▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌

پنجشنبه 24 آبان 1397 Thursday 15 November 2018 6 ربیع‌الاول 1440

آخرین اخبار سایت

صلاح مصلحان

صد تا قفل بر در دکان‌های دو نبش اصلاح‌طلبان

اصلاح طلبانعارف لطافتی- سايت خبري ويرا -یکی آن دیگر را استاد فرصت سوزی می‌داند، دیگری خود را نسل سوخته و فرزندش خود را پدر سوخته می‌داند. این بانیان اصلاح‌طلبی، در دو دهه گذشته، بی شک خود در پس پشت خویش خرمنی از امیدهای سوخته به جا گذاشتند و بهترین نام به جای اصلاحات می تواند امیدهای سوخته دو نسل باشد. اما ساده‌انگاری است اگر تنها بی عملی را علت شکست اصلاحات بدانیم.

اگر بخواهیم این پروژه را به بهترین نحو توصیف کنیم باید از زبان تئوری‌باف آن آغاز کنیم؛ مردم را چون بازیچه‌ای فرض کردن و سوار شدن بر دوش آنان. فشار از پایین مردم بدین معنا بود که نخبگانی را بر سر دست به مناصب مورد نظر برسانند. اصلاح طلبی گفتمانی بر سر کسب مناصب بود، باید مردم این مناصب و کرسی‌ها را به آنان از تنها طریق ممکن یعنی انتخابات تفویض می‌کردند و بعد از آن دیگر سهم این مردم مشخص نبود. مردم تنها ابزار بودند، ابزاری برای فشار. فشار از جانب مردم تا این نخبگان خودخوانده آنچه را که به صلاح مردم است در آینده برای ایشان بسازند.

سهم مردم کاملاً مشخص بود، تفویض اختیار تا شعارهایی که بعضی آن را گفتمان می‌نامیدند به وجود آید به مانند گفتمان گفتگوی تمدن‌ها. طنز قضیه آنجاست که گفتگوی تمدن‌ها محدود بود به جامی چهارجانبه در تهران. نادیده انگاشتن سایر ملت‌ها تعریضی بود به نادیده گرفتن ملت خود. از مردم تقاضای صبر می‌کردند و با لبخندهایشان تقاضای فرصت. کاش می‌فهمیدند که عمر ما آنقدر نیست که چندین قرن منتظر رنسانس باقی بمانیم، رنسانسی اگر در کار بود که نبود، نه تنها در عمل وجود نداشت در حرف هم اثری نمانده بود.

این بار نوبت مردم بود که به آنان بی اعتنا باشند و با بی اعتنایی از کنار تک به تک صندوق‌های شورای شهر و مجلس و سپس ریاست جمهوری بگذرند. این نخبگان حذف شده فاقد نقشه و طرحی دیگر بودند. طرف مقابل شوخی نداشت، اهل مماشات هم نبود، اما اصلاح‌طلبان در پی مماشات بودند و در پی سازش. دبیر حزب اول اصلاح‌طلبان با تندترین برخورد به دانشجویان مملکت برخورد می‌کرد که چرا با رییس‌جمهور چنین و چنان برخورد می‌کنید تا شاید بدین وسیله خط خود را از این دانشجویان افراطی جدا کند به امید کسب منصبی دیگر. اصلاح‌طلبی که پایگاه خود را در میان طبقه متوسط از دست داده بود، بنا به سیاست‌های اشتباه خود و سیاست‌های تعدیل و غیر تعدیل پا بر سر بسیاری از طبقات جامعه گذاشته بود. طبقات پایین جامعه در پی به وجود آوردن سرمایه‌داری ملی به طور کامل از جامعه حذف شده بودند. این آرزو هم به طور کل بر آب شد. سیلی از سرمایه‌های ملت سر از دبی، اسپانیا و قبرس در آورد. این طبقه اما بی‌اعتنا از کنار صندوق نگذشت، در حال غرق شدن دست به آخرین حربه زد تا شاید با تخم‌مرغ‌های چینی بتواند شکم خویش را سیر سازد.

اما در ادامه مسیر اصلاح طلبان وامانده علی رغم رد صلاحیت‌ها و تمام معضلات باز در پی کسب قدرت برآمدند. دو شکست دیگر در مجلس و شورای شهر به کارنامه پرافتخار خویش افزودند. اوضاع کشور رو به وخامت داشت، فشار تحریم‌ها کمر مردم را خم کرده بود، طبقات پایین‌تر بیشتر متضرر شده بودند. حتی دیگر نمی‌توانستند باک ماشین‌های پر مصرفشان را برای ساده‌ترین تفریحات پر کنند. تورم بیداد می‌کرد. خطر جنگ، کم، اما حس می‌شد.

در این شرایط کلیدسازانی با وعده باز کردن قفل ها پیدا شدند. به مردم امید به گشایش‌ها دادند. اما آنچه مردم را به پای صندوق‌های رای می‌کشید امید نبود، ترس بود. باز هم انتخابات سلبی دیگر در کشور برگزار شد. پاستوریزه‌ترین انتخابات ریاست جمهوری برگزار شد، محدود به دو هفته‌ای تبلیغات و پس از آن یک روز جشن. دولت جدید برآمده موفقیت‌هایی هم داشت به مانند حماسه ژنو. اما اکنون سه سال از زمان انتخابات می‌گذرد. فرصت‌ها به سرعت در حال سپری شدن هستند. ترس‌های ما هم در حال افزایش، اگر دولت نتواند پاسخگوی مردم در تمام زمینه‌ها چه اقتصادی چه مدنی باشد، باز همان آش و همان کاسه. مردم برای دولت سنگ تمام گذاشتند، آن پنجاه درصد را می‌گویم که در پاسخ به ندای دولت وی را همراهی کردند تا لیست امیدی دیگر را روانه مجلس کنند. اکثریت مجلس همسو با دولت مطالبات را بالا می‌برد. اصلاحات باید نگران باشد که گفتمان مطالبه محوری که آنان را مرحله به مرحله با مناصب پیوند زده است به سنگ تجربه جایگاهش را در میان مردم از دست بدهد.

یکی از اصلاح‌طلبان در جواب اعتراض به اینکه بی عملند، می‌گفت کار کردن که فقط بیل زدن نیست. ما نیز که اصلاً بیلی نداشته‌ایم و صاحب بیل نبوده ایم دستمان بند است به این ورق کاغذها و ندای ما ندای هشدار است که این مردم هرکاری بلد نباشند قهر کردن را خوب بلدند. با بست نشستن در خانه‌هایشان نه تنها خانه خود را ویران می‌کنند که صد تا قفل بر در دکان‌های دو نبش اصلاح‌طلبان خواهند زد. انکار مشکلات موجود و محدودیت را نمی‌توان کرد، اما شما که وعده دادید باید راه حل رسیدن به آمال را هم بدانید. لبخند و ژست دیگر به کار این مردم نمی‌آید، مردم چشم انتظار نان و آزادی‌اند. این چهار سال‌ها و هشت سال‌ها عمر مردمان این سرزمین‌اند و تنها مقال زندگی ایشان.

نظرات   

 
0 # علی 1395-04-21 01:55
ای کا ش متوجه میشدم :(
پاسخ | پاسخ با نقل قول | نقل قول
 

اضافه کردن نظر

در زمینه‌ی انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:

لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
« ویرا » مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
« ویرا » از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر می‌شود.


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی

 تبلیغات سايت خبري ويرا

      09120440191

 

 

 

 

 

 

 

 تمام حقوق سایت متعلق به پایگاه اطلاع رسانی ویرا با مجوز رسمی از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی می باشد

Template Design:Dima Group