▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌

پنجشنبه 24 آبان 1397 Thursday 15 November 2018 6 ربیع‌الاول 1440

آخرین اخبار سایت

موضوع انشاء:

تابستان را دوست ندارم

مهدي سبزهمهدي سبزه - سايت خبري ويرا  - مثل گذشته دیگر فصل تابستان را دوست ندارم، دوست ندارم که هیچ ، حتی از شنیدن نام آن وحشت میکنم. می بینی چه به حال و روزمان آمده است؟

فصل تابستان برای ما شاگردهای قدیمی یاد آور بازیها و شادی های فراوانی بود که همیشه آرزو میکردیم سریع از راه برسد. همیشه آرزو میکردیم تابستان شود تا با فراغ بال به استقبالش برویم. تابستان که می رسید بی محابا در رودخانه بدون دغدغه تمیزی آبش در آن شنا می کردیم. خبری از استخر نبود. اصلا کم آبی نبود. کم آبی بود یا نه ما نفهمیدیم. برای ما تابستان ها همیشه پر آبی بود.
حالا چرا تابستانها را دیگر دوست ندارم؟ چون کم آبی شده.تابلو آب هست اما کم است را روی در و دیوار شهرها نصب میکنند که هوس آب بازی نکنیم. حتی هندوانه و خربزه ی شیرین را هم با استرس میخوریم. چون میدانیم چقدر آب برای رسیدنشان مصرف شده است.
کم آبی پیشکش، درد جدیدی به دردهایمان اضافه شده.و باز میگویم دیگر تابستان را دوست ندارم. آن درد وحشتناک چندسالی است دامان تابستان را گرفته ول نمیکند.آن درد این است: جنگل ها طعمه ی حریق می¬شوند. جنگل های سبز وطنم یکی پس از دیگری درتابستان لعنتی نابود می شوند.
اصلا نمی خواهم تابستان شود. تابستان که شروع می شود آتش سوزی معرکه می گیرد. جنگل های زیبا به کام آتش می روند و طبیعت خاکستر می شود. و این داستان هر سال در تابستان تکرار می شود و البته مثل همیشه بالگرد هم دیر اعزام می شود.
حیف است از ریزگردها بخش دیگری از جاذبه‌ی فصل تابستان یادی نکنیم. مهمان های ناخوانده تابستان هر سال از راه می رسند و دستی به سر و گوش جنگل های استان می کشند و راه خود را می کشند و می روند. باز می گویم چرا تابستان را دوست ندارم؟
دیگر تابستان را دوست ندارم. آن زمان که کودک بودم تابستان ها برایم شاد ترین فصل سال بود. نه از ریزگرد خبری بود، نه از کم آبی، نه از حریق. حتی به ذهنم خطور نمیکرد که روزی برسد تابستان را اینجوری ببینم. چقدر وحشتناک!
آری آن روزهای وحشتناک فرا رسیده است. از زمین و زمان برای تابستان دردسر می بارد. تابستان به پاتوقی برای حضور ریزدگردها و حریق ها تبدیل شده است. یک روز جنگل های پاسارگاد، یک روز جنگل های ایلام. تابستان را دیگر دوست ندارم. رهاورد تابستان گرد و خاک است و آتشی که به جان جنگل ها می افتد.
کاش می شد تابستان را از میان فصل ها حذف کرد. کاش می شد تابستان را سر عقل آورد. کاش تابستان ها شبیه گذشته ها می شد. قبلا جغرافیا که می خواندیم پاسخ اکثر پرسشهای آن این بود: آب کافی، خاک حاصلخیز، و ... اما اکنون پاسخ همان سوالات این است: کم آبی، گرد و خاک و آتش سوزی!

با خرداد آغاز می شود و تا آبان ادامه دارد. وسعتش هم مثل خرابکاری هایش زیاد شده. شاید تصور اش سخت است اما اینطوری که پیش می رود روزی فرا میرسد که همه ی سال تابستان می شود. خدا آن روز را نیاورد.

 

اضافه کردن نظر

در زمینه‌ی انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:

لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
« ویرا » مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
« ویرا » از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر می‌شود.


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی

 تبلیغات سايت خبري ويرا

      09120440191

 

 

 

 

 

 

 

 تمام حقوق سایت متعلق به پایگاه اطلاع رسانی ویرا با مجوز رسمی از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی می باشد

Template Design:Dima Group