استان را عدم حضور پادگان هاي ارتش و نداشتن امكانات زرهي از جمله توپ هاي توريست كُش و تانك ذوالفقار در استان مي داند .كارشناسان تنوير افكار عمومي دليل آتش سوزي گسترده جنگل هاي ايلام بويژه شلم را حضور مهندس مرواريد در داخل ماشين شخصي در شهر ايلام با لباس پلوخوري عنوان كرده اند.

اولين انشاي مهندس مرواريد در مورد شغل آينده شان بوده است كه وي از همان ابتدا علاقه زيادي به خلباني داشته و پاراگلايدر سواري و جابجايي مديران پير با پير و جوان با جوان در تخصص هاي فضايي ايشان است. اگر اغيار ما را قمارباز نخوانند مهندس محمدرضا اصلا اهل "خاله زنك بازيهاي مديريتي" نبوده و بسيار علاقه وافري به فيلم هايي كه هنوز روي گيشه سينما نرفته اند دارند و "تك خال آسماني" آخرين فيلمي است كه او قرار است در مورد خلبان معروف ببيند.

خداداد ابراهيمي مديرمسئول اولين روزنامه استان:

خداداد؛ عاشق ترين معلمي كه معلوم نيست" ابراهيم در آتش" به دادش رسيد يا خدا او را به مطبوعات ايلام هديه داد. او" يه گله"(يك دونه) است و درعين حال ارتباط خوبي با تك دانه و كيك ندارد اما علاقه وافري به يكي از سردبيران هفته نامه هاي محلي استان دارد. اين دو عزيز كه "عقيده شان بسيار با هم صاف است" و براي استخر و شنا با هم مي روند و قهوه مي خورند، هر لحظه اراده نمايند حتي در همايش مطبوعات استان هاي كشور در مصلاي تهران نيز در آغوش همديگر قرار مي گيرند.

ابراهيمي از سفيدهاي روزگار سياه امروزي است كه از "آو شه و من"(آب شب مانده) نيز پرهيز مي كند .اگر ايلامي نبود الان وي به جاي انتظامي، معاون مطبوعاتي وزارت ارشاد بود.دليل اينكه او هنوز به اين سمت نرسيده است ورژن كيف سامسونت مشكي قديمي و كلنگي وي مي باشد كه شانه هاي وي را به سمت مسئوليت اتحاديه مطبوعات استان هاي كشور گرايش داده است.

حاجي خداداد همان پيراهني را به تن دارد كه برادران يوسف پاره كردند تا يوزارسيف عزيز مصر بشود.بوي كاغذي يقه پيراهن ابراهيمي هنوز به مشام ابراهيم نواي خوش زندگي را متبادر مي كند.

خالق زيباترين واژگان فارسي و عربي در مهران اين روزها يك پايش تهران است يك پايش مهران . جناب خداداد ابراهيمي وقتي تلفن همراهش را پاسخ مي دهد كه يا در وزارتخانه متبوع در حال بالا پايين كردن پله ها باشد يا در جلسه با معاون وزير در مورد مشكل مطبوعات محلي باشد.

ايشان صبح خود را با يك تاليف جديد آغاز مي كند و شب را با نوشتن سخن آغازين يك كتاب ديگر به صبح مي رساند.تاليف هاي ايشان با ورق كاهي هنوز بوي زندگي، بوي باروت و بوي حرفهاي جديد مي دهند.

رضا رستمي: سردبير مانشت

اگر در يك جمله بخواهي اين روزنامه نگار كهنه كار تندر سوار را توصيف كني فقط به دو كلمه مي رسيم."من مخالفم". بند ناف اين مانشت نشين را با سؤال ، مخالفت و انتقاد بريده اند. وي كه استفاده از فضاي مجازي را ابزار نفوذ دشمن مي دانست ، در عنفوان جواني سبيلش حرف اول را در بين سبيلوهاي مطبوعات مي زد.به جز حاج آبختي سنجابي به عنوان استاد وي، كسي در بين روزنامه نگاران دهه هفتاد پا جاي پاي سبيل وي نگذاشته است.رستمي بعد از مرگ چارلي چاپلين با اعمال اصلاحات و تغييراتي مدل سبيل وي را به عنوان لوگوي خود برگزيد.

در جامعه امروزي كه تشخيص مرد از زن و تشخيص زن از مرد به دليل برداشتن زير و پشت ابرو سخت تر از رد شدن از بلوار فارابي شهر ايلام است، رضا رستمي از معدود سردبيران سبيلويي است كه هم چنان ابروي پرپشت و چهره خيلي مردانه اما رئوف خود را حفظ نموده است كه البته در سالهاي آتي از آن با ذكر كروكي ، خاطره و كاريكاتور نام برده خواهد شد.

رضا رستمي به جز آپشن سبيل،قلم انفجاري و ابروي پرپشت و يك عدد فلش چهار گيگ فيروزه اي رنگ، يك آيكون ديگري در درايو دي دارد و آن هم هيچ مراسم ختمي را تاكنون از دست نداده است.

هفته نامه مانشت را از نظر گرافيكي به "صورت يخي و صورت سنگي" و "عصر يخبندان سه "تشبيه مي كنم كه هيچ خلاقيتي در طراحي آن به درخواست سردبير بسيار جدي مانشت پذيرفته نشده اما رضاي مطبوعات ايلام اگر بر دستمال كاغذي هم يادداشت هاي خود را بنويسد باز نيش و نقد لازم را براي ستردن عيوب به ارمغان دارد.

شاهكار زندگي روزنامه نگاري ايشان رسوخ در عمق سخت افزار كامپيوتر و اينترنت و ارسال يك رايانامه(ايميل) است.

عبدالحميد كرمي ؛ رئيس خانه مطبوعات استان :

حاجي عبدالحميد كه بسياري از مطبوعاتي هاي استان طعم شاگردي وي در پيش دانشگاهي شهيد چمران شهر ايلام چشيده اند را حاصل تضارب تفكرات سياسي سنتي و نئو پلوراليسم در قالب چهره اي فتوژنيك مي دانند.

حاجي كرمي كه ابر و باد و مه و فلك وخورشيد و دولت تدبيرو اميد و مهندس مرواريد و ستاد روحاني در استان و تعدادي از معلمان منصوب شده در معاونت هاي فرمانداري ها و شهردار وقت ايلام و فاتحان قله اورست دست به دست هم دادند كه وي بعد از بازنشستگي از آموزش و پرورش، از رياست و كياست دور نماند، در اوج خرقه پوشي به عنوان رئيس خانه مطبوعات ايلام انتخاب شد.

سعدي نشينان انتخاب او از بين هفت گزينه راه يافته به ميني بوس شهر(خانه مطبوعات) را موجه ترين انتخاب دانسته اند .رياست وي در ميان تنش جوانان عضو هيات رئيسه و سوت و كف صندلي هاي مندرس ارشاد به بار نشست.

مديرمسئول هفته نامه پيك همواره دلش براي شاگردانش تنگ مي شود و گه گاهي يادي از آنها مي كند. وي برخي اوقات شاگردانش را پاي تخته سياه مي برد و فلكه مي كند و هر چه شاگردان از وي فرار مي كنند وي از عشق زياد دست از سر آنها بر نمي دارد و بيشتر ! وقتي از آنها ياد مي كند كه رنگ صورتش را سرخ كرده باشند.

اين سياستمدار كهنه كار كه در لحظات عصبانيت خارج از كنترل به نظر مي رسد در باب رفاقت، بسيار مهربان و تو دل برو و سرشار از ناز و كرشمه است .بيشتر مطالب وي در حوزه مطالب اخلاقي است و شايد وي معلم ديني عربي و اخلاق در دبيرستان بوده باشد.

او ماهيت پيك ايلام را صرفا از يك هفته نامه اي كه فقط پيام تبريك چاپ مي كرد به يك هفته نامه اي كه پيام تسليت نيز چاپ مي كند تغيير داده است كه پيشرفت شگرفي است.

كرمي از تمجيد شدن با قرار قبلي و با وقت فعلي، بيشتر از موفقيت فرزندش در آزمون پتروشيمي ايلام خوشحال مي شود.

حاجي كرمي كه از پول دوران بازنشستگي اش پيك را به چاپ مي ر ساند بيشترين واژه اي را كه در دو سال گذشته به كار برده است" الحمدالله دولت تدبير و اميد" بوده است.

مهدي كاكاخاني سردبير نشريه وريا

مهدي كاكاخاني به عنوان يك روزنامه نگار صنعتي خيلي خوب به شمار مي رود كه نگارنده هماره با وي همزاد پنداري نموده است . وي از وقتي كه روابط عمومي مهدوي در بازرگاني و نصيري در سازمان صنعت شده است از فروشگاه هاي بهاره در چغاسبز خريدي نداشته و اولين اتفاق تلخ زندگي اش مديريت نمودن قيمت برنج در زمان سلطان محمود بوده است.

مهدي را همه دوست دارند و من بيشتر از بهر آن كه او يك خلاق به تمام معناست و علاقه زيادي به "جاجگ(آدامس) كوردي" ،ونوشك و روزنامه نگاري دارد.بيشترين خلاقيت وي در بهره گيري از ريزدانه هاي پليمري و مهار مطبوعات استان است.آخرين باري كه وي دستش را باز نموده است مربوط مي شود به دست دادن با خداداد ابراهيمي در لحظه دريافت جايزه نفر اول تيتر مطبوعات استان هاي كشور با اين تيتر" صفحه كليدهايي كه حرمت قلم را شكستند"

بين علماي صنعت پزشكي اختلاف نظر است كه واقعا مهدي يك" كا" ست يا دو "كا" كه وي بيشتر از دو كا به نظر مي رسد. مهدي فقط رئيس سازمان صنعت نشده است و مثل عبداله بهادري كه همه پست هاي استان را در كارنامه اش دارد ، تمام اتاق هاي ساختمان بلوار صنايع را حداقل سالي يك بار سر زده است.

سن و سال مهدي را فقط نعمت زاده وزير دولت روحاني و آيت الله هاشمي رفسنجاني مي دانند .به هر حال او تنها روزنامه نگار ايالات متحده "گله جار "(روستايي در چوار) در دنياست كه در حالي كه ورياست موهاي سرش را مقابل جامك(آيينه) شانه مي زند.

اوج فرار يك نفر از خودش را مهدي به نام خودش ثبت كرده و وقتي يك قطعه عكس با سبيل از آلبوم خاظراتش جدا شد و به دست رسانه هاي بيگانه رسيد از هرگونه سبيلي خود را تطهير و مبرا دانست و با فتو شاپ چهره اش را به شكل امروزي درآورد.

مهدي كاكاخاني و رضا رستمي از ازل تاكنون يك روح در دو بدن بوده اند به همين خاطر است كه بيشتر اخبار صنعت در مانشت و وريا چاپ مي شود.

در پايان اين طنز ياد وخاطره درگذشتگان مطبوعات استان در سال 94 را گرامي مي داريم وبراي آنها دنيايي شادتر از دنياي خودمان آرزومنديم.

ادامه دارد....

نظرات   

 
0 # مهم 1394-12-26 22:44
درود بر فرج عزیز و خوش ذوق..خیلی کنایه آمیز بود و البتهجالب
پاسخ | پاسخ با نقل قول | نقل قول
 

اضافه کردن نظر

در زمینه‌ی انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:

لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
« ویرا » مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
« ویرا » از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر می‌شود.


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی

 تبلیغات سايت خبري ويرا

      09120440191

 

 

 

 

 

 

 

 تمام حقوق سایت متعلق به پایگاه اطلاع رسانی ویرا با مجوز رسمی از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی می باشد

Template Design:Dima Group